کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
background [اسم]
اجرا کردن

a relatively unimportant or inconspicuous accompanying situation or feature

Ex: The background of the ceremony was quiet and unremarkable .
chatter [اسم]
اجرا کردن

گپ و گفت پر سر و صدا

guide [اسم]
اجرا کردن

کتابچه راهنما

Ex: Without the guide , the intricate floor plan would have been impossible to interpret .

بدون راهنما، تفسیر طرح کف پیچیده غیرممکن می‌شد.

galaxy [اسم]
اجرا کردن

کهکشان

Ex: Dwarf galaxies are smaller galaxies with fewer stars and less mass compared to larger spiral or elliptical galaxies .

کهکشان‌های کوتوله، کهکشان‌های کوچکتری هستند با ستاره‌های کمتر و جرم کمتر در مقایسه با کهکشان‌های مارپیچی یا بیضوی بزرگتر.

to feature [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The hotel features a rooftop pool with stunning views of the city skyline .

هتل دارای استخری در پشت بام با منظره‌ای خیره‌کننده از خط افق شهر است.

to place [فعل]
اجرا کردن

گذاشتن

Ex: The cat likes to place itself near the window to bask in the sunlight .

گربه دوست دارد خود را نزدیک پنجره قرار دهد تا در نور آفتاب گرم شود.

universe [اسم]
اجرا کردن

گیتی

Ex: The universe is constantly expanding , as evidenced by the redshift of distant galaxies .

جهان به طور مداوم در حال گسترش است، همانطور که انتقال به سرخ کهکشان‌های دور نشان می‌دهد.

اجرا کردن

مثال بارز چیزی بودن

Ex: The classic novel can be said to represent the ideals and societal norms of the time in which it was written .

می‌توان گفت که رمان کلاسیک نمایانگر آرمان‌ها و هنجارهای اجتماعی زمانه‌ای است که در آن نوشته شده است.

enthusiast [اسم]
اجرا کردن

هواخواه (یک فعالیت خاص)

Ex: Gaming enthusiasts eagerly await the console ’s next update .

علاقه‌مندان به بازی‌ها مشتاقانه منتظر به‌روزرسانی بعدی کنسول هستند.

realizable [صفت]
اجرا کردن

تحقق‌یافتنی

Ex: The project is realizable within the budget if we allocate resources carefully .

پروژه در چارچوب بودجه قابل تحقق است اگر منابع را با دقت تخصیص دهیم.

artificial [صفت]
اجرا کردن

مصنوعی

Ex: Artificial light sources such as lamps and streetlights illuminate urban areas at night .

منابع نور مصنوعی مانند چراغ‌ها و چراغ‌های خیابانی، مناطق شهری را در شب روشن می‌کنند.

speech [اسم]
اجرا کردن

oral communication using words

Ex:
to enable [فعل]
اجرا کردن

قادر ساختن

Ex: He enabled his friend to overcome a challenging situation with his support .

او به دوستش امکان داد تا با حمایتش از یک موقعیت چالش‌برانگیز عبور کند.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

اجرا کردن

شناسایی کردن

Ex: The detective recognized the suspect by the scar on his cheek .

کارآگاه متهم را از روی زخم روی گونه‌اش شناخت.

laboratory [اسم]
اجرا کردن

آزمایشگاه

Ex: Environmental scientists monitor water quality in their laboratory to assess pollution levels .

دانشمندان محیط زیست کیفیت آب را در آزمایشگاه خود نظارت می‌کنند تا سطح آلودگی را ارزیابی کنند.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

to surround [فعل]
اجرا کردن

احاطه کردن

Ex: The mountains surround the village , creating a scenic view .

کوه‌ها روستا را محاصره می‌کنند، و منظره‌ای زیبا ایجاد می‌کنند.

to follow [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: The speaker 's accent was strong , making it hard to follow their presentation .

لهجه سخنران قوی بود، که پیگیری ارائه او را دشوار می‌کرد.

scratchy [صفت]
اجرا کردن

خراشیده

Ex: The old record had a scratchy sound .

ضبط قدیمی صدای خراش‌دار داشت.

line [اسم]
اجرا کردن

خط تلفن

Ex: She placed the receiver back on the phone and hung up the line .

او گوشی را دوباره روی تلفن گذاشت و خط را قطع کرد.

to remind [فعل]
اجرا کردن

یادآوری کردن

Ex: The teacher reminded the students to submit their assignments on time .

معلم به دانش‌آموزان یادآوری کرد که تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.

nearly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: The project was nearly complete , lacking only a final review before submission .

پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.

apart [قید]
اجرا کردن

دور از هم

Ex: The two events happened years apart , but were clearly related .

دو رویداد با فاصله چند سال رخ دادند، اما به وضوح مرتبط بودند.

still [قید]
اجرا کردن

هنوز

Ex: We still do n't know what happened .

ما هنوز نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده است.

obstacle [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: Fear of failure was the main obstacle to her success .
comfortably [قید]
اجرا کردن

راحت

Ex: He laughed comfortably among his close friends .

او در میان دوستان نزدیکش راحت خندید.

اجرا کردن

علوم رایانه

Ex: Computer science has made a huge impact on developing artificial intelligence .

علوم کامپیوتر تأثیر بسیار زیادی در توسعه هوش مصنوعی داشته است.

lecture [اسم]
اجرا کردن

ارائه علمی

Ex: The lecture on ancient philosophy lasted for two hours .

سخنرانی درباره فلسفه باستان دو ساعت طول کشید.

via [حرف اضافه]
اجرا کردن

از طریق

Ex: She communicated with her fans via social media .

او با طرفدارانش از طریق شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرد.

to generate [فعل]
اجرا کردن

تولید اطلاعات کردن

Ex: The software generates synthetic data to augment the training dataset for neural network models .

نرم‌افزار داده‌های مصنوعی را تولید می‌کند تا مجموعه داده‌های آموزشی برای مدل‌های شبکه عصبی را افزایش دهد.

text [اسم]
اجرا کردن

متن

Ex:

کارآگاه پیام‌های متنی مظنون را به عنوان بخشی از تحقیق تحلیل کرد.

somewhat [قید]
اجرا کردن

تا حدودی

Ex: His explanation was somewhat unclear .

توضیح او تا حدودی نامشخص بود.

to subtitle [فعل]
اجرا کردن

to provide a film or video with written translations or captions of the dialogue

Ex:
lecturer [اسم]
اجرا کردن

استاد یار (دانشگاه)

Ex: The lecturer gave a fascinating lecture on Shakespeare ’s works .

استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.

to compete [فعل]
اجرا کردن

رقابت کردن

Ex: Businesses compete to provide the best customer service .

کسب‌وکارها برای ارائه بهترین خدمات به مشتری رقابت می‌کنند.

اجرا کردن

ترجمه گفتار مصنوعی

Ex: Artificial speech translation technology can be found in voice assistants .

فناوری ترجمه گفتار مصنوعی را می‌توان در دستیارهای صوتی یافت.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)