کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) در کتاب دوره آکادمیک Cambridge IELTS 19 را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
commonplace [اسم]
اجرا کردن

چیز معمولی

Ex: Video streaming services are a commonplace in many households .

خدمات پخش ویدیو در بسیاری از خانه‌ها متداول هستند.

prototype [اسم]
اجرا کردن

نمونه اولیه

Ex: Before mass production , the team reviewed several prototypes to ensure the final product met all design specifications .

قبل از تولید انبوه، تیم چندین نمونه اولیه را بررسی کرد تا اطمینان حاصل کند که محصول نهایی تمام مشخصات طراحی را برآورده می‌کند.

اجرا کردن

در نظر گرفتن به عنوان

Ex: She regards him as a talented artist.

او او را به عنوان یک هنرمند با استعداد در نظر می‌گیرد.

اجرا کردن

فریبنده

Ex: His eye-catching hairstyle was the talk of the party , inspiring many to try something similar .

مدل موی چشم‌گیر او موضوع بحث مهمانی بود، که بسیاری را ترغیب کرد تا چیزی مشابه را امتحان کنند.

novelty [اسم]
اجرا کردن

تازگی

Ex: Using virtual reality for education is still a novelty in many schools .

استفاده از واقعیت مجازی برای آموزش هنوز در بسیاری از مدارس یک تازگی است.

towards [حرف اضافه]
اجرا کردن

به سوی

Ex:

شرکت در حال برداشتن گام‌هایی به سوی گسترش در بازارهای بین‌المللی است.

transparent [صفت]
اجرا کردن

قابل درک

Ex: His transparent approach to problem-solving made the process straightforward and efficient .

رویکرد شفاف او در حل مسئله، فرآیند را ساده و کارآمد کرد.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

domestic [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex: The domestic market for agricultural products supports local farmers and food producers .

بازار داخلی محصولات کشاورزی از کشاورزان و تولیدکنندگان مواد غذایی محلی حمایت می‌کند.

check-in [اسم]
اجرا کردن

ثبت ورود (در هتل

Ex: As part of the check-in process , guests are required to present a valid ID and provide a credit card for incidental charges .

به عنوان بخشی از فرآیند چک‌این، مهمانان ملزم به ارائه شناسنامه معتبر و ارائه کارت اعتباری برای هزینه‌های احتمالی هستند.

practical [صفت]
اجرا کردن

عملی

Ex: The new policy is both practical and easy to implement .

سیاست جدید هم عملی و هم آسان برای اجرا است.

alternative [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company is exploring alternatives to traditional marketing strategies .

شرکت در حال بررسی جایگزین‌هایی برای استراتژی‌های بازاریابی سنتی است.

traveler [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The traveler explored the local market for souvenirs .

مسافر بازار محلی را برای سوغاتی جستجو کرد.

efficiency [اسم]
اجرا کردن

بازده

Ex: Home renovations took less time with the contractor 's efficiency in planning and order of tasks .

بازسازی خانه با کارایی پیمانکار در برنامه‌ریزی و ترتیب وظایف، زمان کمتری برد.

function [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex: A smartphone has multiple functions beyond calling .
inclined [صفت]
اجرا کردن

متمایل

Ex:

او از کودکی همیشه به هنر و خلاقیت تمایل داشته است.

patient [صفت]
اجرا کردن

صبور

Ex: The teacher was patient with the struggling student , providing extra help until they understood the concept .

معلم با دانش‌آموزی که در حال تقلا بود صبور بود و تا زمانی که مفهوم را درک کرد کمک اضافی ارائه داد.

founder [اسم]
اجرا کردن

بنیان‌‌گذار

Ex: They celebrated the 50th anniversary of the company ’s founder .

آنها پنجاهمین سالگرد بنیانگذار شرکت را جشن گرفتند.

اجرا کردن

مدیرعامل

Ex:

مدیر عامل با سرمایه‌گذاران ملاقات کرد تا در مورد برنامه‌های آینده بحث کند.

to redress [فعل]
اجرا کردن

جبران یا تصحیح کردن

Ex: They were hoping for a fair settlement to redress the damages .
اجرا کردن

حرفه ای

Ex:

او به یک انجمن حرفه‌ای برای مهندسان پیوست.

application [اسم]
اجرا کردن

استفاده

Ex: Careful application of the paint ensured a smooth finish .
to entail [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: Accepting the job offer entails relocating to a different city .

پذیرفتن پیشنهاد شغل مستلزم نقل مکان به شهری دیگر است.

performance [اسم]
اجرا کردن

عملکرد

Ex: The employee 's performance appraisal highlighted their strong work ethic and dedication to their job .

ارزیابی عملکرد کارمند، اخلاق کاری قوی و تعهد او به شغلش را برجسته کرد.

to deliver [فعل]
اجرا کردن

بیان کردن

Ex: The teacher delivered a thought-provoking lesson on human rights to her students .

معلم یک درس فکربرانگیز درباره حقوق بشر به دانش‌آموزانش ارائه داد.

earpiece [اسم]
اجرا کردن

هدست

Ex: The earpiece connects to the phone via Bluetooth .

هدفون از طریق بلوتوث به تلفن متصل می‌شود.

to find [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex:

تحقیق یافت که شرکت در فعالیت‌های متقلبانه درگیر شده است.

barrier [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex:

دولت موانع تجاری را برای تقویت اقتصاد حذف کرد.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The dress she wore was totally out of fashion .

لباسی که پوشیده بود کاملاً از مد افتاده بود.

problem [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: Mary is facing a problem with her computer , as it keeps freezing .

ماری با یک مشکل در کامپیوترش روبرو است، زیرا مدام قفل می‌شود.

to solve [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: The team collaborated to solve the technical issues with the website .

تیم برای حل مشکلات فنی وب سایت همکاری کرد.

اجرا کردن

به اندازه کافی

Ex: The room was sufficiently heated despite the cold weather outside .

اتاق به اندازه کافی گرم بود علی رغم هوای سرد بیرون.

prevalent [صفت]
اجرا کردن

متداول ترین

Ex: In this region , malaria is prevalent during the rainy season .

در این منطقه، مالاریا در فصل بارانی شایع است.

likely [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: With her impressive qualifications and experience , she 's a likely candidate for the job .

با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.

prevalence [اسم]
اجرا کردن

رواج

Ex: The prevalence of online shopping has led to the decline of many physical stores .

شیوع خرید آنلاین به کاهش بسیاری از فروشگاه‌های فیزیکی منجر شده است.

in general [قید]
اجرا کردن

به طور کلی

Ex: The new policy , in general , aims to streamline the company 's workflow .

سیاست جدید، به طور کلی، با هدف ساده‌سازی گردش کار شرکت طراحی شده است.

اجرا کردن

برجسته کردن

Ex: In her speech , the CEO highlighted the company 's commitment to sustainability .

در سخنرانی خود، مدیرعامل تأکید کرد بر تعهد شرکت به پایداری.

اجرا کردن

اهمیت

Ex: This artifact holds historical significance and is preserved in the museum .

این اثر تاریخی اهمیت دارد و در موزه نگهداری می‌شود.

to note [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن

Ex: The manager noted the issues in the report before moving forward .

مدیر قبل از ادامه دادن، مسائل موجود در گزارش را توجه کرد.

to take off [فعل]
اجرا کردن

به طور ناگهانی موفق شدن

Ex: After the fashion show , the designer 's career started to take off , attracting international attention .

پس از نمایش مد، حرفه طراح شروع به پرواز کرد و توجه بین‌المللی را به خود جلب کرد.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

differing [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex:

هنرمندان سبک‌های نقاشی متفاوتی داشتند.

اجرا کردن

کنترل شده با صدا

Ex: The voice-controlled thermostat adjusts the temperature automatically .

ترموستات کنترل صوتی دما را به صورت خودکار تنظیم می‌کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)