to understand or do something incorrectly
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 4 - شنیداری - بخش 1 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to understand or do something incorrectly
در صورتی که
یک جعبه کمکهای اولیه در ماشین نگه دارید در صورتی که هرگونه آسیب جزئی در طول سفر کمپینگ ما پیش آید.
عملی
او یک ماشین عملی خرید که کم مصرف و جادار بود.
دستهبندی کردن
او نیاز داشت قبل از روشن کردن ماشین لباسشویی لباسها را مرتب کند.
دریافت کردن
او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.
میز پذیرش
نشان
کاشناس جوان نشانهای شایستگی خود را در کمپینگ، کمکهای اولیه و گرهزنی به دست آورد و با افتخار آنها را روی یونیفرم خود دوخت.
خریدار
با لیستی در دست، خریدار در راهروهای فروشگاه مواد غذایی حرکت کرد و اقلام را در حین پیشروی علامت زد.
به سمت رفتن
ماهی به سرعت به سمت آب رفت تا از تور فرار کند.
پالتو
دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی میکند.
کولهپشتی
تسمههای محکم کولهپشتی آن را حتی در پیادهرویهای طولانی راحت برای حمل میکرد.
کمد وسایل شخصی
دفتر کمدهای قفل دار را برای کارمندان فراهم میکند تا در ساعات کاری کتها و وسایل شخصی خود را در آنجا نگهداری کنند.
هر کدام که
هر کدام که جایزه را ببرد، من خوشحال خواهم بود.
خالی
او یک جای پارک خالی دقیقاً جلوی ساختمان پیدا کرد.
گم کردن
به نظر میرسد بسته در حین حمل و نقل گم شده است.
بخش منابع انسانی (شرکت، سازمان و غیره)
شرکت در حال گسترش است، بنابراین منابع انسانی در حال استخدام نیروی بیشتر است.
to write down or record information, typically in a brief or concise form, to remember it or refer to it later
کارت شناسایی
به بسیاری از دانشجویان کارت شناسایی داده میشود که به آنها دسترسی به امکانات و رویدادهای دانشگاه را میدهد.
ملحق شدن
حل کردن
آنها توانستند مشکلات مالی را حل کنند و بودجهای برای پروژه فراهم کنند.
دفتر
دفتر او پنجره بزرگی با منظره ای عالی از خط افق شهر دارد.
چند
من چند بار قبلتر به پاریس رفتهام.
راهپله
او پلهها را با چراغهای تعطیلات تزئین کرد.
مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
آنها بیصبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.
شروع کردن
بیایید شروع کنیم به تکالیفمان تا بتوانیم زود تمامش کنیم.
دوتا
کد نیاز به وارد کردن یک صفر دوبل برای رفتن به صفحه بعدی داشت.
کار
به او وظیفه سازماندهی رویداد شرکت داده شد.
پیشخوان
نانوایی کیکهایش را روی پیشخوان نمایش داد.
برچسب
برچسب روی بطری دارو در مورد عوارض جانبی احتمالی هشدار میداد.
اتاق معلمان
او به اتاق کارکنان رفت تا چند دقیقه استراحت کند.
نامه انتصاب
او نامه انتصاب را قبل از شروع نقش جدیدش امضا کرد.
used to show readiness or agreement to carry out a request, suggestion, or instruction