کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - شنیداری - بخش 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
laughter [اسم]
اجرا کردن

خنده

Ex: A burst of laughter erupted from the audience at the unexpected twist in the play .

انفجاری از خنده از تماشاگران در پی پیچش غیرمنتظره در نمایش به گوش رسید.

hilarious [صفت]
اجرا کردن

بامزه

Ex: The hilarious comedy show had the audience roaring with laughter from start to finish .

نمایش کمدی خنده‌دار تماشاگران را از ابتدا تا انتها به خنده انداخت.

اجرا کردن

سیاه‌سفید (فارسی)

Ex: The designer chose a black-and-white color scheme for the logo to ensure versatility and timelessness .

طراح یک طرح رنگی سیاه و سفید برای لوگو انتخاب کرد تا همه‌کاره بودن و بی‌زمانی را تضمین کند.

entry [اسم]
اجرا کردن

مدخل

Ex: Each entry in the guest book had a unique comment or message .

هر ورودی در کتاب مهمان یک نظر یا پیام منحصر به فرد داشت.

these days [عبارت]
اجرا کردن

the current period of time or to the present situation, often implying a change from the past

Ex: You do n’t see many handwritten letters these days ; everything is digital .
to [make] time [عبارت]
اجرا کردن

to set aside a period for a specific activity or purpose despite a busy schedule or other commitments

Ex: To maintain a healthy work-life balance , it 's crucial to make time for relaxation and self-care .
to give up [فعل]
اجرا کردن

دست کشیدن

Ex: The athlete had to give up his dream of participating in the Olympics due to an injury .

ورزشکار مجبور شد به دلیل مصدومیت از رویای شرکت در المپیک دست بکشد.

aloud [قید]
اجرا کردن

(با صدای) بلند

Ex: The teacher asked the student to read the passage aloud .

معلم از دانش‌آموز خواست که متن را با صدای بلند بخواند.

اجرا کردن

به طور مستقل

Ex: They learned to navigate the city independently after a few weeks .

آنها پس از چند هفته یاد گرفتند که در شهر مستقل حرکت کنند.

to [make] a note [عبارت]
اجرا کردن

یادداشت کردن

Ex: I always make a note of important dates in my calendar to ensure I do n't forget them
librarian [اسم]
اجرا کردن

کتابدار

Ex: The librarian cataloged new arrivals and updated the library 's inventory system .

کتابدار ورودی‌های جدید را فهرست‌بندی کرد و سیستم موجودی کتابخانه را به‌روزرسانی کرد.

to aim at [فعل]
اجرا کردن

هدف قرار دادن

Ex: The new advertising campaign is clearly aimed at young adults who enjoy outdoor activities .

کمپین تبلیغاتی جدید به وضوح هدف قرار داده است جوانان بزرگسالی را که از فعالیت‌های فضای باز لذت می‌برند.

disability [اسم]
اجرا کردن

معلولیت

Ex: Many public places are not accessible to people with disabilities .

بسیاری از مکان‌های عمومی برای افراد معلول قابل دسترسی نیستند.

drama [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: She admires how drama can convey powerful emotions .

او تحسین می‌کند که چگونه درام می‌تواند احساسات قدرتمندی را منتقل کند.

specific [صفت]
اجرا کردن

مختص

Ex: He has a specific preference for Italian cuisine when dining out .

او ترجیح خاصی برای آشپزی ایتالیایی وقتی بیرون غذا می‌خورد دارد.

to explore [فعل]
اجرا کردن

تحقیق کردن

Ex: The students often explore various topics in their research projects .

دانشجویان اغلب موضوعات مختلف را در پروژه‌های تحقیقاتی خود کاوش می‌کنند.

اجرا کردن

to increase knowledge or understanding about a particular issue, cause, or topic

Ex: The celebrity 's endorsement helped to raise awareness for the humanitarian crisis in the region .
particular [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: The report focuses on a particular segment of the population , namely elderly citizens .

این گزارش بر روی بخش خاصی از جمعیت، یعنی شهروندان سالخورده تمرکز دارد.

bound [صفت]
اجرا کردن

به‌احتمال زیاد

Ex:

با توجه به فداکاری و کار سخت او، او محکوم به موفقیت در نقش جدید خود است.

to appeal [فعل]
اجرا کردن

جذابیت داشتن

Ex: His speech appealed to voters ' desire for change and better opportunities .

سخنرانی او به خواست رای‌دهندگان برای تغییر و فرصت‌های بهتر توجه کرد.

اجرا کردن

در اولین فرصت

Ex: The doctor will see you as soon as possible .

پزشک شما را در اسرع وقت ویزیت خواهد کرد.

اجرا کردن

تصویر

Ex: The manual included an illustration to show how the parts fit together .

دفترچه راهنما شامل یک تصویر بود تا نشان دهد چگونه قطعات به هم متصل می‌شوند.

to sound [فعل]
اجرا کردن

به‌نظر رسیدن

Ex: Learning a new language sounds challenging but rewarding .

یادگیری یک زبان جدید به نظر می‌رسد چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده است.

topic [اسم]
اجرا کردن

موضوع

Ex: His presentation touched on a controversial topic that sparked a lively debate .

ارائه او به یک موضوع بحث‌برانگیز پرداخت که بحثی پرشور را برانگیخت.

اجرا کردن

نوشتن

Ex:

دستور غذا را بنویسید تا هیچ ماده‌ای را فراموش نکنید.

to wonder [فعل]
اجرا کردن

کنجکاو بودن

Ex: When faced with a mystery , people tend to wonder and speculate about possible explanations .

وقتی با یک راز مواجه می‌شوند، مردم تمایل دارند که تعجب کنند و درباره توضیحات احتمالی گمانه‌زنی کنند.

reader [اسم]
اجرا کردن

خواننده (مجله و غیره)

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

worth [صفت]
اجرا کردن

ارزش (داشتن)

Ex: The concert was worth attending , even with the high ticket prices .

کنسرت ارزش شرکت کردن را داشت، حتی با قیمت‌های بالای بلیط.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

impressive [صفت]
اجرا کردن

تحسین برانگیز

Ex: The film 's impressive special effects captivated audiences and critics alike .

جلوه‌های ویژه تحسین‌برانگیز فیلم، تماشاگران و منتقدان را به یکسان مجذوب خود کرد.

basically [قید]
اجرا کردن

به‌طور کلی

Ex: After hours of troubleshooting , the technician concluded that , basically , the problem was a faulty power supply .

پس از ساعت‌ها عیب‌یابی، تکنسین به این نتیجه رسید که اساساً مشکل منبع تغذیه معیوب بود.

diary [اسم]
اجرا کردن

دفتر خاطرات

Ex: The diary contained heartfelt entries about her dreams , fears , and aspirations for the future .

دفتر خاطرات شامل ورودی‌های صمیمی درباره رویاها، ترس‌ها و آرزوهایش برای آینده بود.

immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

اجرا کردن

صحیح‌وسالم

Ex: Despite her age , Grandma Lily is still alive and kicking , maintaining an active lifestyle and enjoying every moment .
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)