کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

importance [اسم]
اجرا کردن

اهمیت

Ex: He understood the importance of taking action to prevent climate change .

او اهمیت اقدام برای جلوگیری از تغییرات آب و هوایی را درک کرد.

wetland [اسم]
اجرا کردن

تالاب

Ex: In the spring , certain wetlands serve as essential breeding grounds for amphibians , providing suitable habitats for their life cycles .

در بهار، برخی تالاب‌ها به عنوان محل‌های تولیدمثل ضروری برای دوزیستان عمل می‌کنند، زیستگاه‌های مناسبی برای چرخه زندگی آنها فراهم می‌کنند.

soil [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex: The forest floor was covered in a thick layer of fertile soil .

کف جنگل با لایه ضخیمی از خاک حاصلخیز پوشیده شده بود.

present [صفت]
اجرا کردن

وجود داشتن

Ex: A sense of tension was present in the room during the negotiations .

احساس تنش در اتاق در طول مذاکرات حاضر بود.

complex [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: He designed a complex machine that performs multiple functions simultaneously .

او یک ماشین پیچیده طراحی کرد که چندین عملکرد را به طور همزمان انجام می‌دهد.

ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

unique [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: This artist has a unique perspective that makes her artwork stand out .

این هنرمند یک دیدگاه منحصر به فرد دارد که آثار هنری او را متمایز می‌کند.

according to [حرف اضافه]
اجرا کردن

طبق

Ex: According to John 's email , the meeting has been rescheduled to Friday .

بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.

fund [اسم]
اجرا کردن

a financial entity that pools investors' money and invests it in securities

Ex: He chose a conservative fund to reduce risk .
اجرا کردن

از بین رفتن

Ex: Certain foods have disappeared from the local diet .

برخی از غذاها از رژیم غذایی محلی ناپدید شده‌اند.

to convert [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The software allows users to convert files for compatibility .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد فایل‌ها را برای سازگاری تبدیل کنند.

commercial [صفت]
اجرا کردن

تجاری

Ex: Commercial shipping companies transport goods across national and international borders .
drainage [اسم]
اجرا کردن

زه‌کشی

Ex: The local government is focusing on improving the drainage in areas prone to flooding during the rainy season .

دولت محلی بر بهبود زهکشی در مناطقی که در فصل بارندگی مستعد سیل هستند تمرکز دارد.

scheme [اسم]
اجرا کردن

an organized and carefully planned course of action

Ex:
mineral [اسم]
اجرا کردن

کانی

Ex: Calcium is an essential mineral for building strong bones and teeth .

کلسیم یک معدن ضروری برای ساختن استخوان‌ها و دندان‌های قوی است.

peat [اسم]
اجرا کردن

پوده

Ex: Farmers sometimes use peat to increase soil acidity for certain crops .

کشاورزان گاهی اوقات از تورب برای افزایش اسیدیته خاک برای برخی محصولات استفاده می‌کنند.

to remain [فعل]
اجرا کردن

بر جای خود ماندن

Ex: As the fire died down , only smoldering embers remained in the fireplace .

همانطور که آتش فروکش کرد، فقط ذغال‌های نیم‌سوز در شومینه ماند.

to damage [فعل]
اجرا کردن

آسیب رساندن

Ex: The vandals intentionally damaged the public property with graffiti .

خرابکاران عمداً اموال عمومی را با گرافیتی آسیب زدند.

اجرا کردن

کشاورزی

Ex: Farmers use various agricultural machinery such as tractors and combines to aid in their work .

کشاورزان از ماشین‌آلات کشاورزی مختلف مانند تراکتورها و کمباین‌ها برای کمک به کار خود استفاده می‌کنند.

pesticide [اسم]
اجرا کردن

آفت‌کش

Ex: Some people prefer organic farming methods that avoid using synthetic pesticides .

برخی افراد روش‌های کشاورزی ارگانیک را ترجیح می‌دهند که از استفاده از آفت‌کش‌های مصنوعی اجتناب می‌کنند.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

pollutant [اسم]
اجرا کردن

آلاینده

Ex: The city implemented measures to reduce pollutants from vehicles to improve air quality .

شهر اقداماتی را برای کاهش آلاینده‌ها از وسایل نقلیه به منظور بهبود کیفیت هوا اجرا کرد.

اجرا کردن

ساخت‌وساز

Ex:

کارگران ساختمان باید همیشه تجهیزات محافظتی بپوشند.

to gather [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: After the game , fans gather outside the stadium to meet the players .

پس از بازی، هواداران در خارج از استادیوم جمع می‌شوند تا با بازیکنان ملاقات کنند.

fertile [صفت]
اجرا کردن

حاصلخیز (زمین)

Ex: Fertile regions attract settlers and agricultural development due to their potential for high crop yields and sustainable farming practices .

مناطق حاصلخیز به دلیل پتانسیل بالای برداشت محصول و شیوه‌های کشاورزی پایدار، مهاجران و توسعه کشاورزی را جذب می‌کنند.

to play [فعل]
اجرا کردن

ایفا کردن

Ex: Parents play a significant part in shaping the values and beliefs of their children .

والدین نقش مهمی در شکل‌دهی به ارزش‌ها و باورهای فرزندانشان ایفا می‌کنند.

development [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Urban development in the area led to new housing and businesses .

توسعه شهری در منطقه منجر به مسکن و کسب‌وکارهای جدید شد.

اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The project timeline was poorly managed , and consequently , the team struggled to meet crucial milestones .

زمان‌بندی پروژه به بدی مدیریت شد، و در نتیجه، تیم برای رسیدن به نقاط عطف کلیدی تلاش کرد.

اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The event attracted a considerable audience , filling the stadium to capacity .

این رویداد مخاطبان قابل توجهی را به خود جذب کرد و استادیوم را تا آخرین ظرفیت پر کرد.

historical [صفت]
اجرا کردن

تاریخی

Ex: They visited a historical site to learn more about the region 's heritage .

آن‌ها از یک سایت تاریخی بازدید کردند تا بیشتر درباره میراث منطقه یاد بگیرند.

اجرا کردن

باستان‌شناسی

Ex:

محوطه باستان‌شناسی به دقت حفظ شد تا اهمیت تاریخی آن محافظت شود.

livelihood [اسم]
اجرا کردن

وسیله معاش

Ex: Artisans rely on their craft as their livelihood , creating handmade products to sell at markets or online .

صنعتگران به صنعت خود به عنوان معیشت متکی هستند، محصولات دست ساز را برای فروش در بازارها یا آنلاین ایجاد می‌کنند.

principal [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: The principal aim of the initiative is to reduce carbon emissions .

هدف اصلی این ابتکار کاهش انتشار کربن است.

اجرا کردن

کشور در حال توسعه

Ex: Developing countries face numerous challenges , including poverty and lack of access to healthcare .

کشورهای در حال توسعه با چالش‌های متعددی روبرو هستند، از جمله فقر و عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی.

to serve [فعل]
اجرا کردن

به درد خوردن

Ex: This tool serves a dual purpose : it cuts and polishes simultaneously .

این ابزار خدمت می‌کند به یک هدف دوگانه: همزمان می‌برد و صیقل می‌دهد.

crucial [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Feedback from customers is crucial for improving product quality .
to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The emergency response teams were continuously mitigating the effects of the natural disaster .

تیم‌های پاسخگویی اضطراری به طور مداوم اثرات فاجعه طبیعی را کاهش می‌دادند.

head [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: The team met with the head of operations .

تیم با رئیس عملیات ملاقات کرد.

adaptation [اسم]
اجرا کردن

the process by which organisms evolve traits that improve their chances of survival and reproduction in a particular environment

Ex: The beak shape of finches is an adaptation to available seeds .
to point [فعل]
اجرا کردن

*استفاده کردن

Ex: The teacher pointed the laser pointer at the map to highlight important locations .

معلم نشانه‌گیری کرد اشاره‌گر لیزری را به سمت نقشه تا مکان‌های مهم را برجسته کند.

coastal [صفت]
اجرا کردن

ساحلی

Ex:

اکوسیستم‌های ساحلی مانند مانگروها و مرداب‌های نمکی زیستگاه حیاتی فراهم می‌کنند و در برابر فرسایش محافظت می‌کنند.

extreme [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She held extreme views on politics , often engaging in heated debates with those who disagreed .

او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحث‌های داغ می‌پرداخت.

flooding [اسم]
اجرا کردن

آب‌گرفتگی

Ex: The town 's flood defenses were overwhelmed by the rapid onset of flooding .

دفاع‌های سیلاب شهر توسط شروع سریع سیلاب تحت الشعاع قرار گرفت.

shelter [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه

Ex: The park has shelters for picnics .
to restore [فعل]
اجرا کردن

بازگرداندن

Ex: Conservationists are working hard to restore the population of endangered species in the wild .

محافظان محیط زیست سخت در تلاش هستند تا جمعیت گونه‌های در معرض خطر را در طبیعت بازگردانند.

to lose [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن

Ex: I 'm losing my hair as I get older .

من با بالا رفتن سن موهایم را از دست می‌دهم.

to plant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: To attract butterflies , you should plant some milkweed in your garden .

برای جذب پروانه‌ها، باید در باغ خود مقداری علف شیر بکارید.

buffer [اسم]
اجرا کردن

بافر

Ex: This savings account is a buffer in case of emergency .

این حساب پس‌انداز یک بافر در مواقع اضطراری است.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)