کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
autonomy [اسم]
اجرا کردن

the capacity to act independently and make decisions without undue influence

Ex: Personal autonomy supports ethical decision-making .
whenever [قید]
اجرا کردن

هر زمان که

Ex: Sure , whenever .

حتما، هر وقت. برام مهم نیست.

اجرا کردن

به هم خوردن

Ex: Their marriage began to break down after years of constant arguments and misunderstandings .

ازدواج آنها پس از سال‌ها بحث و سوء تفاهم مداوم شروع به فروپاشی کرد.

right [اسم]
اجرا کردن

حق

Ex: Citizens are granted the right to a fair trial under the law .
over [حرف اضافه]
اجرا کردن

بر

Ex: She asserted authority over the meeting 's schedule .

او اقتدار خود را بر برنامه جلسه اعلام کرد.

normal [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: It 's normal for children to experience some difficulty adjusting to a new school .

برای کودکان طبیعی است که در سازگاری با یک مدرسه جدید کمی مشکل داشته باشند.

growth [اسم]
اجرا کردن

افزایش

Ex: The growth of cities has led to overcrowded conditions .
settled [صفت]
اجرا کردن

سروسامان‌گرفته

Ex: With the wedding plans finalized , she felt settled and ready to start this new chapter in her life .

با برنامه‌های عروسی که نهایی شد، او احساس ثبات کرد و آماده شروع این فصل جدید در زندگی‌اش شد.

in view of [حرف اضافه]
اجرا کردن

با توجه به

Ex: In view of the budget constraints , we need to find cost-effective solutions .

با توجه به محدودیت‌های بودجه، ما نیاز به یافتن راه‌حل‌های مقرون به صرفه داریم.

to assume [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They assumed the project would be easy , but it turned out to be quite challenging .

آنها فرض کردند که پروژه آسان خواهد بود، اما معلوم شد که کاملاً چالش‌برانگیز است.

evolution [اسم]
اجرا کردن

فرگشت

Ex: The fossil record provides evidence of the evolution of life forms from simple single-celled organisms to complex multicellular ones .

سوابق فسیلی شواهدی از تکامل اشکال زندگی از موجودات تک سلولی ساده تا موجودات چند سلولی پیچیده ارائه می‌دهد.

selfishly [قید]
اجرا کردن

خودخواهانه

Ex: The driver selfishly took the last parking spot , even though others were waiting .

راننده خودخواهانه آخرین جای پارک را گرفت، با وجود اینکه دیگران منتظر بودند.

ruthlessly [قید]
اجرا کردن

بی رحمانه

Ex: He acted ruthlessly in negotiations , refusing to compromise .

او در مذاکرات بی‌رحمانه عمل کرد و از مصالحه خودداری کرد.

likely [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: With her impressive qualifications and experience , she 's a likely candidate for the job .

با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.

cooperation [اسم]
اجرا کردن

همکاری

Ex: The treaty strengthened economic cooperation between the two nations .

معاهده همکاری اقتصادی بین دو کشور را تقویت کرد.

altruism [اسم]
اجرا کردن

نوع‌دوستی

Ex: Donating blood to save the life of a stranger exemplifies altruism , as it involves sacrificing one 's own comfort or well-being for the benefit of another person .

اهدای خون برای نجات جان یک غریبه نمونه‌ای از نوع دوستی است، زیرا شامل فدا کردن راحتی یا رفاه خود برای منفعت شخص دیگری می‌شود.

اجرا کردن

ویژگی

Ex: One characteristic of her personality is her optimism .
presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

repeatedly [قید]
اجرا کردن

به‌طور مکرر

Ex: She apologized repeatedly for the mistake .

او بارها به خاطر اشتباه عذرخواهی کرد.

اجرا کردن

زیستگاه طبیعی

Ex: Conservation efforts focus on preserving the animal 's natural habitat .

تلاش‌های حفاظتی بر حفظ زیستگاه طبیعی حیوان متمرکز است.

primate [اسم]
اجرا کردن

نخستی‌سان (جانورشناسی)

ape [اسم]
اجرا کردن

میمون انسان‌نما

Ex: Young apes learn essential survival skills by watching and imitating older members of their group .

میمون‌های جوان با مشاهده و تقلید از اعضای مسن‌تر گروه خود، مهارت‌های ضروری بقا را یاد می‌گیرند.

gorilla [اسم]
اجرا کردن

گوریل

Ex: Despite their intimidating size , gorillas are primarily herbivorous , feeding on leaves , shoots , and fruits .

علیرغم اندازه ترسناکشان، گوریل‌ها عمدتاً گیاهخوار هستند و از برگ‌ها، جوانه‌ها و میوه‌ها تغذیه می‌کنند.

to disrupt [فعل]
اجرا کردن

اختلال ایجاد کردن

Ex: The strike by airline workers disrupted travel plans for thousands of passengers .

اعتصاب کارکنان خطوط هوایی برنامه‌های سفر هزاران مسافر را مختل کرد.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

اجرا کردن

سلسله مراتبی

Ex: Hierarchical decision-making processes can lead to delays and inefficiencies .

فرآیندهای تصمیم‌گیری سلسله‌مراتبی می‌توانند منجر به تأخیر و ناکارآمدی شوند.

advent [اسم]
اجرا کردن

ظهور

Ex: The advent of spring brings a renewed sense of hope and vitality after a long winter .

آمدن بهار پس از زمستانی طولانی، احساسی تازه از امید و سرزندگی به همراه می‌آورد.

sense [اسم]
اجرا کردن

حس

Ex: She had a strong sense that she was being watched .

او احساس قوی داشت که تحت نظر است.

اجرا کردن

فردیت

Ex: Every culture has its own individuality , shaped by traditions and values .

هر فرهنگ شخصیت منحصر به فرد خود را دارد، که توسط سنت‌ها و ارزش‌ها شکل گرفته است.

ultimately [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: He pursued different career paths , but ultimately , he found fulfillment in entrepreneurship .

او مسیرهای شغلی مختلفی را دنبال کرد، اما در نهایت، در کارآفرینی رضایت پیدا کرد.

patriarchy [اسم]
اجرا کردن

جامعه مردسالار

Ex: The corporate world has historically been dominated by patriarchy .
feasible [صفت]
اجرا کردن

شدنی

Ex: The project manager determined that the proposed plan was feasible given the available resources and timeline .

مدیر پروژه تعیین کرد که طرح پیشنهادی با توجه به منابع موجود و جدول زمانی عملی است.

term [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: He asked the professor to explain the term in detail .

او از استاد خواست که اصطلاح را به تفصیل توضیح دهد.

well [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: They could well decide to postpone the meeting .

آنها ممکن است به خوبی تصمیم به تعویق انداختن جلسه بگیرند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)