واژگان ضروری برای TOEFL - اقتصاد
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اقتصاد، مانند "اعتبار"، "سررسید"، "بازده" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to provide funds or an amount of money

سرمایهگذاری کردن
سرمایهگذاران اغلب استارتاپها را تامین مالی میکنند تا از رشد و توسعه آنها حمایت کنند.
assets used to generate more assets, especially in business or production

سرمایه
آنها سرمایه جمعآوری کردند تا عملیاتها را گسترش دهند.
the ability to obtain goods, services, or funds based on trust, allowing payment to be deferred

اعتبار
فروشگاه اعتبار را به مشتریان وفادار تمدید کرد.
an entry indicating an increase in assets or an expense, and a decrease in debts or income

بدهی
یک بدهکار به حساب هزینه شرکت انجام شد.
the amount of money spent to do or have something

هزینه
تعمیرات غیرمنتظره خودرو اغلب میتواند یک هزینه قابل توجه برای بسیاری از افراد باشد.
(of a payment, debt, etc.) scheduled or required to be paid immediately or at a specific time

موعد (پرداخت، انجام کاری و...)
پرداخت وام او سررسید شده تا پایان هفته.
an amount of profit gained from an investment or business

سود, بهره
خط تولید جدید شرکت به افزایش قابل توجه بازده کلی آن برای سه ماهه کمک کرد.
a document given by a bank to an account holder, providing a summary of all financial transactions within a specified period

گردش حساب
صورتحساب بانکی تراکنشهای غیرمجاز را نشان داد و باعث شد صاحب حساب کلاهبرداری را به بانک گزارش دهد.
the occasions or events like concert or performance that are arranged with the aim of generating funds for those who are in need

مراسم خیریه, حراج، نمایش و برنامه هنری که درآمد آن به مصارف خیریه میرسد
to increase in terms of amount, value, intensity, etc.

افزایش یافتن, بالا رفتن
با افزایش تقاضا برای خدمات آنلاین، استفاده از اینترنت به طور قابل توجهی افزایش یافت.
(economics) to lose value suddenly and significantly

به شدت سقوط کردن (ارزش سهام و...)
حباب صنعت فناوری ترکید و باعث سقوط سهام بسیاری از شرکتها شد.
a sudden decrease in something's value, such as a price or stock

سقوط (ارزش)
فروپاشی حباب فناوری در اوایل دهه 2000 باعث ضررهای عظیم در بازار سهام شد.
the money that is regularly earned from a job or through an investment

درآمد
آنها تصمیم گرفتند در املاک اجارهای سرمایهگذاری کنند تا جریان ثابتی از درآمد غیرفعال ایجاد کنند.
the total income generated from business activities or other sources

درآمد
فروش بلیط منبع اصلی درآمد برای تئاتر است.
a very large sum of money

پول کلان
کارآفرین از استارتاپ موفق فناوری خود ثروت به دست آورد.
the money that is paid to a professional or an organization for their services

شهریه, هزینه
ما مجبور شدیم یک هزینه کوچک برای دسترسی به دوره آنلاین بپردازیم.
to put an amount of money or other item of value into a bank account

به حساب ریختن, واریز کردن
شرکت درآمدهای نقدی روزانه خود را به حساب جاری تجاری خود واریز میکند.
to take money out of an account, fund, or financial institution

برداشت کردن, درآوردن
او 100 دلار از حساب پسانداز خود برداشت کرد تا بلیطهای کنسرت را پرداخت کند.
to legally prevent money, property, or a bank account from being used or sold

مسدود کردن
در موارد مشکوک به تقلب، بانکها اختیار مسدود کردن حسابها را دارند تا از معاملات غیرمجاز بیشتر جلوگیری شود.
to withdraw more money from a bank account than is available

(از حساب بانکی) اضافه برداشت کردن
اگر حساب خود را بیش از حد برداشت کنید، بانک ممکن است هزینه اضافه برداشت از شما دریافت کند.
something that is voluntarily given to someone or an organization to help them, such as money, food, etc.

کمک (پولی و غیره)
او یک جمعآوری کمکهای مالی برای جمعآوری کمکهای مالی برای بیخانمانها ترتیب داد.
a specific amount of money set aside for a particular use

بودجه
او یک بودجه هفتگی برای خرید مواد غذایی تعیین کرد.
a valuable resource or quality owned by an individual, organization, or entity, typically with economic value and the potential to provide future benefits

دارایی, سرمایه
سرمایه انسانی، مانند دانش، مهارتها و تخصص، یک دارایی مهم برای سازمانهایی است که به دنبال مزیت رقابتی هستند.
having little or no financial resources

بیپول, ورشکسته
او پس از خرید آن لپتاپ گرانقیمت بیپول است.
a situation in which a person or business is unable to pay due debts

ورشکستگی
او برای مدیریت بدهی سنگین خود درخواست ورشکستگی داد.
to make a person or thing move from a place, situation, or person to another

انتقال دادن
پس از اتمام پروژه، تحلیلگر داده مجبور شد یافتهها را به تیم ارائه منتقل کند برای گزارشهای نهایی.
the system in which money, goods, and services are produced or distributed within a country or region

اقتصاد
نرخهای بالای تورم میتوانند با کاهش قدرت خرید و افزایش هزینهها تأثیر منفی بر اقتصاد بگذارند.
the relationship between the amount of goods or services that are available and the amount that people want to buy, especially when this controls prices

عرضه و تقاضا
the business of trading and exchanging shares of different companies

بازار بورس
او تصمیم گرفت در بورس اوراق بهادار سرمایهگذاری کند تا داراییهای مالی خود را متنوع کند و به طور بالقوه ثروت خود را افزایش دهد.
any of the equal portions of a company's stock that is available for public to buy and gain benefit

سهام
هر سهم در شرکت به شما یک رأی در جلسه سالانه میدهد.
a hard time in a country's economy characterized by a reduction in employment, production, and trade

رکود
دولت اقداماتی را برای تحریک اقتصاد و کمک به کاهش اثرات رکود اجرا کرد.
a list of goods or services received and their total cost

فاکتور
او فاکتور را برای پردازش پردازش کرد، مطمئن شد که تمام جزئیات دقیق بودند.
the process or provision of financial aid for something such as a charity or cause, usually through holding special events

جمعآوری اعانه, تأمین مالی
کمپین جذب سرمایه مدرسه با موفقیت توانست کمکهای مالی کافی برای ساخت یک زمین بازی جدید جمعآوری کند.
a system of international trading in which there are no restrictions or taxes on goods bought or sold

تجارت آزاد
کشور با کشورهای همسایه خود یک توافقنامه تجارت آزاد امضا کرد که هدف آن افزایش صادرات و جذب سرمایهگذاری خارجی است.
an economic system that is not operated by the government rather by free competition and supply and demand

بازار آزاد
گذار کشور به سیستم بازار آزاد منجر به افزایش رقابت و رشد اقتصادی شد.
a change toward a smaller, lower, or reduced state

کاهش
یک کاهش قابل توجه در حضور در کنسرت وجود داشت.
(economics) an unprocessed material that can be traded in different exchanges or marketplaces

کالای اقتصادی
به دلیل افزایش آگاهی بهداشتی، تقاضا برای محصولات ارگانیک به عنوان یک کالا در سوپرمارکتها افزایش یافته است.
