کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
اجرا کردن

صنعت خانگی

Ex: In the past , many families worked in cottage industries making textiles .

در گذشته، بسیاری از خانواده‌ها در صنایع خانگی تولید پارچه کار می‌کردند.

to perform [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex: As part of the experiment , the scientists will perform various tests to analyze the chemical reactions .

به عنوان بخشی از آزمایش، دانشمندان انجام خواهند داد آزمایش‌های مختلفی را برای تجزیه و تحلیل واکنش‌های شیمیایی.

workshop [اسم]
اجرا کردن

کارگاه

Ex: He visited the automotive workshop to get his car serviced .
dyer [اسم]
اجرا کردن

رنگ رز

Ex: The dyer mixed different colors to create unique shades .

رنگ‌زن رنگ‌های مختلف را برای ایجاد سایه‌های منحصر به فرد ترکیب کرد.

اجرا کردن

جنی چرخنده

Ex: Before the spinning jenny , workers could only spin one thread at a time .

قبل از spinning jenny، کارگران فقط می‌توانستند یک نخ در هر بار بچرخانند.

power loom [اسم]
اجرا کردن

دستگاه بافندگی مکانیکی

Ex: The introduction of the power loom changed the textile industry forever .

معرفی دستگاه بافندگی مکانیکی صنعت نساجی را برای همیشه تغییر داد.

cloth [اسم]
اجرا کردن

پارچه

Ex: The market stall was filled with colorful cloth of various patterns and textures .

غرفه بازار پر از پارچه های رنگی با طرح ها و بافت های مختلف بود.

yarn [اسم]
اجرا کردن

نخ

Ex: The yarn was dyed in vibrant colors , perfect for crafting colorful blankets .

نخ در رنگ‌های زنده رنگ‌آمیزی شد، عالی برای ساخت پتوهای رنگارنگ.

labor [اسم]
اجرا کردن

کار سخت

Ex: The labor involved in building the new bridge required strength and endurance .

کار درگیر در ساخت پل جدید به قدرت و استقامت نیاز داشت.

mechanized [صفت]
اجرا کردن

مکانیزه

Ex: The company invested in a mechanized assembly line for greater speed .

شرکت در یک خط مونتاژ مکانیزه برای سرعت بیشتر سرمایه‌گذاری کرد.

customer [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The store offers a full refund if the customer is unsatisfied .

فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه می‌دهد.

to undergo [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Individuals often undergo emotional changes during significant life events .

افراد اغلب در طول رویدادهای مهم زندگی تغییرات عاطفی را تجربه می‌کنند.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

to adopt [فعل]
اجرا کردن

اتخاذ کردن

Ex: It is essential that governments adopt sustainable practices for the well-being of future generations .

ضروری است که دولت‌ها برای رفاه نسل‌های آینده، روش‌های پایدار را بپذیرند.

chief [اسم]
اجرا کردن

اصلی

Ex: The professor summarized the chief of the research paper for the students .

پروفسور قسمت اصلی مقاله تحقیقاتی را برای دانشجویان خلاصه کرد.

ore [اسم]
اجرا کردن

سنگ معدن

Ex: Smelting separates metal from ore using high heat .

ذوب فلز را از سنگ معدن با استفاده از حرارت بالا جدا می‌کند.

coke [اسم]
اجرا کردن

کک

Ex: Factories use coke to produce chemicals and metals .

کارخانه‌ها از کک برای تولید مواد شیمیایی و فلزات استفاده می‌کنند.

to heat [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن

Ex: Please heat the soup before serving it to the guests .

لطفاً سوپ را قبل از سرو به مهمانان گرم کنید.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

to expand [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: As the economy improved , opportunities for employment expanded , offering hope to those seeking jobs .

با بهبود اقتصاد، فرص شغلی گسترش یافتند، به کسانی که به دنبال کار بودند امید دادند.

in response to [حرف اضافه]
اجرا کردن

در پاسخ به

Ex: The government implemented new policies in response to the public outcry .

دولت در پاسخ به اعتراض عمومی سیاست‌های جدیدی را اجرا کرد.

expansion [اسم]
اجرا کردن

گسترش

Ex: The city is undergoing rapid expansion with new housing developments .

شهر در حال تجربه گسترش سریع با توسعه‌های مسکونی جدید است.

the latter [ضمیر]
اجرا کردن

دومی

Ex: You can either take the bus or walk ; I suggest the latter , as it 's a nice day .

شما می‌توانید یا اتوبوس بگیرید یا پیاده بروید؛ من دومی را پیشنهاد می‌کنم، چون روز خوبی است.

to see [فعل]
اجرا کردن

به خود دیدن

Ex:

دوره قرون وسطی شاهد ظهور شوالیه‌گری و فئودالیسم در اروپا بود.

advance [اسم]
اجرا کردن

پیشرفت

Ex: His scientific advance was recognized with an award .

پیشرفت علمی او با یک جایزه شناخته شد.

اجرا کردن

به‌طور فزاینده

Ex: The use of renewable energy sources is becoming increasingly popular .

استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شود.

to patent [فعل]
اجرا کردن

حق ثبت اختراع دادن

Ex: Companies often invest in research and development to create products they can patent for competitive advantage .

شرکت‌ها اغلب در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کنند تا محصولاتی ایجاد کنند که بتوانند برای مزیت رقابتی ثبت اختراع کنند.

telegraphy [اسم]
اجرا کردن

تلگرافی

Ex: The telegraphy machine was an important tool during the 19th century .

دستگاه تلگراف در قرن نوزدهم یک ابزار مهم بود.

means [اسم]
اجرا کردن

وسیله

Ex: Saving and investing wisely are effective means to secure financial stability .

پس‌انداز و سرمایه‌گذاری عاقلانه روش‌های مؤثری برای تضمین ثبات مالی هستند.

collision [اسم]
اجرا کردن

برخورد شدید و تصادفی

Ex: Police investigated the collision at the intersection , which caused a traffic jam .

پلیس برخورد در تقاطع را بررسی کرد که باعث ترافیک شد.

immense [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His knowledge of the subject was immense , impressing even the most seasoned experts .

دانش او در مورد موضوع بسیار زیاد بود، به طوری که حتی کارشناسان باتجربه را تحت تأثیر قرار می‌داد.

اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The discovery of new treatment options has caused the pace of medical research to accelerate .

کشف گزینه‌های جدید درمانی باعث شتاب گرفتن سرعت تحقیقات پزشکی شده است.

اجرا کردن

به‌طور چشمگیری

Ex: The landscape transformed dramatically after the heavy rainfall .

چشم‌انداز پس از بارندگی سنگین به شدت تغییر کرد.

اجرا کردن

صنعتی شدن

Ex: Technological advancements , such as the steam engine , played a pivotal role in driving early phases of industrialization .

پیشرفت‌های تکنولوژیکی، مانند موتور بخار، نقش محوری در پیشبرد مراحل اولیه صنعتی شدن داشتند.

rise [اسم]
اجرا کردن

افزایش

Ex: The rise in housing prices has made it difficult for many to afford homes .

افزایش قیمت مسکن باعث شده است که بسیاری نتوانند خانه بخرند.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex:

باران مسیر خاکی را به گِل تبدیل کرد.

rapid [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He typed at a rapid pace , finishing the report in record time .

او با سرعت سریع تایپ کرد، گزارش را در زمان رکورد به پایان رساند.

اجرا کردن

توسعه شهری

Ex: The effects of urbanization include overcrowding and pollution .

اثرات شهرنشینی شامل ازدحام و آلودگی می‌شود.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

overcrowded [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد شلوغ

Ex: During the festival , the overcrowded streets were filled with music and laughter .

در طول جشنواره، خیابان‌های شلوغ پر از موسیقی و خنده بودند.

to suffer [فعل]
اجرا کردن

رنج کشیدن

Ex: Last year , the region suffered a severe drought .

سال گذشته، این منطقه از خشکسالی شدیدی رنج برد.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Many tourists avoid visiting the city due to its pollution , particularly during the summer months .

بسیاری از گردشگران به دلیل آلودگی، به ویژه در ماه‌های تابستان، از بازدید شهر اجتناب می‌کنند.

inadequate [صفت]
اجرا کردن

نا‌کافی

Ex: The lecture notes were inadequate for exam preparation .
sanitation [اسم]
اجرا کردن

بهداشت

Ex: The outbreak was controlled through improved sanitation and hygiene .

شیوع بیماری از طریق بهبود بهداشت و بهداشت کنترل شد.

wool [اسم]
اجرا کردن

پارچه پشمی

Ex: Her favorite coat was made of luxurious wool that felt soft against her skin .

پالتوی مورد علاقه او از پشم لوکسی ساخته شده بود که نرمی آن روی پوستش حس می‌شد.

linen [اسم]
اجرا کردن

کتان (پارچه)

Ex: The artisan crafted intricate embroidery on the linen napkins , adding a personalized touch to the dining experience .

صنعتگر روی دستمال‌های کتانی گلدوزی‌های پیچیده‌ای انجام داد و تجربه غذا خوردن را شخصی‌سازی کرد.

cotton [اسم]
اجرا کردن

پنبه‌ای (پارچه)

Ex: The natural feel of cotton against my skin makes it my top choice for bedding , ensuring a cozy and comfortable night 's sleep .

احساس طبیعی پنبه روی پوستم آن را به انتخاب برتر من برای رختخواب تبدیل می‌کند، که یک خواب شبانه راحت و دنج را تضمین می‌کند.

prior [صفت]
اجرا کردن

مقدم

Ex: Prior research on the subject laid the foundation for the current study .

تحقیقات قبلی در مورد این موضوع، پایه‌های مطالعه فعلی را بنا نهاد.

British [صفت]
اجرا کردن

بریتانیایی

Ex:

خانواده سلطنتی بریتانیا توجه زیادی از سراسر جهان را به خود جلب می‌کند.

abroad [اسم]
اجرا کردن

خارج از کشور

Ex:

نامه‌های از خارج در گذشته نادر بودند.

smelting [اسم]
اجرا کردن

ذوب

Ex: The village had a place for the smelting of metals .

روستا مکانی برای ذوب فلزات داشت.

Napoleonic [صفت]
اجرا کردن

ناپلئونی، مربوط به ناپلئون بناپارت

Ex: Many of the art styles during the Napoleonic era reflect his empire 's grandeur .

بسیاری از سبک‌های هنری در دوران ناپلئونی عظمت امپراتوری او را منعکس می‌کنند.

signaling [اسم]
اجرا کردن

سیگنالینگ

Ex:

او از سیگنال‌های دستی برای هدایت ترافیک در طول ساخت‌وساز استفاده کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)