کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیداری - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - بخش شنیداری - قسمت 2 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
region [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: Wine enthusiasts often travel to the Bordeaux region in France to explore its renowned vineyards and taste exquisite wines .

علاقه‌مندان به شراب اغلب به منطقه بوردو در فرانسه سفر می‌کنند تا تاکستان‌های معروف آن را کاوش کنند و شراب‌های عالی را بچشند.

theme park [اسم]
اجرا کردن

تم‌پارک

Ex: She bought tickets to the theme park for her friend 's birthday .

او بلیط‌های پارک موضوعی را برای تولد دوستش خرید.

highlight [اسم]
اجرا کردن

نقطه اوج

Ex: The fireworks display was the highlight of the festival .

نمایش آتش‌بازی برجسته‌ترین بخش جشنواره بود.

to found [فعل]
اجرا کردن

تأسیس کردن

Ex: They found a company specializing in sustainable fashion .

آن‌ها یک شرکت تخصص‌یافته در مد پایدار تأسیس کردند.

to mark [فعل]
اجرا کردن

جشن گرفتن

Ex: The museum marks International Women 's Day by showcasing artworks created by female artists from around the world .

موزه روز جهانی زن را با نمایش آثار هنری ساخته شده توسط هنرمندان زن از سراسر جهان نشان می‌دهد.

municipal [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Municipal regulations require homeowners to obtain permits for certain construction projects .

مقررات شهرداری مستلزم آن است که صاحبان خانه برای برخی پروژه‌های ساختمانی مجوز دریافت کنند.

poplar tree [اسم]
اجرا کردن

درخت صنوبر

Ex: In autumn , the poplar tree turns bright yellow .

در پاییز، درخت صنوبر به رنگ زرد روشن در می‌آید.

in terms of [حرف اضافه]
اجرا کردن

از نظر

Ex: In terms of customer service , this restaurant excels in providing a pleasant dining experience .

از نظر خدمات به مشتری، این رستوران در ارائه یک تجربه غذاخوری دلپذیر عالی عمل می‌کند.

fundraising [اسم]
اجرا کردن

جمع‌آوری اعانه

Ex: The marathon was held as a fundraising event to support local animal shelters .

ماراتن به عنوان یک رویداد جذب کمک‌های مالی برای حمایت از پناهگاه‌های حیوانات محلی برگزار شد.

to attend [فعل]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: The community members were invited to attend the town hall meeting .

اعضای جامعه برای حضور در جلسه شهرداری دعوت شدند.

profit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: The entrepreneur reinvested a portion of the profit back into the business to fund expansion and innovation initiatives .
اجرا کردن

نمایش

Ex: We attended a science demonstration with fun experiments .

ما در یک نمایش علمی با آزمایش‌های سرگرم‌کننده شرکت کردیم.

venue [اسم]
اجرا کردن

محل (برگزاری)

Ex: The venue was packed with fans for the football game .

محل برای بازی فوتبال پر از هواداران بود.

اجرا کردن

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن

Ex: They are looking forward to the family reunion .

آن‌ها بی‌صبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.

coach [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The coach 's spacious interior made the long journey quite bearable .

فضای داخلی وسیع اتوبوس سفر طولانی را کاملاً قابل تحمل کرد.

barbecue [اسم]
اجرا کردن

مهمانی کبابخوری

Ex: We had a barbecue in our backyard last weekend .

ما آخر هفته در حیاط خلوت خود باربیکیو داشتیم.

association [اسم]
اجرا کردن

انجمن

Ex: Her membership in the association provided valuable resources for her research .

عضویت او در انجمن منابع ارزشمندی برای تحقیقش فراهم کرد.

اجرا کردن

ارتباط برقرار کردن

Ex: The university is keen to establish academic collaborations with institutions worldwide .

دانشگاه مشتاق است همکاری‌های علمی با مؤسسات در سراسر جهان برقرار کند.

اجرا کردن

بیشتر و بیشتر موفق شدن

Ex: With each passing year , the company goes from strength to strength , expanding its market share .
chance [اسم]
اجرا کردن

فرصت

Ex: He took a chance on a new business idea and found great success .

او روی یک ایده تجاری جدید شانس گرفت و موفقیت بزرگی پیدا کرد.

to label [فعل]
اجرا کردن

برچسب زدن

Ex: She decided to label the jars in the pantry to distinguish between spices .

او تصمیم گرفت که شیشه‌ها را در انباری برچسب‌گذاری کند تا بین ادویه‌ها تمایز قائل شود.

to host [فعل]
اجرا کردن

میزبانی کردن

Ex: Event planners have recently hosted successful conferences .

برنامه‌ریزان رویداد اخیراً کنفرانس‌های موفقی را میزبانی کرده‌اند.

courtyard [اسم]
اجرا کردن

صحن (معماری)

Ex: They enjoyed their morning coffee in the courtyard , surrounded by greenery and chirping birds .

آنها از قهوه صبحگاهی خود در حیاط لذت بردند، در حالی که با سبزه‌ها و پرندگان آوازخوان احاطه شده بودند.

bend [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: The river took a meandering bend through the picturesque valley .

رودخانه یک پیچ پرپیچ و خم را از میان دره‌ی نقاشی‌وار طی کرد.

garden [اسم]
اجرا کردن

حیاط

Ex: We have a small garden in our backyard where we grow tomatoes and herbs .

ما یک باغچه کوچک در حیاط پشتی خود داریم که در آن گوجه‌فرنگی و گیاهان معطر می‌کاریم.

rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

to surround [فعل]
اجرا کردن

احاطه کردن

Ex: The mountains surround the village , creating a scenic view .

کوه‌ها روستا را محاصره می‌کنند، و منظره‌ای زیبا ایجاد می‌کنند.

quite [قید]
اجرا کردن

نسبتا

Ex: She is quite talented at painting , and her work has been featured in several local galleries .

او در نقاشی کاملاً بااستعداد است و آثارش در چند گالری محلی به نمایش درآمده است.

temple [اسم]
اجرا کردن

معبد

Ex: They meditated in the serene atmosphere of the Buddhist temple .

آنها در فضای آرام معبد بودایی مراقبه کردند.

to fork [فعل]
اجرا کردن

تقسیم شدن

Ex: The river forked into two smaller streams as it flowed through the valley .

رودخانه در حین جریان یافتن از دره به دو جویبار کوچکتر تقسیم شد.

right-hand [صفت]
اجرا کردن

راست

Ex: Make a right-hand turn at the next intersection .

در تقاطع بعدی به راست بپیچید.

woods [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The cabin is nestled deep in the woods .

کلبه در اعماق جنگل جای گرفته است.

to raise [فعل]
اجرا کردن

جمع‌آوری کردن (پول یا منابع)

Ex: The fundraiser aims to raise money for a new public park .

جمع‌آوری کمک‌های مالی با هدف جمع‌آوری پول برای یک پارک عمومی جدید انجام می‌شود.

fund [اسم]
اجرا کردن

بودجه

Ex: The company launched a fund for employee welfare .

شرکت یک صندوق برای رفاه کارکنان راه‌اندازی کرد.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: The live concert was broadcast on national television .

کنسرت زنده در تلویزیون ملی پخش شد.

to [take] part [عبارت]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: Even though she was n't feeling her best , she still managed to take part .
to eat out [فعل]
اجرا کردن

در رستوران غذا خوردن

Ex: Instead of packing lunch , they decided to eat out and try the nearby cafes .

به جای بسته‌بندی ناهار، آن‌ها تصمیم گرفتند بیرون غذا بخورند و کافه‌های نزدیک را امتحان کنند.

market day [اسم]
اجرا کردن

روز بازار

Ex: The town 's market day has been a weekly tradition for over 100 years .

روز بازار شهر یک سنت هفتگی برای بیش از 100 سال بوده است.

band [اسم]
اجرا کردن

گروه موسیقی

Ex:

آن‌ها در دبیرستان یک گروه موسیقی راک تشکیل دادند و از آن زمان تاکنون با هم اجرا می‌کنند.

familiar [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: She was familiar with the technical details of the project .

او با جزئیات فنی پروژه آشنا بود.

produce [اسم]
اجرا کردن

محصولات کشاورزی

Ex: The restaurant sources its produce from nearby organic farms .

رستوران محصولات خود را از مزارع ارگانیک نزدیک تهیه می‌کند.

stable [اسم]
اجرا کردن

اصطبل

Ex:

هر اسب در اصطبل جایگاه خود را با بستر تازه و دسترسی به غذا و آب داشت.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: He parked his car in the designated car park before heading into the mall .

او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.

as if [حرف ربط]
اجرا کردن

انگار

Ex: He acted as if he had never met her before , even though they had been friends for years .

او طوری رفتار کرد گویی قبلاً هرگز او را ملاقات نکرده است، با وجود اینکه سال‌ها دوست بودند.

twinning [صفت]
اجرا کردن

شهرهای خواهرخوانده

Ex:

هیئتی از شهر خواهرخوانده ما در آلمان تابستان گذشته بازدید کردند.

garden seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی باغ

Ex: He built a curved garden seat to fit around the flowerbed .

او یک صندلی باغچه‌ای منحنی ساخت تا دور تا دور باغچه جا شود.

film show [اسم]
اجرا کردن

نمایش فیلم

Ex: The library 's monthly film show always includes themed snacks .

نمایش فیلم ماهانه کتابخانه همیشه شامل تنقلات موضوعی می‌شود.

to stroll [فعل]
اجرا کردن

قدم زدن

Ex: Visitors to the botanical garden can stroll through winding paths surrounded by vibrant flowers .

بازدیدکنندگان باغ گیاه‌شناسی می‌توانند در مسیرهای پیچ‌درپیچ که با گل‌های پرجنب‌وجوش احاطه شده‌اند، گشت بزنند.

اجرا کردن

باشگاه فوتبال

Ex: He works part-time behind the bar at the football club .

او پاره وقت در پشت میز بار در باشگاه فوتبال کار می‌کند.

quiz night [اسم]
اجرا کردن

شب مسابقه

Ex: Are you joining us for the themed quiz night on Harry Potter ?

آیا شما به ما برای شب مسابقه تم هری پاتر می‌پیوندید؟

grounds [اسم]
اجرا کردن

زمین‌ها

Ex: Security patrols the factory grounds at night .

گشت امنیت در محوطه کارخانه در شب گشت می‌زند.

mobile [صفت]
اجرا کردن

سیار

Ex:

خانه سیار می‌توانست به مکان‌های مختلف منتقل شود.

اجرا کردن

ورودی اصلی

Ex: The main entrance is wheelchair-accessible , with automatic doors .

ورودی اصلی برای صندلی‌های چرخدار قابل دسترسی است، با درهای اتوماتیک.

disabled [صفت]
اجرا کردن

معلول

Ex: She advocates for better disabled parking spaces in the city .

او از جایگاه‌های پارک بهتر برای معلولان در شهر دفاع می‌کند.

اجرا کردن

زمین بازی ماجراجویی

Ex: Parents love the adventure playground because it encourages problem-solving and teamwork .

والدین عاشق زمینه بازی ماجراجویی هستند زیرا به حل مسئله و کار تیمی تشویق می‌کند.

worth [صفت]
اجرا کردن

ارزش (داشتن)

Ex: The concert was worth attending , even with the high ticket prices .

کنسرت ارزش شرکت کردن را داشت، حتی با قیمت‌های بالای بلیط.

country [اسم]
اجرا کردن

کانتری

Ex:

کانتری در طول سال‌ها بسیار تغییر کرده است.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)