کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4)

در اینجا می‌توانید واژگان تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to [make] sense [عبارت]
اجرا کردن

منطقی بودن

Ex: After hearing all the evidence , the verdict made sense to the jury .
to deplete [فعل]
اجرا کردن

به ته رسانیدن

Ex: Excessive use of water for irrigation purposes can deplete groundwater resources .

استفاده بیش از حد از آب برای مقاصد آبیاری می‌تواند منابع آب زیرزمینی را تمام کند.

critic [اسم]
اجرا کردن

منتقد

Ex: Her reviews as a food critic are highly anticipated , as she provides detailed critiques of restaurants and dishes based on taste , presentation , and service .

بررسی‌های او به عنوان یک منتقد غذا بسیار مورد انتظار است، زیرا او نقدهای مفصلی از رستوران‌ها و غذاها بر اساس طعم، ارائه و خدمات ارائه می‌دهد.

exotic [صفت]
اجرا کردن

بیگانه

Ex: She loves to collect exotic plants from tropical regions for her greenhouse .

او عاشق جمع‌آوری گیاهان غریب از مناطق گرمسیری برای گلخانه‌اش است.

اجرا کردن

کمتر شناخته‌شده

Ex: A little-known artist painted this masterpiece .

یک هنرمند کم‌شناخته این شاهکار را نقاشی کرد.

assault [اسم]
اجرا کردن

تکاپو

Ex: The athlete 's assault on the marathon course was impressive , given the challenging terrain .

حمله ورزشکار به مسیر ماراتن با توجه به زمین چالش‌برانگیز، چشمگیر بود.

to inflict [فعل]
اجرا کردن

مبتلا کردن

Ex: The disease inflicted a great deal of suffering on the affected population .

بیماری وارد آوردن رنج زیادی بر جمعیت آسیب دیده.

expert [اسم]
اجرا کردن

متخصص

Ex: The language expert can speak five different languages fluently .

متخصص زبان می‌تواند به پنج زبان مختلف به روانی صحبت کند.

off limits [صفت]
اجرا کردن

ممنوع الورود

Ex: The restricted area of the airport is off limits to the public .

منطقه محدود فرودگاه برای عموم ممنوع است.

active [صفت]
اجرا کردن

فعال (آتشفشان)

Ex: The island 's tourism industry is shaped by its location near several active volcanoes .

صنعت گردشگری جزیره با قرار گرفتن در نزدیکی چندین آتشفشان فعال شکل گرفته است.

اجرا کردن

بیوتکنولوژی

Ex: Genetic modification through biotechnology has led to the creation of genetically modified organisms ( GMOs ) with desirable traits .

اصلاح ژنتیکی از طریق بیوتکنولوژی منجر به ایجاد موجودات اصلاح شده ژنتیکی (GMOs) با صفات مطلوب شده است.

strict [صفت]
اجرا کردن

سفت‌وسخت (قوانین)

Ex:
elsewhere [قید]
اجرا کردن

در جای دیگر

Ex: After the store closed , he searched elsewhere for the same product .

پس از بسته شدن فروشگاه، او در جای دیگری همان محصول را جستجو کرد.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The movie included a reference to a famous scene from an older film .

فیلم شامل یک ارجاع به صحنه‌ای معروف از یک فیلم قدیمی‌تر بود.

rapidly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: Advances in medicine are occurring rapidly .

پیشرفت‌ها در پزشکی به سرعت در حال وقوع است.

raw [صفت]
اجرا کردن

خام

Ex: Raw ingredients are necessary for making the freshest dishes .

مواد خام برای تهیه تازه‌ترین غذاها ضروری هستند.

rough [صفت]
اجرا کردن

تقریبی

Ex: His rough guess placed the population at about one million .

حدس تقریبی او جمعیت را در حدود یک میلیون قرار داد.

particular [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: The report focuses on a particular segment of the population , namely elderly citizens .

این گزارش بر روی بخش خاصی از جمعیت، یعنی شهروندان سالخورده تمرکز دارد.

organism [اسم]
اجرا کردن

جاندار

Ex: Scientists study how environmental changes affect the behavior and survival of organisms .

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه تغییرات محیطی بر رفتار و بقای ارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد.

to coexist [فعل]
اجرا کردن

همزیستی

Ex: Dinosaurs and early mammals once coexisted during the Mesozoic era .

دایناسورها و پستانداران اولیه زمانی در دوران مزوزوئیک همزیستی داشتند.

move [اسم]
اجرا کردن

حرکت

Ex: They made a strategic move to diversify their investments .

آنها یک حرکت استراتژیک برای تنوع بخشیدن به سرمایه‌گذاری‌های خود انجام دادند.

heavily [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They are heavily influenced by traditional values .

آن‌ها به شدت تحت تأثیر ارزش‌های سنتی هستند.

inhabitant [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The inhabitants of the island adapted their lifestyle to the harsh weather conditions .

ساکنان جزیره سبک زندگی خود را با شرایط آب و هوایی سخت تطبیق دادند.

to ignore [فعل]
اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: The council ignored the environmental impact of the new construction project .

شورا تأثیر زیست‌محیطی پروژه ساخت‌وساز جدید را نادیده گرفت.

worthwhile [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Learning a new language can be a worthwhile endeavor , opening up opportunities for personal and professional growth .

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند تلاشی ارزشمند باشد، که فرصت‌هایی برای رشد شخصی و حرفه‌ای ایجاد می‌کند.

destructive [صفت]
اجرا کردن

ویرانگر

Ex: The invasive species had a destructive impact on the local ecosystem .

گونه‌های مهاجم تأثیر مخربی بر اکوسیستم محلی داشتند.

marine life [اسم]
اجرا کردن

زندگی دریایی

Ex: Diving enthusiasts explore the wonders of marine life .

علاقه‌مندان به غواصی شگفتی‌های زندگی دریایی را کشف می‌کنند.

outer space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: The International Space Station ( ISS ) orbits Earth in outer space , providing a laboratory for scientific experiments in microgravity .

ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) در فضای خارجی به دور زمین می‌چرخد و آزمایشگاهی برای آزمایش‌های علمی در شرایط ریزگرانش فراهم می‌کند.

to lie [فعل]
اجرا کردن

واقع شدن

Ex: The city lies just beyond the mountains .

شهر درست آن سوی کوه‌ها قرار دارد.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار کردن

Ex: The chef adapted recipes to fit dietary restrictions while maintaining flavor .

آشپز دستورالعمل‌ها را برای تطبیق با محدودیت‌های غذایی تطبیق داد در حالی که طعم را حفظ کرد.

strongly [قید]
اجرا کردن

قویاً

Ex: The city was strongly impacted by the hurricane .

شهر به شدت تحت تأثیر طوفان قرار گرفت.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

consequence [اسم]
اجرا کردن

پیامد

Ex: He was unprepared for the financial consequences of his spending habits .
to look [فعل]
اجرا کردن

تکیه کردن

Ex: The company is looking to expand into new markets next year .

شرکت امیدوار است سال آینده به بازارهای جدید گسترش یابد.

in place [قید]
اجرا کردن

در جای خود

Ex: They have measures in place to protect the environment .

آنها اقدامات آماده‌ای برای محافظت از محیط زیست دارند.

to deliver [فعل]
اجرا کردن

تحویل دادن

Ex: The project team delivered on all their promises .

تیم پروژه به تمام وعده‌های خود عمل کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)