کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to prowl [فعل]
اجرا کردن

پرسه زدن

Ex: Teenagers would prowl the mall , looking for something to do .

نوجوانان در مرکز خرید پرسه می‌زدند، به دنبال کاری برای انجام دادن.

to raid [فعل]
اجرا کردن

شبیخون زدن

Ex: They were caught after they raided a bank during the night .

آن‌ها پس از حمله به یک بانک در شب دستگیر شدند.

اجرا کردن

کشتی تجاری

Ex: The merchant ship was built to carry large quantities of goods across the ocean .

کشتی بازرگانی برای حمل مقادیر زیادی کالا در سراسر اقیانوس ساخته شده بود.

to threaten [فعل]
اجرا کردن

تهدید کردن

Ex: The economic downturn threatened the stability of many businesses .

رکود اقتصادی ثبات بسیاری از کسب‌وکارها را تهدید کرد.

vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

trade route [اسم]
اجرا کردن

مسیر تجاری

Ex: Many ancient civilizations depended on trade routes for their economy .

بسیاری از تمدن‌های باستانی برای اقتصاد خود به مسیرهای تجاری وابسته بودند.

state [اسم]
اجرا کردن

مملکت

Ex: India is a populous state in South Asia , characterized by its diverse cultures , languages , and traditions .
piracy [اسم]
اجرا کردن

دزدی دریایی

Ex: Modern piracy includes hijacking ships for ransom .

دزدی دریایی مدرن شامل ربودن کشتی‌ها برای باج می‌شود.

interest [اسم]
اجرا کردن

علاقه

Ex: The new law seems to go against the interests of small farmers .

قانون جدید به نظر می‌رسد بر خلاف منافع کشاورزان خرده‌پا باشد.

republic [اسم]
اجرا کردن

جمهوری

Ex: In a republic , the president is usually the head of state .

در یک جمهوری، رئیس جمهور معمولاً رئیس کشور است.

massive [صفت]
اجرا کردن

غول پیکر

Ex: The iceberg floating in the Arctic Ocean was massive , stretching for miles in every direction .

کوه یخ شناور در اقیانوس منجمد شمالی عظیم بود، در هر جهت برای مایل‌ها امتداد داشت.

fleet [اسم]
اجرا کردن

ناوگان

Ex: The admiral commanded the entire fleet from his flagship .
اجرا کردن

از بین بردن

Ex: The software developers have recently eliminated bugs to improve overall performance .

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار اخیراً باگ‌ها را حذف کرده‌اند تا عملکرد کلی را بهبود بخشند.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

تحت

Ex: The company is under new management .

شرکت تحت مدیریت جدید است.

command [اسم]
اجرا کردن

فرماندهی

Ex: The region was under the command of a new military governor .

این منطقه تحت فرماندهی یک فرماندار نظامی جدید بود.

Roman [صفت]
اجرا کردن

رومی

Ex: They visited Roman ruins in Pompeii to experience life in ancient times .

آنها از ویرانه‌های رومی در پمپئی دیدن کردند تا زندگی در دوران باستان را تجربه کنند.

general [اسم]
اجرا کردن

افسر عالی‌رتبه

Ex:

در آکادمی نظامی، دانشجویان نبردهای معروفی را که توسط ژنرال پاتون رهبری می‌شد مطالعه کردند، از موفقیت‌ها و اشتباهات او آموختند.

اجرا کردن

ریشه‌کن کردن

Ex: Scientists are researching ways to eradicate invasive plants that threaten local ecosystems .

دانشمندان در حال تحقیق بر روی راه‌هایی برای ریشه‌کن کردن گیاهان مهاجمی هستند که اکوسیستم‌های محلی را تهدید می‌کنند.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The training program is designed to transform beginners into skilled professionals .

برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.

to record [فعل]
اجرا کردن

ضبط کردن

Ex: The nurse recorded the patient 's vital signs in the medical chart .

پرستار علائم حیاتی بیمار را در پرونده پزشکی ثبت کرد.

reign [اسم]
اجرا کردن

دوران فرمانروایی

Ex: Queen Victoria 's reign lasted over 63 years .
pharaoh [اسم]
اجرا کردن

فرعون

Ex: The role of the pharaoh was central to Egyptian religion and society , representing the divine link between the gods and the people .

نقش فرعون در دین و جامعه مصر مرکزی بود، که نمایانگر پیوند الهی بین خدایان و مردم بود.

reasonable [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: Asking for a day off to attend a family event seems like a reasonable request .

درخواست یک روز مرخصی برای حضور در یک رویداد خانوادگی به نظر یک درخواست منطقی می‌رسد.

pirate [اسم]
اجرا کردن

دزد دریایی

Ex: In the story , the pirates buried their treasure on a remote island .

در داستان، دزدان دریایی گنج خود را در یک جزیره دورافتاده دفن کردند.

to sail [فعل]
اجرا کردن

قایق‌رانی کردن

Ex: The historic tall ship , fully restored , sailed proudly into the harbor , capturing the essence of maritime history .

کشتی بلند تاریخی، به طور کامل بازسازی شده، با افتخار به سمت بندر حرکت کرد، جوهر تاریخ دریانوردی را به تصویر کشید.

pursuer [اسم]
اجرا کردن

تعقیب کننده

Ex: The pursuer remained determined , despite the many obstacles .

تعقیب‌کننده با وجود موانع زیاد مصمم باقی ماند.

crew [اسم]
اجرا کردن

خدمه

Ex: The captain thanked the crew for their hard work during the storm .

کاپیتان از خدمه به خاطر کار سختشان در طول طوفان تشکر کرد.

misfit [اسم]
اجرا کردن

ناجور

Ex:

نوجوان ناسازگار اغلب وقت خود را به تنهایی می‌گذراند، دور از جمع محبوب.

daredevil [اسم]
اجرا کردن

(شخص) کله‌شق

Ex: Everyone knew him as a daredevil for his skydiving adventures and risky escapades .

همه او را به عنوان یک متهور برای ماجراجویی‌های چتربازی و فرارهای پرخطرش می‌شناختند.

اجرا کردن

کشتی بادبانی

Ex: Pirates once roamed the seas in fast sailing ships .

دزدان دریایی زمانی با کشتی‌های بادبانی سریع در دریاها گشت می‌زدند.

millennium [اسم]
اجرا کردن

هزاره

Ex: The invention of printing was a pivotal development during the second millennium .

اختراع چاپ یک پیشرفت محوری در هزاره دوم بود.

اجرا کردن

ماجراجو

Ex: He was known as a swashbuckler , always seeking adventure and danger .

او به عنوان یک ماجراجو شناخته می‌شد، همیشه در جستجوی ماجرا و خطر بود.

to predate [فعل]
اجرا کردن

قدمت بیشتری داشتن

Ex:

اولین استفاده ثبت‌شده از آتش مقدم بر تاریخ ثبت‌شده است.

اجرا کردن

تمدن

Ex: Civilization has made great strides in medicine and science over the centuries .

تمدن در طول قرن‌ها پیشرفت‌های بزرگی در پزشکی و علم داشته است.

partly [قید]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: Her anger was partly justified .

خشم او تا حدی موجه بود.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The school 's curriculum is predominantly focused on STEM subjects .

برنامه درسی مدرسه عمدتاً بر موضوعات STEM متمرکز است.

fertile [صفت]
اجرا کردن

حاصلخیز (زمین)

Ex: Fertile regions attract settlers and agricultural development due to their potential for high crop yields and sustainable farming practices .

مناطق حاصلخیز به دلیل پتانسیل بالای برداشت محصول و شیوه‌های کشاورزی پایدار، مهاجران و توسعه کشاورزی را جذب می‌کنند.

rugged [صفت]
اجرا کردن

ناهموار

Ex: The trail wound through the rugged terrain , making hiking challenging .

مسیر از میان زمین‌های ناهموار می‌گذشت و پیاده‌روی را چالش‌برانگیز می‌کرد.

hilly [صفت]
اجرا کردن

ناهموار

Ex: The area is known for its hilly paths and scenic overlooks .

این منطقه به خاطر مسیرهای تپه‌ای و چشم‌اندازهای زیبایش معروف است.

mountainous [صفت]
اجرا کردن

کوهستانی

Ex: The weather in mountainous regions can be unpredictable .

آب و هوا در مناطق کوهستانی می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی باشد.

inhabitant [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The inhabitants of the island adapted their lifestyle to the harsh weather conditions .

ساکنان جزیره سبک زندگی خود را با شرایط آب و هوایی سخت تطبیق دادند.

to rely on [فعل]
اجرا کردن

تکیه کردن به

Ex: In a crisis , people often rely on their instincts to make quick decisions .

در بحران، مردم اغلب برای تصمیم‌گیری سریع به غرایز خود تکیه می‌کنند.

heavily [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They are heavily influenced by traditional values .

آن‌ها به شدت تحت تأثیر ارزش‌های سنتی هستند.

marine [صفت]
اجرا کردن

دریایی

Ex: Marine pollution , caused by plastic waste and oil spills , threatens the health of ocean ecosystems .

آلودگی دریایی، ناشی از زباله‌های پلاستیکی و نشت نفت، سلامت اکوسیستم‌های اقیانوسی را تهدید می‌کند.

resource [اسم]
اجرا کردن

منابع و ذخایر طبیعی

Ex: Environmentalists advocate for responsible use of resources to mitigate climate change .

محیط‌بانان از استفاده مسئولانه از منابع برای کاهش تغییرات آب‌وهوایی دفاع می‌کنند.

to possess [فعل]
اجرا کردن

داشتن (مهارت، دانش یا ویژگی)

Ex: She possesses a remarkable talent for playing the piano .

او دارای استعداد قابل توجهی در نواختن پیانو است.

seafaring [صفت]
اجرا کردن

دریانوردی

Ex:

او از یک خانواده دریانورد بود که نسل‌ها در دریا سفر کرده بودند.

unsurpassed [صفت]
اجرا کردن

بی‌رقیب

Ex: The company 's commitment to quality produced an unsurpassed product , earning it a reputation for excellence .

تعهد شرکت به کیفیت منجر به تولید محصولی بی‌نظیر شد و برای آن شهرت برتری به ارمغان آورد.

coastline [اسم]
اجرا کردن

خط ساحلی

Ex: The country has a long and diverse coastline .

کشور دارای یک خط ساحلی طولانی و متنوع است.

thus [قید]
اجرا کردن

بنابراین

Ex: The market demand for renewable energy sources is increasing ; thus , more companies are investing in sustainable technologies .

تقاضای بازار برای منابع انرژی تجدیدپذیر در حال افزایش است؛ بنابراین، شرکت‌های بیشتری در فناوری‌های پایدار سرمایه‌گذاری می‌کنند.

to turn to [فعل]
اجرا کردن

روی آوردن به

Ex: The desperate situation led him to turn to illegal activities .

وضعیت ناامیدکننده او را به سمت روی آوردن به فعالیت‌های غیرقانونی سوق داد.

numerous [صفت]
اجرا کردن

متعدد

Ex: He faced numerous obstacles while trying to complete the project .

او در تلاش برای تکمیل پروژه با متعدد موانع روبرو شد.

cove [اسم]
اجرا کردن

خلیج کوچک

Ex: Snorkelers explored the coral reefs in the crystal-clear waters of the cove .

غواصان با ماسک، صخره‌های مرجانی را در آب‌های زلال خلیج کوچک کاوش کردند.

to strike [فعل]
اجرا کردن

حمله کردن

Ex: Airplanes were deployed to strike strategic locations in the region .

هواپیماها برای ضربه زدن به مکان‌های استراتژیک در منطقه مستقر شدند.

undetected [صفت]
اجرا کردن

شناسایی‌نشده

Ex:

اقدامات او توسط مقامات کشف نشد.

oceangoing [صفت]
اجرا کردن

اقیانوس پیما

Ex: He worked on an oceangoing cargo ship for several years .

او برای چندین سال روی یک کشتی باری اقیانوس‌پیما کار کرد.

navigable [صفت]
اجرا کردن

قابل ناوبری

Ex:

باران‌های شدید باعث شدند جویباری که زمانی خشک بود دوباره قابل کشتیرانی شود.

to lade [فعل]
اجرا کردن

بارگیری

Ex: Loggers laded timber onto flat-bottomed boats for downstream transport to processing mills .

چوب‌برها چوب‌ها را روی قایق‌های تخت‌کف بارگیری می‌کردند تا به پایین دست به کارخانه‌های فرآوری منتقل کنند.

might [اسم]
اجرا کردن

قدرت

Ex: The judge acted with the full might of the law .

قاضی با تمام قدرت قانون عمل کرد.

caravel [اسم]
اجرا کردن

کاراول

Ex: Caravels were used to carry goods and people during long voyages .

کاراول‌ها برای حمل کالا و افراد در سفرهای طولانی استفاده می‌شدند.

circa [حرف اضافه]
اجرا کردن

در حدود

Ex:

ساختمان حدوداً (circa) در سال 1850 ساخته شد.

route [اسم]
اجرا کردن

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...)

Ex:

مسیر اتوبوس مرکز شهر را به حومه متصل می‌کند.

to hold [فعل]
اجرا کردن

به ارمغان آوردن

Ex: The book holds the answers to your questions .

کتاب حاوی پاسخ‌های سوالات شماست.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)