واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - ابعاد

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابعاد را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
towering [صفت]
اجرا کردن

تحسین برانگیز

Ex:

صخره‌های بلند در امتداد ساحل، منظره‌ای نفس‌گیر ایجاد کرده بودند.

sky-high [صفت]
اجرا کردن

بلند مثل آسمان

Ex:

طراحی بلندپروازانه برج آن را به یک نشانه برجسته تبدیل کرد که از مایل‌ها دورتر قابل مشاهده است.

lofty [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: The castle stood on a lofty hill , offering strategic advantages in times of war .

قلعه بر روی تپه‌ای بلند قرار داشت که در زمان جنگ مزایای استراتژیک ارائه می‌داد.

skycraping [صفت]
اجرا کردن

بسیار بلند

Ex:

برج سر به فلک کشیده به عنوان نمادی از معماری مدرن در شهر شلوغ ایستاده بود.

expanded [صفت]
اجرا کردن

گسترش یافته

Ex:

طرح‌های زیرساختی شهر شامل جاده‌های گسترش‌یافته برای مدیریت ترافیک افزایش‌یافته بود.

lengthened [صفت]
اجرا کردن

کشیده شده

Ex: His lengthened hair gave him a new look that surprised his friends .

موهای کشیده‌شده‌اش به او ظاهری جدید داد که دوستانش را متعجب کرد.

elongated [صفت]
اجرا کردن

کشیده

Ex: The artist 's sculpture depicted an elongated figure reaching towards the sky .

مجسمه ساز هنرمند یک شکل کشیده را به سمت آسمان نشان می داد.

to elongate [فعل]
اجرا کردن

کشیدن

Ex: As the artist worked , he was elongating the lines to create a sense of movement in the painting .

همانطور که هنرمند کار می‌کرد، او خطوط را کش می‌داد تا حس حرکت را در نقاشی ایجاد کند.

broadened [صفت]
اجرا کردن

گسترش یافته

Ex: The broadened balcony provided extra room for outdoor seating and a better view of the surroundings .

بالکن گسترده شده فضای اضافی برای نشستن در فضای باز و دید بهتری از محیط اطراف فراهم کرد.

elevated [صفت]
اجرا کردن

مرتفع

Ex: The new park features an elevated platform for visitors to enjoy the surrounding landscape .

پارک جدید دارای یک سکوی مرتفع است تا بازدیدکنندگان از مناظر اطراف لذت ببرند.

expansive [صفت]
اجرا کردن

گسترش پذیر

Ex: The expansive soil caused the foundation of the building to shift over time .

خاک منبسط شونده باعث جابجایی پایه‌های ساختمان در طول زمان شد.

to thicken [فعل]
اجرا کردن

غلیظ شدن

Ex: As the sauce reduced on the stove , it thickened , intensifying its flavor .

همانطور که سس روی اجاق کم می‌شد، غلیظ می‌شد و طعمش را تشدید می‌کرد.

to taper [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: After the peak season , customer inquiries tapered .

پس از فصل اوج، استعلامات مشتریان کاهش یافت.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی