واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - قیدهای هدف و تأکید

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قیدهای هدف و تأکید را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اجرا کردن

عمداً

Ex: They deliberately delayed the meeting to buy more time .

آن‌ها عمداً جلسه را به تأخیر انداختند تا زمان بیشتری بخرند.

اجرا کردن

ناخواسته

Ex: I unintentionally deleted all the files from the folder .

من به طور ناخواسته تمام فایل‌ها را از پوشه حذف کردم.

consciously [قید]
اجرا کردن

آگاهانه

Ex: Most people do n't consciously think about each step when walking .

اکثر مردم به هر قدم هنگام راه رفتن آگاهانه فکر نمی‌کنند.

willfully [قید]
اجرا کردن

عمداً

Ex: She willfully withheld important evidence from the court .

او عمداً مدارک مهم را از دادگاه مخفی کرد.

اجرا کردن

استراتژیک

Ex: The city planner strategically designed green spaces to enhance the overall urban environment .

برنامه‌ریز شهری فضاهای سبز را به صورت استراتژیک طراحی کرد تا محیط شهری کلی را بهبود بخشد.

اجرا کردن

به‌طور غریزی

Ex: Birds instinctively migrate at certain times of the year .

پرندگان در زمان‌های خاصی از سال به طور غریزی مهاجرت می‌کنند.

اجرا کردن

ناخودآگاه

Ex: I unconsciously reached for my phone even though I had just checked it .

من ناخودآگاه به سمت تلفنم دست دراز کردم حتی با اینکه تازه آن را چک کرده بودم.

precisely [قید]
اجرا کردن

دقیقاً

Ex: This is precisely why we need to be careful .

این دقیقاً دلیلی است که چرا باید مراقب باشیم.

اجرا کردن

به ویژه

Ex: He works hard , particularly when preparing for presentations .

او سخت کار می‌کند، به ویژه هنگام آماده‌سازی برای ارائه‌ها.

اجرا کردن

مخصوصاً

Ex: The instructions were written specifically for beginners , with step-by-step guidance .

دستورالعمل‌ها به‌طور خاص برای مبتدیان نوشته شده‌اند، با راهنمایی گام‌به‌گام.

uniquely [قید]
اجرا کردن

منحصراً

Ex: Each snowflake is uniquely shaped , with no two being exactly alike .

هر دانه برف به شکل منحصر به فردی است، و هیچ دو دانه ای دقیقاً شبیه هم نیستند.

exclusively [قید]
اجرا کردن

منحصراً

Ex: The software is designed exclusively for Mac operating systems .

نرم‌افزار انحصاری برای سیستم‌های عامل مک طراحی شده است.

اجرا کردن

بدون قیدوشرط

Ex: Sarah unreservedly shared her thoughts and ideas during the brainstorming session .

سارا بی‌پروا افکار و ایده‌هایش را در جلسه طوفان فکری به اشتراک گذاشت.

manifestly [قید]
اجرا کردن

آشکارا

Ex: His commitment to the community was manifestly apparent through years of volunteer work .

تعهد او به جامعه از طریق سال‌ها کار داوطلبانه به وضوح آشکار بود.

utterly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: Her dedication to the cause was utterly commendable , inspiring others .

فداکاری او برای این هدف کاملاً قابل تحسین بود، الهام‌بخش دیگران.

indeed [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He was indeed the best candidate for the job .
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی