کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 4 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
mainly [قید]
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The conversation mainly revolved around future business strategies and goals .

گفتگو عمدتاً حول استراتژی‌ها و اهداف تجاری آینده می‌چرخید.

to coat [فعل]
اجرا کردن

پوشاندن

Ex: After the construction work , a layer of sawdust coated the entire workshop .

پس از کار ساخت و ساز، یک لایه خاک اره تمام کارگاه را پوشاند.

incredibly [قید]
اجرا کردن

به‌طور باور نکردنی

Ex: The mountain was incredibly difficult to climb .

کوه باورنکردنی سخت برای صعود بود.

اجرا کردن

انسان ها

Ex: There are many challenges that human beings face in the modern world .

چالش‌های زیادی وجود دارد که انسان‌ها در جهان مدرن با آن روبرو هستند.

to wipe out [فعل]
اجرا کردن

تعداد زیادی مردم را کشتن

Ex: The disease threatened to wipe out the indigenous population .

بیماری تهدید به نابودی جمعیت بومی کرد.

in the event of [حرف اضافه]
اجرا کردن

در صورت (اتفاق افتادن چیزی)

Ex: In the event of an emergency landing , please follow the instructions of the flight attendants .

در صورت فرود اضطراری، لطفاً دستورات مهمانداران پرواز را دنبال کنید.

asteroid [اسم]
اجرا کردن

سیارک

Ex: NASA 's mission to study the asteroid Bennu aims to gather data that could help protect Earth from future asteroid impacts .

ماموریت ناسا برای مطالعه سیارک بنو با هدف جمع‌آوری داده‌هایی است که می‌تواند به محافظت از زمین در برابر برخوردهای آینده سیارک‌ها کمک کند.

extreme [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She held extreme views on politics , often engaging in heated debates with those who disagreed .

او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحث‌های داغ می‌پرداخت.

at risk [عبارت]
اجرا کردن

در‌معرض‌خطر

Ex: As with all diseases , certain groups will be more at risk than others .
to dry out [فعل]
اجرا کردن

خشک شدن

Ex: Leave the freshly painted artwork to dry out completely before framing it .

اجازه دهید اثر هنری تازه رنگ‌آمیزی شده کاملاً خشک شود قبل از قاب کردن آن.

اجرا کردن

کریپتوبیوز

Ex: The ability of certain organisms to enter cryptobiosis helps them survive long periods without water .

توانایی برخی از موجودات برای ورود به کریپتوبیوزیس به آنها کمک می‌کند تا دوره‌های طولانی بدون آب زنده بمانند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

level [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: They adjusted the volume level to avoid disturbing others .

آنها سطح صدا را تنظیم کردند تا مزاحم دیگران نشوند.

to remain [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: The mystery surrounding the disappearance of the artifact will remain unsolved .

معمای ناپدید شدن اثر باستانی باقی خواهد ماند حل نشده.

اجرا کردن

دوباره معرفی کردن

Ex:

دولت پس از انجام برخی تغییرات تصمیم گرفت سیاست را دوباره معرفی کند.

to revive [فعل]
اجرا کردن

زنده کردن

Ex: The team 's victory revived their hopes of winning the championship .

پیروزی تیم، امیدهای آنها برای برنده شدن در قهرمانی را زنده کرد.

experiment [اسم]
اجرا کردن

آزمایش

Ex: Students were required to write a report detailing their experiment methodology .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا گزارشی بنویسند که روش‌شناسی آزمایش خود را به تفصیل شرح دهد.

اجرا کردن

تعیین کردن

Ex: The archaeologists determined the age of the artifacts through carbon dating .
record [اسم]
اجرا کردن

رکورد

Ex: Her marathon time set a new record for the fastest female runner in the race 's history .

زمان ماراتن او یک رکورد جدید برای سریع‌ترین دونده زن در تاریخ مسابقه ثبت کرد.

erm [حرف ندا]
اجرا کردن

اا

Ex: So, erm, what do you think we should do next?

خب، اِرم، فکر میکنی بعدش باید چیکار کنیم؟

to move on [فعل]
اجرا کردن

حرکت به سمت

Ex:

او اغلب به مجریان توصیه می‌کند که چگونه به آرامی به موضوع بعدی بروند.

in terms of [حرف اضافه]
اجرا کردن

از نظر

Ex: In terms of customer service , this restaurant excels in providing a pleasant dining experience .

از نظر خدمات به مشتری، این رستوران در ارائه یک تجربه غذاخوری دلپذیر عالی عمل می‌کند.

diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم غذایی

Ex: The athlete 's strict diet included protein shakes , grilled chicken , and plenty of vegetables to support muscle recovery .

رژیم سخت ورزشکار شامل شیک‌های پروتئینی، مرغ کبابی و مقدار زیادی سبزیجات برای حمایت از ریکاوری عضلات بود.

to consume [فعل]
اجرا کردن

خوردن یا نوشیدن

Ex: The picnic menu included a variety of dishes that everyone consumed with delight .

منوی پیکنیک شامل انواع غذاهایی بود که همه با لذت مصرف کردند.

in order to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به منظور

Ex: The team implemented new strategies in order to increase sales .

تیم استراتژی‌های جدیدی را به منظور افزایش فروش اجرا کرد.

to suck [فعل]
اجرا کردن

مکیدن

Ex: He sucked the last remnants of the smoothie from the glass using a straw .

او آخرین بقایای اسموتی را با استفاده از نی از لیوان مکید.

moss [اسم]
اجرا کردن

خزه

Ex: Mosses play a role in ecosystem health by retaining moisture and preventing soil erosion .

خزه‌ها با حفظ رطوبت و جلوگیری از فرسایش خاک، در سلامت اکوسیستم نقش دارند.

seaweed [اسم]
اجرا کردن

جلبک دریایی

Ex:

جلبک دریایی یک ماده اصلی در بسیاری از غذاهای آسیایی است که اغلب در سوپ ها و سالادها استفاده می شود.

to prey on [فعل]
اجرا کردن

شکار کردن

Ex:

در اعماق اقیانوس، ماهی‌های بزرگتر برای زنده ماندن شکار ماهی‌های کوچکتر می‌کنند.

gel [اسم]
اجرا کردن

ژل

Ex: The gel inside the aloe vera plant helps soothe burns .

ژل داخل گیاه آلوئه ورا به تسکین سوختگی‌ها کمک می‌کند.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
status [اسم]
اجرا کردن

وضعیت

Ex: She asked about the status of her application .

او در مورد وضعیت درخواست خود پرسید.

existence [اسم]
اجرا کردن

وجود

Ex: The discovery of fossils confirmed the existence of extinct species millions of years ago .

کشف فسیل‌ها وجود گونه‌های منقرض شده میلیون‌ها سال پیش را تأیید کرد.

اجرا کردن

تقریباً

Ex: The package will arrive in approximately five business days .

بسته در حدود پنج روز کاری می‌رسد.

mass [صفت]
اجرا کردن

انبوه

Ex:

شرکت با اخراج دسته‌جمعی به دلیل رکود اقتصادی روبرو شد.

اجرا کردن

طور خاصی برداشت شدن

Ex: The sudden announcement of her resignation came as a shock to the entire team .
to evaluate [فعل]
اجرا کردن

سنجیدن

Ex: The doctor is evaluating the patient 's symptoms to make a diagnosis .

پزشک علائم بیمار را ارزیابی می‌کند تا تشخیص دهد.

union [اسم]
اجرا کردن

اتحاد

Ex:

اتحادیه اروپا به عنوان یک مشارکت اقتصادی آغاز شد قبل از اینکه به یک اتحاد سیاسی تبدیل شود.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

اجرا کردن

اندام تنفسی

Ex: The nose is the first respiratory organ that filters air before it reaches the lungs .

بینی اولین عضو تنفسی است که هوا را قبل از رسیدن به ریه‌ها فیلتر می‌کند.

resilient [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex: The community showed resilient unity in rebuilding after a natural disaster .

جامعه پس از یک فاجعه طبیعی در بازسازی، وحدت انعطاف‌پذیر نشان داد.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

underway [صفت]
اجرا کردن

در حال انجام

Ex: The project 's implementation is already underway , with teams actively working on different aspects .

اجرای پروژه در حال حال انجام است، با تیم‌هایی که به طور فعال روی جنبه‌های مختلف کار می‌کنند.

to enter [فعل]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: Reluctantly , the business owner had to enter a legal battle to protect their intellectual property .

با اکراه، صاحب کسب و کار مجبور شد برای محافظت از مالکیت فکری خود وارد یک نبرد حقوقی شود.

to curl [فعل]
اجرا کردن

حلقه کردن

Ex: He curled his toes in anticipation as he dipped them into the cold water .

او در حالی که انگشتان پایش را در آب سرد فرو می‌برد، در انتظار آن‌ها را جمع کرد.

juice [اسم]
اجرا کردن

آبمیوه

Ex: He cleaned the metal to remove any remaining juice from the oil .

او فلز را تمیز کرد تا هر آبمیوه باقیمانده از روغن را حذف کند.

tun [اسم]
اجرا کردن

تن

Ex: The water bear turned into a tun when it dried out .

خرس آبی وقتی خشک شد به یک بشکه تبدیل شد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)