کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3)

اینجا می‌توانید واژگان تست 4 - خواندن - متن 2 (3) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
grave [صفت]
اجرا کردن

جدی و مهم

Ex: The security briefing conveyed the grave threat posed by the terrorist organization , prompting heightened security measures .

جلسه توجیهی امنیتی، تهدید جدی ناشی از سازمان تروریستی را منتقل کرد که منجر به افزایش اقدامات امنیتی شد.

threat [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: Rising unemployment rates are seen as a potential threat to the country 's economic stability .
vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

function [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex: A smartphone has multiple functions beyond calling .
sediment [اسم]
اجرا کردن

رسوب

Ex: Heavy rainfall can lead to erosion , washing sediment into nearby streams .

بارندگی شدید می‌تواند منجر به فرسایش شود و رسوبات را به جریان‌های آب نزدیک شستشو دهد.

اجرا کردن

به طور قابل توجهی

Ex: Significantly , the law was passed without a single vote of opposition .

به طور قابل توجهی، قانون بدون یک رای مخالف تصویب شد.

to disturb [فعل]
اجرا کردن

به هم زدن

Ex: The malfunctioning equipment disturbed the production line , causing a halt in operations .

تجهیزات معیوب اختلال در خط تولید ایجاد کرد و باعث توقف عملیات شد.

اجرا کردن

اقیانوس‌شناسی

Ex: Oceanography plays a crucial role in understanding the Earth 's climate system , as oceans act as a major heat reservoir and influence global weather patterns .

اقیانوس‌شناسی نقش حیاتی در درک سیستم آب و هوایی زمین دارد، زیرا اقیانوس‌ها به عنوان مخزن اصلی گرما عمل می‌کنند و بر الگوهای آب و هوایی جهانی تأثیر می‌گذارند.

to occupy [فعل]
اجرا کردن

اشغال کردن

Ex: The massive painting was meant to occupy the entire gallery wall .

نقاشی عظیم قرار بود که تمام دیوار گالری را اشغال کند.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

اجرا کردن

مدیر عامل

Ex: The chief executive announced a new strategy to improve the company ’s performance .

مدیر عامل یک استراتژی جدید برای بهبود عملکرد شرکت اعلام کرد.

to arise [فعل]
اجرا کردن

پدید آمدن

Ex: It was only when the sun set that the need for additional lighting arose in the outdoor event .

فقط زمانی که خورشید غروب کرد، نیاز به روشنایی اضافی در رویداد فضای باز به وجود آمد.

gold rush [اسم]
اجرا کردن

تب طلا

Ex: During the gold rush , people from around the world traveled to stake their claims .

در طول تب طلا، مردم از سراسر جهان برای ادعای حقوق خود سفر کردند.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

past [صفت]
اجرا کردن

گذشته

Ex: Past mistakes served as valuable lessons for future decision-making .

اشتباهات گذشته به عنوان درس‌های ارزشمندی برای تصمیم‌گیری‌های آینده عمل کردند.

including [حرف اضافه]
اجرا کردن

شامل

Ex:

چندین کشور، از جمله فرانسه و ایتالیا، در اجلاس شرکت کردند.

general [صفت]
اجرا کردن

عمومی

Ex: It ’s a general principle that honesty is important .

این یک اصل کلی است که صداقت مهم است.

indigenous [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: Indigenous leaders are advocating for greater autonomy and recognition of their ancestral land rights .

رهبران بومی در حال دفاع از خودمختاری بیشتر و به رسمیت شناختن حقوق ارضی اجدادی خود هستند.

right [اسم]
اجرا کردن

حق

Ex: Citizens are granted the right to a fair trial under the law .
center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex: The city 's cultural center hosts art exhibitions , concerts , and theater performances .

مرکز فرهنگی شهر میزبان نمایشگاه‌های هنری، کنسرت‌ها و اجراهای تئاتر است.

limited [صفت]
اجرا کردن

محدود

Ex: His knowledge of the subject was limited , making it difficult for him to contribute to the discussion .

دانش او در مورد موضوع محدود بود، که مشارکت او در بحث را دشوار می‌کرد.

Mars [اسم]
اجرا کردن

مریخ

Ex: NASA 's Perseverance rover is currently exploring Mars , searching for signs of ancient microbial life .

مریخ‌نورد پرسویرنس ناسا در حال حاضر در حال کاوش مریخ است، به دنبال نشانه‌هایی از زندگی میکروبی باستانی.

Venus [اسم]
اجرا کردن

زهره (سیاره)

Ex: The thick atmosphere of Venus is primarily composed of carbon dioxide , causing a runaway greenhouse effect that makes it the hottest planet in the solar system .

اتمسفر ضخیم زهره عمدتاً از دی‌اکسید کربن تشکیل شده است که باعث اثر گلخانه‌ای بی‌کنترل می‌شود و آن را به داغ‌ترین سیاره در منظومه شمسی تبدیل می‌کند.

to map [فعل]
اجرا کردن

نقشه کشی کردن

Ex: Surveyors were sent to map the forested area , recording tree species , topography , and wildlife habitats .

نقشه‌برداران برای نقشه‌برداری از منطقه جنگلی فرستاده شدند، گونه‌های درختان، توپوگرافی و زیستگاه‌های حیات وحش را ثبت کردند.

in detail [قید]
اجرا کردن

به تفصیل

Ex: The report analyzed the data in detail , examining various factors .

گزارش داده‌ها را به تفصیل تحلیل کرد و عوامل مختلف را بررسی نمود.

to remark [فعل]
اجرا کردن

اظهارنظر کردن

Ex:

معلم از دانش‌آموزان خواست که مقاله را بخوانند و در مورد موضوعات و ایده‌های اصلی در انشاهای خود اظهار نظر کنند.

with respect to [حرف اضافه]
اجرا کردن

در رابطه با

Ex: With respect to the recent changes in the law , we need to review our contracts .

در رابطه با تغییرات اخیر در قانون، ما نیاز به بررسی قراردادهای خود داریم.

policy [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌گذاری

Ex: The insurance company revised its policy to offer better coverage for natural disasters .
journal [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: The business journal reported on the recent changes in market trends .

مجله تجاری در مورد تغییرات اخیر در روندهای بازار گزارش داد.

vent [اسم]
اجرا کردن

دهانه آتشفشان

to meet [فعل]
اجرا کردن

تماس برقرار کردن

Ex: The two rivers meet at the confluence , creating a stunning natural spectacle .

دو رودخانه در محل تلاقی به هم می‌رسند، یک منظره طبیعی خیره‌کننده ایجاد می‌کنند.

magma [اسم]
اجرا کردن

ماگما

Ex: When magma cools underground , it forms intrusive igneous rocks like granite .

وقتی ماگما در زیر زمین سرد می‌شود، سنگ‌های آذرین نفوذی مانند گرانیت را تشکیل می‌دهد.

crucial [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Feedback from customers is crucial for improving product quality .
اجرا کردن

تنوع زیستی

Ex: Preserving biodiversity is crucial for maintaining the balance of natural ecosystems .

حفظ تنوع زیستی برای حفظ تعادل اکوسیستم‌های طبیعی حیاتی است.

surround [اسم]
اجرا کردن

محدوده

Ex: The bustling city surround was full of energy and excitement .

محیط پرجنب‌وجوش شهر پر از انرژی و هیجان بود.

crustacean [اسم]
اجرا کردن

سخت‌پوست

Ex: The seafood restaurant offers a delicious menu featuring various crustaceans , including lobster and crab .

رستوران غذاهای دریایی منوی خوشمزه‌ای ارائه می‌دهد که شامل سخت‌پوستان مختلف از جمله خرچنگ و لابستر می‌شود.

clam [اسم]
اجرا کردن

صدف دوکفه‌ای

slug [اسم]
اجرا کردن

لیسه (نوعی جانور)

اجرا کردن

به‌طور فزاینده

Ex: The use of renewable energy sources is becoming increasingly popular .

استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شود.

to pose [فعل]
اجرا کردن

ایجاد کردن

Ex: The lack of proper safety measures at the construction site poses a potential risk to workers .

عدم وجود اقدامات ایمنی مناسب در محل ساخت و ساز ایجاد خطر بالقوه برای کارگران می‌کند.

اجرا کردن

هیدروترمال

Ex: Hydrothermal energy can be used to produce electricity .

انرژی هیدروترمال می‌تواند برای تولید برق استفاده شود.

tubeworm [اسم]
اجرا کردن

کرم لولهای

Ex: Scientists studied the tubeworms to understand how life can exist in harsh environments .

دانشمندان کرم‌های لوله‌ای را مطالعه کردند تا بفهمند چگونه زندگی می‌تواند در محیط‌های خشن وجود داشته باشد.

plume [اسم]
اجرا کردن

پر

Ex: The rocket launch left a plume of smoke behind it .

پرتاب موشک یک ستون دود پشت سر خود باقی گذاشت.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)