واژگان ضروری برای TOEFL - زیست‌شناسی، فیزیک و شیمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زیست شناسی، فیزیک و شیمی، مانند "ارگانیسم"، "ماده"، "عنصر" و غیره را که برای آزمون TOEFL لازم است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

اجرا کردن

تولیدمثل

Ex: Conservationists worried that low genetic diversity from inbreeding would impair the species ' long‑term reproduction .

محافظان نگران بودند که تنوع ژنتیکی کم ناشی از آمیزش خویشاوندی، تولیدمثل بلندمدت گونه را مختل کند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

organism [اسم]
اجرا کردن

جاندار

Ex: Scientists study how environmental changes affect the behavior and survival of organisms .

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه تغییرات محیطی بر رفتار و بقای ارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد.

life cycle [اسم]
اجرا کردن

چرخه زندگی

Ex: They observed the entire life cycle of a plant in the school garden .

آنها چرخه زندگی کامل یک گیاه را در باغ مدرسه مشاهده کردند.

molecule [اسم]
اجرا کردن

مولکول

Ex: Larger molecules , like proteins , play important roles in living organisms .

مولکول‌های بزرگتر، مانند پروتئین‌ها، نقش‌های مهمی در موجودات زنده ایفا می‌کنند.

molecular [صفت]
اجرا کردن

مولکولی

Ex: Molecular synthesis involves the creation of new compounds through chemical reactions between molecules .

سنتز مولکولی شامل ایجاد ترکیبات جدید از طریق واکنش‌های شیمیایی بین مولکول‌ها می‌شود.

matter [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: Scientists study matter to understand its properties and behavior .

دانشمندان ماده را مطالعه می‌کنند تا خواص و رفتار آن را درک کنند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

element [اسم]
اجرا کردن

عنصر

Ex: Hydrogen is the simplest element , with only one proton in its nucleus .

عنصر ساده‌ترین هیدروژن است، با تنها یک پروتون در هسته آن.

evolution [اسم]
اجرا کردن

فرگشت

Ex: The fossil record provides evidence of the evolution of life forms from simple single-celled organisms to complex multicellular ones .

سوابق فسیلی شواهدی از تکامل اشکال زندگی از موجودات تک سلولی ساده تا موجودات چند سلولی پیچیده ارائه می‌دهد.

property [اسم]
اجرا کردن

خاصیت

Ex:

خاصیت شیمیایی اشتعال‌پذیری تعیین می‌کند که یک ماده چقدر به راحتی می‌تواند آتش بگیرد.

اجرا کردن

فتوسنتز

Ex: Scientists study artificial photosynthesis to create clean energy .

دانشمندان فتوسنتز مصنوعی را برای ایجاد انرژی پاک مطالعه می‌کنند.

DNA [اسم]
اجرا کردن

دی‌ان‌ای

Ex: Scientists use DNA analysis to identify individuals in criminal investigations .

دانشمندان از تجزیه و تحلیل DNA برای شناسایی افراد در تحقیقات جنایی استفاده می‌کنند.

gene [اسم]
اجرا کردن

ژن

Ex: His athletic abilities might be related to a specific gene he inherited .

توانایی‌های ورزشی او ممکن است به یک ژن خاص که به ارث برده مربوط باشد.

to react [فعل]
اجرا کردن

واکنش نشان دادن

Ex: When sodium reacts with water, it produces sodium hydroxide and hydrogen gas as byproducts.

وقتی سدیم با آب واکنش می‌دهد، هیدروکسید سدیم و گاز هیدروژن را به عنوان محصولات جانبی تولید می‌کند.

fiber [اسم]
اجرا کردن

رشته (عصبی)

Ex:

تمرینات فیزیوتراپی برای تقویت الیاف عضلانی اطراف مفصل آسیب‌دیده طراحی شده‌اند.

particle [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: Particles like photons exhibit both wave-like and particle-like behavior in quantum mechanics .

ذرات مانند فوتون‌ها هم رفتار موج‌گونه و هم ذره‌گونه در مکانیک کوانتومی نشان می‌دهند.

compound [اسم]
اجرا کردن

ترکیب (شیمیایی)

Ex: Table salt is a compound made from sodium and chlorine .

نمک خوراکی یک ترکیب ساخته شده از سدیم و کلر است.

bond [اسم]
اجرا کردن

پیوند شیمیایی

Ex: The strength of a chemical bond is determined by factors such as bond length , bond angle , and bond energy .

قدرت یک پیوند شیمیایی توسط عواملی مانند طول پیوند، زاویه پیوند و انرژی پیوند تعیین می‌شود.

atomic [صفت]
اجرا کردن

اتمی

Ex: Atomic bonding involves interactions between atoms to form molecules or compounds .

پیوند اتمی شامل تعاملات بین اتم‌ها برای تشکیل مولکول‌ها یا ترکیبات می‌شود.

parasite [اسم]
اجرا کردن

انگل

Ex: Scientists are studying the life cycle of the parasite to develop better treatments and preventative measures for the diseases it causes .

دانشمندان در حال مطالعه چرخه زندگی انگل هستند تا درمان‌ها و اقدامات پیشگیرانه بهتری برای بیماری‌هایی که ایجاد می‌کند، توسعه دهند.

instinct [اسم]
اجرا کردن

غریزه

Ex: Cats have a natural hunting instinct that drives them to stalk and pounce on prey .

گربه‌ها دارای غریزه شکار طبیعی هستند که آن‌ها را به تعقیب و حمله به شکار وادار می‌کند.

acid [اسم]
اجرا کردن

اسید

Ex:

دانشمند با احتیاط اسید سولفوریک را در آزمایشگاه جابه‌جا کرد، آگاه از خواص بسیار خورنده آن.

electron [اسم]
اجرا کردن

الکترون

Ex: A lightning strike is a massive movement of electrons through the air .

برخورد صاعقه یک حرکت عظیم الکترون‌ها در هوا است.

vapor [اسم]
اجرا کردن

بخار

Ex:

دانشمند رفتار بخار آب را هنگام تبدیل شدن به ابر در آزمایشگاه مشاهده کرد.

carbon [اسم]
اجرا کردن

کربن

Ex: The industrial process emits large amounts of carbon into the atmosphere .

فرآیند صنعتی مقادیر زیادی کربن را در اتمسفر منتشر می‌کند.

to dissolve [فعل]
اجرا کردن

حل شدن

Ex: As I stirred , the cocoa powder dissolved into the milk .

همانطور که هم می‌زدم، پودر کاکائو در شیر حل شد.