کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
thus [قید]
اجرا کردن

بنابراین

Ex: The market demand for renewable energy sources is increasing ; thus , more companies are investing in sustainable technologies .

تقاضای بازار برای منابع انرژی تجدیدپذیر در حال افزایش است؛ بنابراین، شرکت‌های بیشتری در فناوری‌های پایدار سرمایه‌گذاری می‌کنند.

potential [اسم]
اجرا کردن

پتانسیل

Ex: The storm has the potential to cause significant damage if it makes landfall .

طوفان پتانسیل ایجاد خسارات قابل توجهی را دارد اگر به خشکی برسد.

immediate [صفت]
اجرا کردن

بلافاصله

Ex: The immediate cause of the accident was a brake failure , with other contributing factors identified later .

علت بی‌درنگ تصادف نقص ترمز بود، با عوامل مؤثر دیگر که بعداً شناسایی شد.

effect [اسم]
اجرا کردن

تأثیر

Ex: The teacher 's praise had a great effect on the student 's confidence .

ستایش معلم تأثیر بزرگی بر اعتماد به نفس دانش آموز داشت.

to [loom] large [عبارت]
اجرا کردن

***if something unpleasant or difficult looms large, it seems certain to happen

Ex: This episode finds him deep in depression as divorce looms large .
means [اسم]
اجرا کردن

وسیله

Ex: Saving and investing wisely are effective means to secure financial stability .

پس‌انداز و سرمایه‌گذاری عاقلانه روش‌های مؤثری برای تضمین ثبات مالی هستند.

over time [قید]
اجرا کردن

با گذشت زمان

Ex: The timeline depicts how technology has evolved over time .

خط زمانی نشان می‌دهد که فناوری چگونه در طول زمان تکامل یافته است.

mass [صفت]
اجرا کردن

انبوه

Ex:

شرکت با اخراج دسته‌جمعی به دلیل رکود اقتصادی روبرو شد.

regarding [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مورد

Ex:

او چند سوال در مورد شرایط قرارداد داشت.

unduly [قید]
اجرا کردن

بیش‌ازحد

Ex: The process was unduly complicated for such a simple task .

فرآیند برای چنین کار ساده‌ای بیش از حد پیچیده بود.

to inform [فعل]
اجرا کردن

اطلاع دادن

Ex: The sign in the park informs visitors about the rules and regulations for maintaining a clean environment .

تابلو در پارک بازدیدکنندگان را از قوانین و مقررات حفظ محیط زیست پاک آگاه می‌کند.

persistence [اسم]
اجرا کردن

پایداری

Ex: Misinformation 's persistence is making it harder to educate the public .

پایداری اطلاعات نادرست، آموزش عمومی را دشوارتر می‌کند.

peril [اسم]
اجرا کردن

مخاطره

Ex: Sailing alone across the ocean presented enormous perils from storms and equipment failures .

کشتی‌رانی تنهایی در سراسر اقیانوس، خطرات عظیمی از طوفان‌ها و خرابی تجهیزات را به همراه داشت.

اجرا کردن

اطلاعات غلط

Ex: He was upset when his friends spread misinformation about his personal life .

او ناراحت بود وقتی دوستانش اطلاعات نادرست درباره زندگی شخصی او پخش کردند.

to verify [فعل]
اجرا کردن

تحقیق کردن

Ex: The manager asked the team to verify the client 's payment status before processing the order .

مدیر از تیم خواست که وضعیت پرداخت مشتری را قبل از پردازش سفارش تأیید کنند.

to battle [فعل]
اجرا کردن

مبارزه کردن

Ex: Individuals battling addiction require support and resilience to overcome it .

افرادی که با اعتیاد می‌جنگند برای غلبه بر آن به حمایت و انعطاف‌پذیری نیاز دارند.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

falsehood [اسم]
اجرا کردن

دروغ

Ex: She spread falsehoods about her colleague to damage their reputation .

او دروغ‌هایی درباره همکارش پخش کرد تا به شهرت او آسیب بزند.

اجرا کردن

عمداً

Ex: They deliberately delayed the meeting to buy more time .

آن‌ها عمداً جلسه را به تأخیر انداختند تا زمان بیشتری بخرند.

اجرا کردن

به عبارت دیگر

Ex: The team needs to work more efficiently ; in other words , they need to get the job done faster .

تیم باید کارآمدتر کار کند؛ به عبارت دیگر، آنها باید کار را سریع‌تر انجام دهند.

to hold [فعل]
اجرا کردن

باوری خاص داشتن

Ex: I hold strong political convictions about environmental conservation .

من دارای باورهای سیاسی قوی در مورد حفاظت از محیط زیست هستم.

to promote [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The mentor played a crucial role in promoting the career development of the mentee .

منتور نقش حیاتی در ترویج توسعه شغلی منتوری ایفا کرد.

detrimental [صفت]
اجرا کردن

مخرب

Ex: Polluting the environment is detrimental to ecosystems and biodiversity .

آلودگی محیط زیست برای اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی مضر است.

consequence [اسم]
اجرا کردن

پیامد

Ex: He was unprepared for the financial consequences of his spending habits .
observation [اسم]
اجرا کردن

مشاهده

Ex: The scientist 's observations led to a new understanding of the phenomenon .

مشاهدات دانشمند به درک جدیدی از پدیده منجر شد.

inevitable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The breakup was an inevitable consequence of their constant disagreements .

جدایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر اختلافات مداوم آنها بود.

roughly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: He earns roughly the same amount as his colleague .

او تقریباً همان مقدار همکارش درآمد دارد.

verbal [صفت]
اجرا کردن

کلامی

Ex: The teacher encouraged students to participate in verbal discussions to enhance their understanding of the material .

معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا در بحث‌های کلامی شرکت کنند تا درک خود از مطالب را افزایش دهند.

اجرا کردن

مربوط بودن به

Ex: The lecture series is designed to relate to various aspects of art and culture .

سری سخنرانی‌ها طراحی شده‌اند تا به جنبه‌های مختلف هنر و فرهنگ مرتبط باشند.

اجرا کردن

معاصر

Ex: Technologies like smartphones have become an integral part of contemporary daily life .

فناوری‌هایی مانند تلفن‌های هوشمند به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره معاصر تبدیل شده‌اند.

mass media [اسم]
اجرا کردن

رسانه‌های جمعی

Ex: News channels are a type of mass media that provide information to a large audience .

کانال‌های خبری نوعی از رسانه‌های جمعی هستند که اطلاعات را به مخاطبان زیادی ارائه می‌دهند.

apparent [صفت]
اجرا کردن

ظاهری

Ex: The apparent calm of the sea did n’t last long with the storm approaching .

آرامش ظاهری دریا با نزدیک شدن طوفان دوام زیادی نداشت.

opportunity [اسم]
اجرا کردن

فرصت

Ex: The job opening at the company seemed like the perfect opportunity for career advancement .
to warrant [فعل]
اجرا کردن

موجه کردن

Ex: The safety concerns warranted the evacuation of the building .

نگرانی‌های ایمنی توجیه کننده تخلیه ساختمان بود.

اجرا کردن

سیاست‌گذار

Ex: Effective communication between scientists and policy makers is essential for informed decision-making .

ارتباط مؤثر بین دانشمندان و سیاستگذاران برای تصمیم‌گیری آگاهانه ضروری است.

to gain [فعل]
اجرا کردن

به دست آوردن

Ex: She gained proficiency in multiple languages through intensive study and practice .

او از طریق مطالعه و تمرین فشرده در چندین زبان کسب مهارت کرد.

strategic [صفت]
اجرا کردن

استراتژیک

Ex: Strategic thinking involves analyzing market trends and anticipating future challenges .

تفکر استراتژیک شامل تحلیل روندهای بازار و پیش‌بینی چالش‌های آینده می‌شود.

اجرا کردن

اول از همه

Ex: First of all , I ’d like to address the concerns raised in yesterday ’s discussion .

اول از همه، می‌خواهم به نگرانی‌های مطرح شده در بحث دیروز بپردازم.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

to action [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: She decided to action the recommendation from the meeting immediately .

او تصمیم گرفت بلافاصله اقدام به توصیه جلسه کند.

initially [قید]
اجرا کردن

در آغاز

Ex: The app initially had just 100 users ; today it serves millions .

این برنامه در ابتدا فقط 100 کاربر داشت؛ امروز به میلیون‌ها نفر خدمت می‌کند.

secondly [قید]
اجرا کردن

دوماً

Ex:

اول، صحنه داستان را توصیف کنید. دوم، شخصیت‌های اصلی را معرفی کنید.

print media [اسم]
اجرا کردن

رسانه‌های چاپی

Ex: Print media has been around for centuries , long before the rise of the Internet .

رسانه‌های چاپی قرن‌هاست که وجود دارند، مدتها قبل از ظهور اینترنت.

to appear [فعل]
اجرا کردن

منتشر شدن

Ex: The podcast episode will appear on streaming platforms every Tuesday .

قسمت پادکست هر سه‌شنبه روی پلتفرم‌های استریمینگ ظاهر می‌شود.

content [اسم]
اجرا کردن

محتوا

Ex: Many influencers rely on engaging content to grow their audience .

بسیاری از اینفلوئنسرها برای گسترش مخاطبان خود به محتوا جذاب تکیه می‌کنند.

اجرا کردن

بین فردی

Ex: Building trust is key to fostering healthy interpersonal connections .

ایجاد اعتماد کلید تقویت ارتباطات بین‌فردی سالم است.

bond [اسم]
اجرا کردن

رابطه

Ex: The teacher built a bond with her students through patience and care .
moreover [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The research findings supported the hypothesis , and moreover , they provided insights that are crucial for future experiments in the field .

یافته‌های تحقیق از فرضیه حمایت کردند، و علاوه بر این، بینش‌هایی ارائه دادند که برای آزمایش‌های آینده در این زمینه حیاتی هستند.

thirdly [قید]
اجرا کردن

سوماً

Ex:

در تحلیل یک رویداد تاریخی، ابتدا زمینه را در نظر بگیرید. دوم، بازیکنان کلیدی را بررسی کنید. سوم، عواقب را ارزیابی کنید.

اجرا کردن

به‌صورت ناخواسته

Ex: I had inadvertently deleted an important email .

من به طور ناخواسته یک ایمیل مهم را پاک کرده بودم.

inaccurate [صفت]
اجرا کردن

نادرست

Ex: His biography included several inaccurate details .

زندگینامه او شامل چندین جزئیات نادرست بود.

era [اسم]
اجرا کردن

دوران

Ex: The discovery of penicillin marked the start of a new era in medical treatment and antibiotics .

کشف پنی‌سیلین آغاز دوره جدیدی در درمان پزشکی و آنتی‌بیوتیک‌ها را نشان داد.

to enable [فعل]
اجرا کردن

قادر ساختن

Ex: He enabled his friend to overcome a challenging situation with his support .

او به دوستش امکان داد تا با حمایتش از یک موقعیت چالش‌برانگیز عبور کند.

to reach [فعل]
اجرا کردن

در دسترس قرار گرفتن

Ex: The popular television show , with its prime-time slot , consistently reaches a broad viewership .

برنامه تلویزیونی محبوب، با زمان پخش اصلی خود، به طور مداوم به مخاطبان گسترده‌ای می‌رسد.

audience [اسم]
اجرا کردن

مخاطب

Ex: The audience for online gaming has grown rapidly in recent years .

مخاطبان بازی‌های آنلاین در سال‌های اخیر به سرعت رشد کرده‌اند.

false [صفت]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: She received a false promise that was never fulfilled .

او یک وعده دروغین دریافت کرد که هرگز عملی نشد.

downstream [صفت]
اجرا کردن

پایین دست

Ex: The team focused on minimizing downstream delays in the project .

تیم بر کاهش تاخیرهای پاییندستی در پروژه تمرکز کرد.

harmony [اسم]
اجرا کردن

سازگاری

Ex: The committee strives for harmony in decision-making .
across [حرف اضافه]
اجرا کردن

در سراسر

Ex: Prices have risen across the whole country .

قیمت‌ها در سراسر کشور افزایش یافته‌است.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: The artist distributed the colors across the canvas to create a balanced painting .

هنرمند رنگ‌ها را روی بوم توزیع کرد تا یک نقاشی متعادل خلق کند.

اجرا کردن

سوء تفاهم

Ex: They tried to clear the misperception with facts .

آنها سعی کردند سوءتفاهم را با حقایق روشن کنند.

belief [اسم]
اجرا کردن

باور

Ex: His belief in karma led him to always act with kindness towards others .

باور او به کارما باعث شد همیشه با مهربانی با دیگران رفتار کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)