Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - متن 2 (1)
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to roam about without a specific purpose

پرسه زدن
او اغلب در خیابانها پرسه میزد، غرق در افکارش.
to enter a place and remove or take away a large number of things quickly and illegally, often as part of a criminal enterprise or activity

شبیخون زدن, هجوم اوردن
مجرمین قصد حمله به عمارت را داشتند، اما پلیس درست به موقع رسید.
a vessel designed for transporting goods and merchandise as part of commercial trade

کشتی تجاری, کشتی باربری
در طول سفر، کشتی تجاری با دریاهای خروشان مواجه شد اما محموله خود را به سلامت تحویل داد.
to indicate a potential danger or risk to someone or something

تهدید کردن
کمبود اقدامات امنیت سایبری میتواند تهدیدی برای یکپارچگی اطلاعات حساس باشد.
absolutely necessary and of great importance

حیاتی, لازم، ضروری
ارتباط خوب برای کار تیمی موثر حیاتی است.
a regularly used path or route across the sea, often for the exchange of goods and services between different places or countries

مسیر تجاری, راه بازرگانی
کارائیب در دوره استعماری یک مرکز اصلی برای مسیرهای تجاری بود.
a country under the control of one government

مملکت
آلمان یک کشور اروپایی است که به دلیل اقتصاد قوی و تعهد به دموکراسی شناخته میشود.
the act of attacking or robbing ships at sea, often for financial gain

دزدی دریایی, قرصنی
دولت برای مبارزه با دزدی دریایی در امتداد ساحل، گشتها را افزایش داد.
something that benefits or advantages someone or something, often in a specific situation

علاقه, سود
انتشار این اطلاعات در منافع عمومی ضروری است.
a state or country where power is held by the people or their elected representatives, typically with an elected head of state rather than a monarch

جمهوری, کشور جمهوری
یک جمهوری به شهروندان اجازه میدهد تا برای رهبران خود رای دهند.
extremely large or heavy

غول پیکر, عظیم
نهنگ یک موجود عظیم بود، با وزن چندین تن و طول بیش از 50 فوت.
a group of naval vessels organized as a single fighting or operational unit

ناوگان
ناوگان در سپیدهدم با دشمن درگیر شد.
to fully remove or get rid of something

از بین بردن, حذف کردن
شرکت یک سیستم جدید را برای حذف ناکارآمدیها در گردش کار پیادهسازی کرد.
being subject to the rule, authority, or governance of something or someone

تحت, تحت حکومت
کشور تحت حکومت نظامی است.
a military unit, area, or operation that is under the control and direction of one officer or leader

فرماندهی, واحد
ژنرال پس از استعفای رهبر قبلی، فرماندهی ارتش را به عهده گرفت.
related to ancient Rome, its citizens, or empire

رومی, مربوط به امپراطوری روم، مربوط به مردم اهل روم
او تاریخ رومی را مطالعه کرد تا ظهور و سقوط امپراتوری را درک کند.
a high-ranking officer in the army, Air Force, or Marines

افسر عالیرتبه, ژنرال
پس از دههها خدمت، او به اوج حرفهای خود رسید وقتی که به درجه ژنرال ارتقا یافت.
to completely destroy something, particularly a problem or threat

ریشهکن کردن, از بین بردن
کشاورزان اقدامات کنترل آفات را برای ریشهکنی گونههای مهاجم که محصولات آنها را تهدید میکردند، اجرا کردند.
to change the appearance, character, or nature of a person or object

تبدیل کردن, دگرگون کردن
هنرمند از رنگهای پرجنبوجوش برای تبدیل یک بوم خالی به یک شاهکار چشمگیر استفاده کرد.
to store information in a way that can be used in the future

ضبط کردن, ذخیره کردن، ثبت کردن
دانشمند دادههای آزمایشی را در یک دفترچه آزمایشگاهی ثبت میکند.
the length of time during which a king, queen, or other monarch rules

دوران فرمانروایی, دوران سلطنت
موزه آثار باستانی از سلطنت فراعنه باستان را به نمایش گذاشت.
a title used for ancient Egyptian rulers

فرعون
مقبره فرعون توتانخامون، که در دره پادشاهان کشف شد، حاوی گنجینهها و مصنوعاتی بود که بینشی از فرهنگ مصر باستان ارائه میداد.
demonstrating sensible judgment or fairness in decision-making

منطقی
منطقی است که انتظار داشته باشیم کارمندان وظایف محول شده خود را در مهلت داده شده تکمیل کنند.
a person who attacks and robs ships at sea, typically for personal gain

دزد دریایی
خدمه با شجاعت در برابر دزدان دریایی که به کشتی آنها سوار شده بودند جنگیدند.
to travel on water using the power of wind or an engine

قایقرانی کردن, کشتیسواری کردن
کشتی کروز لوکس در امتداد ساحل حرکت میکرد، و مناظر نفسگیر غروب آفتاب را به مسافران ارائه میداد.
a person or thing that chases, follows, or tries to catch something or someone

تعقیب کننده, شکارچی
افسر پلیس تعقیب کننده در تعقیب و گریز پرسرعت بود.
(of an idea or thought) to suddenly be remembered or thought of

به ذهن رسیدن, خاطر آدم آمدن
هیچ راهحلی به ذهنمان نرسید، پس بحث را موقتاً متوقف کردیم.
all the people who work on a ship, aircraft, etc.

خدمه, تیم
تمام اعضای خدمه در روشهای ایمنی آموزش دیده بودند.
a person or thing that is out of place or does not conform to the norms or expectations of a particular group, environment, or situation

ناجور, منزوی
کارمند جدید در تیم یک ناجور بود و برای سازگاری با فرهنگ شرکت تلاش میکرد.
someone who is reckless and likes putting themselves in danger

(شخص) کلهشق
بعد از بالا رفتن از بلندترین آسمانخراش شهر، به او بیپروا گفتند.
a boat that uses large pieces of cloth called sails to catch the wind and move across the water

کشتی بادبانی
کشتی بادبانی تنها با استفاده از باد در اقیانوس حرکت کرد.
a region of islands and territories in the Caribbean Sea known for its tropical climate, diverse cultures, and natural beauty

منطقه کارائیب
a period of one thousand years, usually calculated from the year of the birth of Jesus Christ

هزاره
آیندهنگران در مورد پیشرفتهای تکنولوژیکی که ممکن است هزاره بعدی را شکل دهند، گمانهزنی میکنند.
a daring or adventurous person, who engages in brave or reckless activities

ماجراجو, نترس
با قلبی پر از شجاعت، او خود را یک ماجراجو واقعی در قلب میدانست.
to exist or occur at an earlier time than something else

قدمت بیشتری داشتن, از قبلتر از چیزی وجود داشتن
اختراع چرخ مقدم بر زبان نوشتاری است.
a society that has developed its own culture and institutions in a particular period of time or place

تمدن
تمدن مدرن به شدت به فناوری و ارتباطات جهانی وابسته است.
to a specific extent or degree

تا حدی, نسبتاً
او تنها تا حدی توسط توضیح آنها متقاعد شده بود.
as a result of a specific cause or reason

بهدلیل, بهموجب، بهخاطر
این رویداد به دلیل شرایط پیشبینی نشده لغو شد.
in a manner that consists mostly of a specific kind, quality, etc.

عمدتاً, بهطور کلی
جمعیت شهر عمدتاً جوان است، با درصد بالایی از ساکنان زیر 30 سال.
(of land or soil) able to produce crops or plants well

حاصلخیز (زمین)
کشاورزان زمین حاصلخیز کنار رودخانه را به دلیل توانایی آن در حمایت از محصولات متنوع ارزشمند میدانستند.
(of land or terrain) rough, uneven, and often difficult to navigate, with features such as steep slopes or rocky surfaces

ناهموار, پرپیچوخم
جزیره به خاطر خط ساحلی ناهموار و صخرههایش معروف است.
having many hills

ناهموار, پر از پستیوبلندی
جاده باریک و تپهای بود، که رانندگی را دشوار میکرد.
(of an area) having a lot of mountains

کوهستانی
آنها در سفر جادهای خود از یک چشمانداز کوهستانی عبور کردند.
a person or animal that resides in a particular place

ساکن, مقیم
به عنوان یک ساکن دیرینه روستا، او همه و همه چیز را درباره آنجا میدانست.
to depend on someone or something for support and assistance

تکیه کردن به, وابسته بودن به
او نمیتواند برای رسیدن به موقع به محل کار به حمل و نقل عمومی اتکا کند، بنابراین یک ماشین خرید.
to a great or considerable extent

بهشدت
او به شدت در کارهای جامعهای مشارکت دارد.
related to the sea and the different life forms that exist there

دریایی
زیستگاههای دریایی، مانند صخرههای مرجانی و جنگلهای جلبک دریایی، از تنوع گستردهای از حیات آبزی پشتیبانی میکنند.
(usually plural) a country's gas, oil, trees, etc. that are considered valuable and therefore can be sold to gain wealth

منابع و ذخایر طبیعی
دولت سیاستهایی را برای تنظیم استخراج منابع طبیعی اجرا کرد.
to have a particular quality, attribute, knowledge, or skill

داشتن (مهارت، دانش یا ویژگی)
گفته میشود که این اثر باستانی دارای قدرتهای اسرارآمیز است، که آن را بسیار مورد توجه کلکسیونرها قرار میدهد.
concerning or involving travel by sea, especially for work or adventure

دریانوردی, دریایی
آنها در مهارتهای دریانوردی، از جمله ناوبری و کشتیسازی آموزش دیده بودند.
not exceeded by anything or anyone else

بیرقیب
فداکاری ورزشکار در تمرین منجر به عملکرد بینظیر شد و رکوردهایی را بر جای گذاشت که سالها شکسته نشد.
the boundary between land and water, particularly as seen on a map or from above

خط ساحلی, ساحل
طوفان باعث فرسایش در امتداد خط ساحلی شد.
used to introduce a result based on the information or actions that came before

بنابراین, بدین ترتیب
او قطار آخر را از دست داد؛ بنابراین، مجبور شد یک وسیله حمل و نقل جایگزین برای رسیدن به مقصد خود پیدا کند.
to begin doing something harmful, like crime or drugs, often as a response to feeling unhappy

روی آوردن به, شروع کردن به
او به مسیر اشتباهی رفت و در نهایت برای تسلی به مواد مخدر روی آورد.
indicating a large number of something

متعدد, بیشمار
او این هفته متعدد دعوتنامه به رویدادهای اجتماعی دریافت کرد.
a small curved area of land that partly encloses a specific part of the sea

خلیج کوچک
ملوانان قایقهای خود را در خلیج محافظت شده لنگر انداختند تا از طوفان اجتناب کنند.
to launch a planned and forceful attack against an enemy or target

حمله کردن
آنها تصمیم گرفتند اهداف کلیدی را مورد حمله قرار دهند تا دفاعات حریف را تضعیف کنند.
not discovered, noticed, or detected, often referring to something that was searched or looked for

شناسایینشده
بیماری او برای سالها کشف نشده باقی ماند.
designed or capable of traveling on the open sea, especially over long distances

اقیانوس پیما, دریاگرد
آنها سوار کشتی اقیانوس پیما شدند برای سفر طولانی خود در سراسر اقیانوس اطلس.
(of a sea or other area of water) deep or wide enough for ships or boats to travel through

قابل ناوبری
مهندسان تلاش کردند تا کانال را برای تجارت قابل کشتیرانی نگه دارند.
to load or put cargo on board a ship

بارگیری, بار زدن به کشتی
خدمه کشتی باری با دقت کالاهای مختلف را بارگیری کردند.
the influence, control, or power that comes from status, money, or position

قدرت, نیرو
آنها از قدرت تاجر ثروتمند میترسیدند.
a small, fast sailing ship used in the past mainly by the Portuguese and Spanish

کاراول, کشتی تندرو
یک کاراول میتوانست مسافتهای طولانی را در اقیانوس بپیماید.
used typically before a date to show that it is not exact

در حدود
نقاشی حدود قرن 18 خلق شد.
