کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب دوره آکادمیک Cambridge IELTS 19 را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to maximize [فعل]
اجرا کردن

به حداکثر رساندن

Ex: While renovating , they were maximizing the use of space in the small apartment .

در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر می‌رساندند.

competitive [صفت]
اجرا کردن

رقابتی

Ex: He enjoys participating in competitive gaming tournaments .

او از شرکت در تورنمنت‌های بازی رقابتی لذت می‌برد.

advantage [اسم]
اجرا کردن

امتیاز

Ex: The new software update offers several advantages , including improved security and faster performance .
mainly [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: The traffic congestion in the city is mainly caused by inadequate public transportation infrastructure .
اجرا کردن

متعلق به گذشته بودن

Ex: The manuscript discovered in the library archives dates back to the medieval period .

دستنوشته کشف شده در آرشیو کتابخانه به دوره قرون وسطی برمی‌گردد.

amateur [صفت]
اجرا کردن

تفننی

Ex: He enjoyed amateur astronomy , spending evenings observing stars and planets through his telescope .

او از ستاره‌شناسی آماتور لذت می‌برد، شب‌ها را به رصد ستاره‌ها و سیاره‌ها از طریق تلسکوپش می‌گذراند.

so-called [صفت]
اجرا کردن

به اصطلاح

Ex: He is part of the so-called digital nomad lifestyle .

او بخشی از سبک زندگی به اصطلاح دیجیتال نواد است.

اجرا کردن

رشته‌ای-سیمی

Ex: His spaghetti-strung racket was a joke during the exhibition match .

راکت رشته‌ای اسپاگتی او در طول مسابقه نمایشی یک شوخی بود.

stringbed [اسم]
اجرا کردن

سطح رشته‌ها

Ex: The stringbed of the racket is crucial for determining the amount of spin .

زمینه رشته‌ای راکت برای تعیین میزان چرخش بسیار مهم است.

to generate [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: The innovative research generated new insights into the treatment of cancer .

تحقیقات نوآورانه ایجاد دیدگاه‌های جدیدی در درمان سرطان کرد.

topspin [اسم]
اجرا کردن

توپ اسپین

Ex: He adjusted his grip to control the amount of topspin on his shots .

او چنگش را تنظیم کرد تا مقدار توپ اسپین در ضرباتش را کنترل کند.

to ban [فعل]
اجرا کردن

قدغن کردن

Ex: In an effort to combat illegal fishing practices , the government banned the use of drift nets in its territorial waters .

در تلاش برای مبارزه با روش‌های غیرقانونی ماهیگیری، دولت استفاده از تورهای رها شده را در آب‌های سرزمینی خود ممنوع کرد.

{sth} or two [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

یک یا دو

Ex: She might make a call or two before leaving .

او ممکن است یک یا دو تماس بگیرد قبل از ترک کردن.

aspect [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Learning a new language involves understanding every aspect of its grammar .

یادگیری یک زبان جدید شامل درک هر جنبه از دستور زبان آن می‌شود.

اجرا کردن

اهمیت

Ex: This artifact holds historical significance and is preserved in the museum .

این اثر تاریخی اهمیت دارد و در موزه نگهداری می‌شود.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

مواد مغذی

Ex: As an athlete , he pays close attention to his nutrition , ensuring that his diet provides the fuel and nutrients needed for optimal performance .

به عنوان یک ورزشکار، او به تغذیه خود توجه زیادی می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که رژیم غذایی او سوخت و مواد مغذی لازم برای عملکرد بهینه را فراهم می‌کند.

category [اسم]
اجرا کردن

دسته

Ex: In the competition , contestants are placed in categories based on their skill level .

در مسابقه، شرکت‌کنندگان بر اساس سطح مهارتشان در دسته‌بندی‌ها قرار می‌گیرند.

former [صفت]
اجرا کردن

قبلی

Ex:

هنگام تصمیم‌گیری بین دو دانشگاه، او موسسه اول را به دلیل هیئت علمی معروف و فرصت‌های تحقیقاتی آن انتخاب کرد.

far [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The situation was far more complicated than we initially thought .

وضعیت به مراتب پیچیده‌تر از چیزی بود که در ابتدا فکر می‌کردیم.

latter [صفت]
اجرا کردن

دومی

Ex:

بین پیشنهاد شغل اول و دوم او، او فرصت آخر را انتخاب کرد زیرا با اهداف شغلی او بهتر هماهنگ بود.

tension [اسم]
اجرا کردن

تنش

Ex: Calculate the tension in the wire if a 5 kg mass hangs vertically ( answer : ~49 N ) .

کشش در سیم را محاسبه کنید اگر یک جرم 5 کیلوگرمی به صورت عمودی آویزان باشد (پاسخ: ~49 N).

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: The mechanic will install the new engine components to improve the car 's performance .

مکانیک قطعات جدید موتور را نصب خواهد کرد تا عملکرد ماشین را بهبود بخشد.

various [صفت]
اجرا کردن

گوناگون

Ex: They tried various methods to solve the problem but none worked .

آنها مختلف روش‌ها را برای حل مشکل امتحان کردند اما هیچکدام جواب نداد.

including [حرف اضافه]
اجرا کردن

شامل

Ex:

چندین کشور، از جمله فرانسه و ایتالیا، در اجلاس شرکت کردند.

court [اسم]
اجرا کردن

زمین بازی (تنیس و...)

Ex: The school 's new court is perfect for both basketball and tennis .

زمین جدید مدرسه برای بسکتبال و تنیس عالی است.

gut [اسم]
اجرا کردن

رشته روده

Ex: The tennis racket was strung with natural gut for improved performance .

راکت تنیس با رشته طبیعی روده برای بهبود عملکرد رشته شده بود.

intestine [اسم]
اجرا کردن

روده

Ex: He studied the anatomy of the intestine in his biology class .

او آناتومی روده را در کلاس زیست‌شناسی خود مطالعه کرد.

durable [صفت]
اجرا کردن

ماندگار

Ex: Durable fabrics are essential for outdoor clothing .
nylon [اسم]
اجرا کردن

نایلون (نوعی پلیمر مصنوعی)

Ex: Fishing lines are often made of nylon because it 's durable and flexible .

طناب‌های ماهیگیری اغلب از نایلون ساخته می‌شوند زیرا بادوام و انعطاف‌پذیر است.

stiff [صفت]
اجرا کردن

سفت

Ex: The fabric was too stiff to drape nicely .

پارچه خیلی سفت بود تا به خوبی آویزان شود.

Kevlar [اسم]
اجرا کردن

کولار

Ex: The bicycle 's tires were reinforced with Kevlar to prevent punctures .

لاستیک‌های دوچرخه با کولار تقویت شده بودند تا از پنچری جلوگیری شود.

copolyester [اسم]
اجرا کردن

کوپلی استر

Ex: This fabric is made from copolyester , offering better flexibility and strength .

این پارچه از کوپلی استر ساخته شده است که انعطاف پذیری و استحکام بهتری ارائه می‌دهد.

to combine [فعل]
اجرا کردن

ترکیب شدن

Ex:

وقتی مولکول‌های هیدروژن و اکسیژن ترکیب می‌شوند، آب را تشکیل می‌دهند.

additive [اسم]
اجرا کردن

افزودنی

Ex: A common additive in cosmetics is hyaluronic acid , which helps retain moisture .

یک افزودنی رایج در لوازم آرایشی اسید هیالورونیک است که به حفظ رطوبت کمک می‌کند.

hybrid [صفت]
اجرا کردن

هیبرید

Ex: The new hybrid laptop can function as both a tablet and a regular computer .

لپ‌تاپ هیبرید جدید می‌تواند هم به عنوان تبلت و هم به عنوان یک کامپیوتر معمولی عمل کند.

setup [اسم]
اجرا کردن

تنظیم

Ex: The team 's setup for the game focused on a strong defense strategy .

تنظیم تیم برای بازی بر روی یک استراتژی دفاعی قوی متمرکز بود.

by far [قید]
اجرا کردن

با اختلاف زیاد

Ex: This exam was by far more difficult than the last one .

این امتحان به مراتب سخت‌تر از قبلی بود.

fit [اسم]
اجرا کردن

تناسب

Ex: His skills are a good fit for the job requirements .

مهارت‌های او مناسب خوبی برای نیازهای شغل هستند.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

اجرا کردن

رقابت کردن تا آخر

Ex: After hours of negotiation , they finally battled out a fair agreement .

پس از ساعتها مذاکره، آنها در نهایت برای یک توافق منصفانه جنگیدند.

net [اسم]
اجرا کردن

تور

Ex: The ball hit the top of the net and bounced over , earning the player a point .

توپ به بالای تور برخورد کرد و از روی آن پرید و به بازیکن یک امتیاز داد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

دال بر چیزی بودن

Ex: The thermometer indicates that the temperature is rising .
spin [اسم]
اجرا کردن

حرکت چرخشی (موشک)

Ex: The spin on the ball made it curve dramatically , confusing his opponent .

چرخش روی توپ باعث شد تا به شکل چشمگیری منحنی شود و حریفش را گیج کند.

اجرا کردن

به یک معنا

Ex: In a sense , failure helped him become more successful .

به یک معنا، شکست به او کمک کرد تا موفق تر شود.

اجرا کردن

انقلابی کردن

Ex: Innovations in artificial intelligence are expected to revolutionize various industries .

انتظار می‌رود که نوآوری‌ها در هوش مصنوعی انقلابی در صنایع مختلف ایجاد کنند.

beyond [حرف اضافه]
اجرا کردن

فراتر از

Ex: The book was kept on a shelf beyond the children 's reach .

کتاب در قفسه‌ای فراتر از دسترس کودکان نگهداری می‌شد.

adjustment [اسم]
اجرا کردن

انطباق

Ex: After a few adjustments , the software worked perfectly on all devices .

پس از چند تنظیم، نرم‌افزار به طور کامل روی همه دستگاه‌ها کار کرد.

serving [اسم]
اجرا کردن

سرویس

Ex:

یک سرویس خوب می‌تواند از همان ابتدا حریف را تحت فشار قرار دهد.

اجرا کردن

منتسب کردن

Ex: The musician 's performances are attributed with passion , energy , and exceptional musicality .

اجراهای موسیقیدان به شور، انرژی و موسیقایی استثنایی منسوب می‌شود.

lead [اسم]
اجرا کردن

سرب (شیمی)

Ex: Despite its toxicity , lead was extensively used in the past for various applications , including soldering and radiation shielding .

علیرغم سمیت آن، سرب در گذشته به طور گسترده برای کاربردهای مختلف از جمله لحیم کاری و محافظت در برابر تشعشع استفاده می‌شد.

preference [اسم]
اجرا کردن

ترجیح

Ex: Our preferences in movies often reflect our individual interests and values .
to mold [فعل]
اجرا کردن

قالب گیری کردن

Ex: With a steady hand , the surgeon molded the bone graft to fit snugly into the patient 's jaw .

با دستی ثابت، جراح پیوند استخوان را قالب‌گیری کرد تا به خوبی با فک بیمار تطابق پیدا کند.

grip [اسم]
اجرا کردن

دسته

Ex: The grip was damaged and needed to be rewrapped .

دسته آسیب دیده بود و نیاز به بازپیچیدن داشت.

to push [فعل]
اجرا کردن

هل دادن

Ex: The extra training pushed her fitness to a new level .

تمرین اضافی، تناسب اندام او را به سطح جدیدی رساند.

اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: The experienced chef could anticipate the needs of the kitchen before they arose .

آشپز با تجربه می‌توانست نیازهای آشپزخانه را قبل از به وجود آمدن پیش‌بینی کند.

further [قید]
اجرا کردن

فراتر

Ex: As the discussion progressed , the conversation moved further into complex topics .

همانطور که بحث پیش رفت، گفتگو بیشتر به موضوعات پیچیده کشیده شد.

اجرا کردن

تناقض داشتن

Ex: The data from the study contradicted the initial hypothesis proposed by the researchers .

داده‌های مطالعه متناقض با فرضیه اولیه پیشنهادی محققان بود.

tour [اسم]
اجرا کردن

تور

Ex: To promote the sport of rugby , the national team organized a tour , playing matches in schools and communities to encourage participation .

برای ترویج ورزش راگبی، تیم ملی یک تور ترتیب داد، با بازی کردن مسابقات در مدارس و جوامع برای تشویق به مشارکت.

اجرا کردن

در مقایسه

Ex: The new car is much faster than the old one by comparison .

ماشین جدید در مقایسه با ماشین قدیمی بسیار سریع‌تر است.

serve [اسم]
اجرا کردن

(با پرتاب توپ) بازی را در جربان انداختن

Ex:

او تکنیک سرویس بسکتبال خود را در طول تمرین به کمال رساند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)