واژگان ضروری برای TOEFL - Religion

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد دین، مانند "معبد"، "حرم"، "روح" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
abbey [اسم]
اجرا کردن

صومعه

Ex: We visited the abbey during our vacation , marveling at its breathtaking architecture and tranquil surroundings .

ما در طول تعطیلات خود از صومعه دیدن کردیم، از معماری نفس‌گیر و محیط آرامش‌بخش آن شگفت‌زده شدیم.

temple [اسم]
اجرا کردن

معبد

Ex: They meditated in the serene atmosphere of the Buddhist temple .

آنها در فضای آرام معبد بودایی مراقبه کردند.

mosque [اسم]
اجرا کردن

مسجد

Ex: The mosque 's dome was adorned with intricate geometric patterns and calligraphy .

گنبد مسجد با طرح‌های هندسی پیچیده و خوشنویسی تزیین شده بود.

shrine [اسم]
اجرا کردن

زیارتگاه

Ex: The local community maintains the shrine as a sacred place of worship and reflection .

جامعه محلی معبد را به عنوان مکانی مقدس برای عبادت و تفکر حفظ می‌کند.

monastery [اسم]
اجرا کردن

دیر (مسیحیان)

Ex: The monastery is known for its centuries-old manuscripts and religious artifacts .

صومعه به دلیل دستنوشته‌های چند صد ساله و آثار مذهبی‌اش شناخته شده است.

اجرا کردن

مسیحیت

Ex: Major holidays in Christianity include Christmas and Easter , celebrating Jesus ' birth and resurrection .

تعطیلات اصلی در مسیحیت شامل کریسمس و عید پاک است که تولد و رستاخیز عیسی را جشن می‌گیرند.

Catholic [صفت]
اجرا کردن

کاتولیک

Ex: The Catholic tradition places significant importance on the intercession of saints .

سنت کاتولیک اهمیت قابل توجهی به شفاعت قدیسان می‌دهد.

Protestant [صفت]
اجرا کردن

پروتستانی

Ex:

بسیاری از فرقه‌های پروتستان به جای تعمید نوزادان، تعمید بزرگسالان را انجام می‌دهند.

Christ [اسم]
اجرا کردن

عیسی مسیح

Ex: The apostles spread the message of Christ throughout the ancient world .

حواریون پیام مسیح را در سراسر جهان باستان گسترش دادند.

Bible [اسم]
اجرا کردن

انجیل

Ex:

آموزه‌های کتاب مقدس بر عشق، دلسوزی و بخشش تأکید می‌کنند.

bishop [اسم]
اجرا کردن

اسقف (مسیحیت)

Ex: The bishop met with community leaders to discuss ways the church could support local social programs .

اسقف با رهبران جامعه ملاقات کرد تا در مورد راه‌هایی که کلیسا می‌تواند از برنامه‌های اجتماعی محلی حمایت کند، بحث کند.

Saint [اسم]
اجرا کردن

آدم مقدس

Ex:

سنت پیتر توسط کلیسای کاتولیک رومی به عنوان اولین پاپ شناخته می‌شود.

monk [اسم]
اجرا کردن

راهب

Ex: The monastery welcomed visitors who sought spiritual guidance from the monks .

صومعه از بازدیدکنندگانی استقبال کرد که به دنبال راهنمایی معنوی از راهبان بودند.

nun [اسم]
اجرا کردن

راهبه

Ex: The convent provided a peaceful retreat for the nuns to focus on their spiritual growth .

صومعه یک پناهگاه آرام برای راهبه‌ها فراهم کرد تا بر رشد معنوی خود تمرکز کنند.

to preach [فعل]
اجرا کردن

موعظه کردن

Ex: The priest was invited to preach during the special Easter service , focusing on the message of resurrection .

کشیش برای موعظه کردن در طول مراسم ویژه عید پاک دعوت شد، با تمرکز بر پیام رستاخیز.

soul [اسم]
اجرا کردن

روح

Ex: Meditation and prayer are practices that help him nourish his soul .

مدیتیشن و نماز تمرین‌هایی هستند که به او کمک می‌کنند روح خود را تغذیه کند.

heaven [اسم]
اجرا کردن

بهشت

Ex: Teachings often encourage individuals to strive for a life that leads to heaven .

آموزه‌ها اغلب افراد را تشویق می‌کنند تا برای زندگی‌ای که به بهشت منجر می‌شود تلاش کنند.

hell [اسم]
اجرا کردن

جهنم

Ex: The teachings often emphasize the importance of repentance to avoid hell .
spiritual [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The cathedral 's architecture evoked a sense of spiritual awe and reverence .

معماری کلیسا احساسی از ترس و احترام معنوی را برانگیخت.

to worship [فعل]
اجرا کردن

عبادت کردن

Ex: In traditional cultures , people would gather at the sacred stone circle to worship the sun god and celebrate the changing seasons .

در فرهنگ‌های سنتی، مردم در دایره‌ی سنگی مقدس جمع می‌شدند تا پرستش خدای خورشید را انجام دهند و تغییر فصل‌ها را جشن بگیرند.

ritual [اسم]
اجرا کردن

آیین

Ex:

شرکت‌کنندگان در مراسم، آیین خم شدن و خواندن دعاها را دنبال کردند.

sin [اسم]
اجرا کردن

گناه

Ex: He sought forgiveness for his sins during confession .

او در طول اعتراف به دنبال بخشش برای گناهان خود بود.

faith [اسم]
اجرا کردن

ایمان

Ex: Through prayer and meditation , she seeks to deepen her connection to her faith and spirituality .

از طریق نماز و مراقبه، او می‌کوشد ارتباط خود را با ایمان و معنویت خود عمیق‌تر کند.

divine [صفت]
اجرا کردن

الهی

Ex: The priestess received divine inspiration through visions and dreams .

کاهنه از طریق رویاها و خواب‌ها الهام الهی دریافت کرد.

devil [اسم]
اجرا کردن

شیطان

Ex: The villagers believed that the old , abandoned house was haunted by the devil .

روستاییان باور داشتند که خانه قدیمی و رها شده توسط شیطان تسخیر شده است.

Islam [اسم]
اجرا کردن

اسلام

Ex: During Ramadan , Muslims fast from dawn to sunset as an act of devotion and spiritual reflection in accordance with Islam .

در طول رمضان، مسلمانان از طلوع تا غروب آفتاب روزه می‌گیرند به عنوان عملی از تقوا و تأمل روحی مطابق با اسلام.

Muslim [اسم]
اجرا کردن

مسلمان

Ex:

بسیاری از مسلمانان به اهمیت پیروی از پنج ستون اسلام اعتقاد دارند.

Buddhism [اسم]
اجرا کردن

آیین بودایی

Ex: She traveled to Thailand to learn more about the traditions and practices of Buddhism .

او برای یادگیری بیشتر درباره سنت‌ها و اعمال بوداییسم به تایلند سفر کرد.

اجرا کردن

رستگاری (در آیین هندوئیسم و بودائیسم)

Ex:
to convert [فعل]
اجرا کردن

تغییر مذهب دادن

Ex: Ahmed 's study of Islamic philosophy and theology inspired him to convert to Islam .

مطالعه احمد در فلسفه و الهیات اسلامی او را به گرایش به اسلام الهام بخشید.

carnival [اسم]
اجرا کردن

کارناوال

Ex: Every year , the carnival becomes more vibrant and exciting .

هر سال، کارناوال پرجنب‌وجوش‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌شود.

اجرا کردن

قربانی کردن

Ex: He felt conflicted about sacrificing a part of his harvest as an offering to the spirits .

او درباره قربانی کردن بخشی از محصولش به عنوان پیشکش به ارواح احساس تعارض می‌کرد.

cult [اسم]
اجرا کردن

فرقه

Ex: Members of the cult isolated themselves from society to maintain their beliefs .

اعضای فرقه خود را از جامعه جدا کردند تا باورهای خود را حفظ کنند.

اجرا کردن

بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن

Ex: A special event was organized to commemorate the scientist 's groundbreaking discovery .

یک رویداد ویژه برای یادبود کشف انقلابی دانشمند سازماندهی شد.