کمبریج IELTS 19 - آکادمیک "آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)" واژگان

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (3) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge IELTS 19 - آکادمیک
wage [اسم]
اجرا کردن

دستمزد

Ex:

او از دستمزد خود از کار نیمه وقت برای پس‌انداز هزینه‌های دانشگاه استفاده کرد.

along with [حرف اضافه]
اجرا کردن

به همراه

Ex: Along with the email , she received an attached document outlining the terms .

همراه با ایمیل، او سندی ضمیمه دریافت کرد که شرایط را شرح می‌داد.

pace [اسم]
اجرا کردن

سرعت (پیشرفتِ کاری)

Ex: The pace of the conversation slowed as they delved into deeper topics .

سرعت گفتگو کند شد وقتی که آنها به موضوعات عمیق‌تر پرداختند.

to fuel [فعل]
اجرا کردن

تحریک کردن

Ex: His ambition fueled his relentless work ethic .

جاه طلبی او تقویت کرد اخلاق کاری بی امانش را.

opposition [اسم]
اجرا کردن

مخالفت

Ex: They faced opposition at every stage of the negotiation .
to object [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: The environmentalists strongly objected to the government 's decision to allow drilling in the protected area .

محیط‌بانان به شدت به تصمیم دولت برای اجازه حفاری در منطقه حفاظت‌شده اعتراض کردند.

mechanized [صفت]
اجرا کردن

مکانیزه

Ex: The factory uses mechanized equipment to assemble the parts .

کارخانه از تجهیزات مکانیزه برای مونتاژ قطعات استفاده می‌کند.

loom [اسم]
اجرا کردن

جولایی

Ex: The loom clattered rhythmically as the fabric took shape .

دستگاه بافندگی با ضرباهنگی منظم صدا می‌کرد در حالی که پارچه شکل می‌گرفت.

craft [اسم]
اجرا کردن

صنایع دستی

Ex: Traditional crafts like basket-making are dying out in modern cities .

صنایع دستی سنتی مانند سبدبافی در شهرهای مدرن در حال ناپدید شدن هستند.

to fear [فعل]
اجرا کردن

نگران بودن

Ex: She feared the storm would damage her house .

او ترسید که طوفان به خانه‌اش آسیب بزند.

unskilled [صفت]
اجرا کردن

غیر ماهر

Ex: The construction company employed unskilled staff for simple tasks .

شرکت ساختمانی برای کارهای ساده، پرسنل غیرماهر استخدام کرد.

to rob [فعل]
اجرا کردن

غارت کردن

Ex: Unfair policies are robbing marginalized communities of essential social services .

سیاست‌های ناعادلانه، خدمات اجتماعی ضروری را از جوامع حاشیه‌نشین می‌ربایند.

livelihood [اسم]
اجرا کردن

وسیله معاش

Ex: Artisans rely on their craft as their livelihood , creating handmade products to sell at markets or online .

صنعتگران به صنعت خود به عنوان معیشت متکی هستند، محصولات دست ساز را برای فروش در بازارها یا آنلاین ایجاد می‌کنند.

desperate [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex:

مجرمین نومید برای فرار از دستگیری به روش‌های خشونت‌آمیز متوسل شدند.

اجرا کردن

به‌زور وارد شدن (برای دزدی)

Ex: Breaking into someone 's car is a serious offense .

شکستن و ورود به ماشین کسی یک جرم جدی است.

to smash [فعل]
اجرا کردن

شکستن

Ex: The protesters smashed the barricades erected by the police during the demonstration .

معترضان خرد کردند موانعی را که پلیس در طول تظاهرات برپا کرده بود.

apprentice [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: He started as an apprentice and later became a master carpenter .

او به عنوان یک شاگرد شروع کرد و بعدها به یک استادکار نجار تبدیل شد.

to wreck [فعل]
اجرا کردن

تخریب کردن

Ex: The ongoing neglect of maintenance is wrecking the machinery .

بی‌توجهی مداوم به نگهداری در حال خراب کردن ماشین‌آلات است.

instance [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: She cited an instance from history to illustrate her point about political change .

او یک مثال از تاریخ آورد تا نظر خود را درباره تغییر سیاسی روشن کند.

practice [اسم]
اجرا کردن

در عمل

Ex: The practice of these safety protocols has greatly reduced workplace accidents .

تمرین این پروتکل‌های ایمنی به میزان زیادی از حوادث محل کار کاسته است.

case [اسم]
اجرا کردن

مورد

Ex: Each case of misconduct will be reviewed by the disciplinary committee .

هر مورد از سوء رفتار توسط کمیته انضباطی بررسی خواهد شد.

gunfire [اسم]
اجرا کردن

شلیک گلوله

Ex: The movie scene was so realistic that the audience could almost feel the tension of the gunfire .
guard [اسم]
اجرا کردن

نگهبان

Ex: The museum employs guards to protect valuable artifacts and artwork .

موزه از نگهبانان برای محافظت از آثار و هنرهای ارزشمند استفاده می‌کند.

employer [اسم]
اجرا کردن

کارفرما

Ex: The restaurant owner was known for being a fair and supportive employer , fostering a positive work environment for staff .

صاحب رستوران به عنوان یک کارفرما منصف و حمایت‌گر شناخته می‌شد که محیط کاری مثبتی برای کارکنان فراهم می‌کرد.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: The mechanic will install the new engine components to improve the car 's performance .

مکانیک قطعات جدید موتور را نصب خواهد کرد تا عملکرد ماشین را بهبود بخشد.

machinery [اسم]
اجرا کردن

ماشین‌آلات

Ex: The factory was filled with heavy machinery , each performing a specific function in the production line .

کارخانه پر از ماشین‌آلات سنگین بود، هر کدام عملکرد خاصی در خط تولید داشتند.

to respond [فعل]
اجرا کردن

واکنش نشان دادن

Ex: He responded to the challenge by working harder to improve his skills .

او با سخت‌تر کار کردن برای بهبود مهارت‌هایش به چالش پاسخ داد.

uprising [اسم]
اجرا کردن

قیام

Ex: The uprising began with peaceful protests but turned violent after police intervention .

قیام با اعتراضات مسالمت‌آمیز آغاز شد اما پس از مداخله پلیس خشونت‌آمیز شد.

punishable [صفت]
اجرا کردن

قابل مجازات

Ex: Violating a restraining order is punishable with legal penalties , including arrest .

تخطی از دستور منع قابل مجازات است با مجازات‌های قانونی، از جمله دستگیری.

unrest [اسم]
اجرا کردن

ناآرامی

Ex: The city was under curfew due to the recent civil unrest .

شهر به دلیل ناآرامی‌های اخیر مدنی تحت حکومت نظامی بود.

output [اسم]
اجرا کردن

تولید

Ex: The team 's collaborative output exceeded expectations for the quarter .

خروجی مشارکتی تیم از انتظارات برای سه ماه فراتر رفت.

overall [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: He had his ups and downs , but overall , he had a happy childhood .

او فراز و نشیب‌هایی داشت، اما به طور کلی، کودکی شادی داشت.

اجرا کردن

سطح زندگی

Ex: Technological advancements have led to an increase in the standard of living , providing easier access to information and communication .
to struggle [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن (با وجود چالش‌ها)

Ex: The hikers struggled up the steep hill , each step more tiring than the last .

کوهنوردان برای بالا رفتن از تپه شیبدار تلاش می‌کردند، هر قدم خسته‌کننده‌تر از قدم قبل.

اجرا کردن

کارگر کارخانه

Ex: As a factory worker , she often worked long hours , but she appreciated the stability it provided for her family .

به عنوان یک کارگر کارخانه، او اغلب ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما از ثباتی که برای خانواده‌اش فراهم می‌کرد قدردانی می‌کرد.

extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

peak [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: She felt she was at the peak of her creativity while working on her latest art project .

او احساس کرد که در اوج خلاقیت خود است در حالی که روی آخرین پروژه هنری خود کار می‌کرد.

mill [اسم]
اجرا کردن

کارخانه آسیاب گندم

to follow [فعل]
اجرا کردن

پس از (چیزی بودن)

Ex: She ordered a salad as an appetizer and steak to follow .

او یک سالاد به عنوان پیش غذا و استیک برای دنبال کردن سفارش داد.

dozen [اسم]
اجرا کردن

دو جین

Ex: He ’s tried dozens of ways to fix the issue but still no success .

او ده‌ها راه برای رفع مشکل امتحان کرده اما هنوز موفق نشده است.

to hang [فعل]
اجرا کردن

اعدام شدن

Ex: During the Salem witch trials , many of those accused of witchcraft were hanged , a tragic consequence of mass hysteria and injustice .

در طول محاکمات جادوگران سالم، بسیاری از کسانی که به جادوگری متهم شده بودند اعدام شدند، که نتیجه‌ای غم‌انگیز از هیستری جمعی و بی‌عدالتی بود.

resistance [اسم]
اجرا کردن

a covert group organized to oppose or overthrow an occupying power or government

Ex: He joined the local resistance to fight against oppression .
to vanish [فعل]
اجرا کردن

ناپدید شدن

Ex: The rare species has nearly vanished from the wild .

گونه نادر تقریباً از طبیعت ناپدید شده است.

to link [فعل]
اجرا کردن

پیوند دادن

Ex: The neighborhoods link through a network of pathways for easy access .

محله‌ها از طریق یک شبکه از مسیرها به هم متصل می‌شوند برای دسترسی آسان.

supply [اسم]
اجرا کردن

ذخیره

Ex: There was a shortage of medical supplies during the peak of the pandemic .

در اوج همه‌گیری، کمبود تجهیزات پزشکی وجود داشت.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

benefit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: He realized the benefit of his hard work when he was promoted .

او سود کار سخت خود را زمانی که ترفیع گرفت، فهمید.

loss [اسم]
اجرا کردن

از دست دادن

Ex: The loss of her keys caused her to be late .
sympathy [اسم]
اجرا کردن

همدردی

Ex: The counselor showed sympathy towards the student who was struggling with anxiety .

مشاور نسبت به دانش‌آموزی که با اضطراب دست و پنجه نرم می‌کرد همدردی نشان داد.

frame [اسم]
اجرا کردن

دار

Ex: Many cloth makers used a weaving frame in their shops .

بسیاری از سازندگان پارچه از قاب بافندگی در مغازه های خود استفاده می کردند.

Luddite [اسم]
اجرا کردن

لودیت

Ex:

لادیت‌ها عمدتاً کارگران ماهری بودند که از دست دادن شغل خود به دلیل ماشین‌آلات جدید می‌ترسیدند.

to rumor [فعل]
اجرا کردن

شایعه پراکنی کردن

Ex: They rumored that a major change was coming to the company .

آنها شایعه کردند که تغییر بزرگی در شرکت در راه است.

all but [قید]
اجرا کردن

تقریبا

Ex: Her childhood memories were all but faded .

خاطرات دوران کودکی او تقریباً محو شده بود.

Cambridge IELTS 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 آزمون 1 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 4 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - متن 1 (1) آزمون 1 - خواندن - متن 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - متن 2 (1) آزمون 1 - خواندن - متن 2 (2) آزمون 1 - خواندن - بخش 2 (3) آزمون 1 - خواندن - بند 3 (1)
آزمون 1 - خواندن - بند 3 (2) آزمون 1 - خواندن - متن 3 (3) آزمون 2 - شنیدن - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - متن 1 (1) آزمون 2 - خواندن - متن 1 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - بخش 2 (1) آزمون 2 - خواندن - بخش 2 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 2 (3) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - متن 3 (2) آزمون 2 - خواندن - متن 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 3 - خواندن - بخش 1 (1) آزمون 3 - خواندن - بخش 1 (2) آزمون 3 - خواندن - بخش 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - بخش 2 (2) آزمون 3 - خواندن - متن 2 (3) آزمون 3 - خواندن - بخش 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - متن 3 (2) آزمون 3 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - خواندن - متن 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
آزمون 4 - خواندن - بخش 1 (1) آزمون 4 - خواندن - بخش 1 (2) آزمون 4 - خواندن - قطعه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - بخش 2 (1)
آزمون 4 - خواندن - متن 2 (2) آزمون 4 - خواندن - متن 2 (3) آزمون 4 - خواندن - بخش 2 (4) آزمون 4 - خواندن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - بخش 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - متن 3 (4)