Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 2
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - بخش شنیداری - قسمت 2 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a large area of land or of the world with specific characteristics, which is usually borderless

منطقه, ناحیه
جنگل بارانی آمازون یک منطقه با تنوع زیستی است که مملو از گونههای منحصر به فرد گیاهی و جانوری است.
a large park, with machines and games that are all related to a single concept, designed for public entertainment

تمپارک, پارک موضوعی
پارک موضوعی جدید جاذبههایی بر اساس فیلمهای محبوب ارائه میدهد.
the most outstanding, enjoyable or exciting part of something

نقطه اوج
برنده شدن در قهرمانی اوج دوران حرفهای او بود.
to create or establish an organization or place, especially by providing the finances

تأسیس کردن
آنها یک مؤسسه تحقیقاتی را تأسیس کردند که به حفاظت از محیط زیست اختصاص دارد.
to recognize or commemorate a significant occasion by performing a specific action or ritual

جشن گرفتن
ساکنان روستا شروع فصل برداشت را با جشنی پرجنبوجوش نشان میدهند که شامل موسیقی، رقص و مراسم سنتی است.
a bridge designed for pedestrians and cyclists to cross over obstacles, providing a safe and separate pathway for non-motorized transportation

پل پیادهرو
involving or belonging to the government of a city, town, etc.

شهری
تسهیلات شهری دسترسی قابل اعتماد به خدمات اساسی مانند آب و برق را برای ساکنان فراهم میکنند.
a tall, fast-growing tree with light wood and often triangular leaves

درخت صنوبر, صنوبر
پرندگان اغلب در درختان تبریزی بلند لانه میسازند.
a person or group that exercises administrative or controlling power over others

مسئولین
مقامات دولتی در اختلاف مداخله کردند.
referring to or considering a specific aspect or factor

از نظر, در مورد
این خودرو از نظر بازدهی سوخت از دیگران برتر است.
the process or provision of financial aid for something such as a charity or cause, usually through holding special events

جمعآوری اعانه, تأمین مالی
انجمن فارغالتحصیلان دانشگاه، رویدادهای جمعآوری کمکهای مالی را برگزار میکند تا بورسیههایی برای دانشجویان نیازمند فراهم کند.
to be present at a meeting, event, conference, etc.

شرکت کردن, حضور پیدا کردن
به عنوان یک حرفهای، ضروری است که در کنفرانسهای صنعت برای فرصتهای شبکهسازی شرکت کنید.
the sum of money that is gained after all expenses and taxes are paid

سود, بهره
بدون بودجهبندی دقیق، دستیابی به سود پایدار دشوار است.
a clear display of how something is done or how it works

نمایش, ارائه
برنامه شامل یک نمایش ویدیویی برای کاربران تازهکار است.
a location where an event or action takes place, such as a meeting or performance

محل (برگزاری), مکان (برگزاری)
آنها یک مکان تاریخی را برای جشن سالگرد خود انتخاب کردند.
to wait with satisfaction for something to happen

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن, مشتاق چیزی بودن
من بیصبرانه منتظر کنفرانس آینده هستم.
a bus with comfortable seats that carries many passengers, used for long journeys

اتوبوس
او ترجیح میداد برای مسافتهای طولانی با اتوبوس سفر کند به دلیل فضای اضافی برای پاها.
an outdoor party during which food, such as meat, fish, etc. is cooked on a metal frame over an open fire

مهمانی کبابخوری, باربیکیو
ما در حال برنامهریزی برای یک باربیکیو در حیاط خلوت این آخر هفته با دوستان و خانواده هستیم.
an organization of people who have a common purpose

انجمن
انجمنها اغلب کارگاهها و کنفرانسهایی را به اعضای خود ارائه میدهند.
to start having a formal relationship with a person, group, country, etc.

ارتباط برقرار کردن, ایجاد کردن
سازمان غیرانتفاعی برنامهریزی کرده است تا با اهداکنندگان ارتباط برقرار کند تا پروژههای خیریه خود را تأمین مالی کند.
to become more and more successful with the passage of time

روزبهروز موفقتر شدن, پیوسته پیشرفت کردن
از زمان عرضه محصول، کسبوکار روزبهروز موفقتر شده است.
a set of planned actions or steps to be followed in order to achieve specific goals or complete a task

برنامهریزی
an opportunity that allows someone to achieve or do something they desire

فرصت, شانس
نمایش استعدادها به او فرصتی داد تا تواناییهای خوانندگی خود را به نمایش بگذارد.
to stick or put something such as tag or marker, with a little information written on it, on an object

برچسب زدن
تولیدکننده محصولات را با دستورالعملهای مهم استفاده برچسبگذاری خواهد کرد.
to be the organizer of an event such as a meeting, party, etc. to which people are invited

میزبانی کردن, میزبان بودن
خانوادهها یک مهمانی محلهای برگزار کردند.
an area with no roof that is partially or completely surrounded by walls, often forming a part of a large building

صحن (معماری), حیاط
رستوران یک حیاط روباز داشت که در آن غذا خورها میتوانستند زیر ستارهها غذا بخورند.
a curve in a road, river, etc.

پیچ, خم
سری پیچهای تنگ جاده به پیچ نیاز به ناوبری دقیق داشت.
the land that is joined to our house and we can grow plants there

حیاط, حیاط
ما اغلب در شبهای تابستان در باغ دور هم جمع میشویم.
shaped like a rectangle, with four right angles

مستطیلی, مستطیلشکل
ساختمان پنجرههای بزرگ مستطیلشکل داشت تا نور بیشتری وارد شود.
to be around something on all sides

احاطه کردن, محصور کردن
درختان محل کمپ را محاصره کرده بودند، سایه و حریم خصوصی فراهم میکردند.
to a degree that is significant but not extreme

نسبتا, کمابیش، تا حدودی
او امتحان را نسبتاً چالشبرانگیز یافت، اما پس از مطالعهی دقیق احساس آمادگی کرد.
a building used for worshiping one or several gods, used by some religious communities, especially Buddhists and Hindus

معبد
او برای انجام نذری که به معبود داده بود به معبد زیارت کرد.
to split into two or more separate paths or divisions

تقسیم شدن
در شبکه جادهای، بسیاری از تقاطعها شاخهشاخه میشوند، جهتهای مختلفی را ارائه میدهند.
located or designed for the right side of a body or something

راست, سمت راست
صفحه راست کتاب نمودار را دارد.
a small area filled with trees and plants

جنگل, بیشه
جنگل پر از صدای پرندگان در حال آواز خواندن و برگهای خش خش کننده بود.
to assemble money or resources, particularly in order to achieve or create something

جمعآوری کردن (پول یا منابع)
او یک کمپین برای جمعآوری کمکهای مالی برای تحقیقات سرطان ترتیب داد.
a sum of money that is collected and saved for a particular purpose

بودجه, سرمایه
آنها یک صندوق برای کمک به قربانیان سیل راهاندازی کردند.
a public performance by musicians or singers

کنسرت
مدرسه در حال برگزاری یک کنسرت برای نمایش استعدادهای موسیقی دانشآموزان است.
to participate in something, such as an event or activity

شرکت کردن
to eat in a restaurant, etc. rather than at one's home

در رستوران غذا خوردن
هنگام سفر، معمول است که گردشگران در بیرون غذا بخورند و غذاهای محلی را تجربه کنند.
a specific day when people gather to buy, sell, or trade goods, often in an open area or town square

روز بازار, روز بازار باز
او هر روز بازار غرفه سفالگری خود را زود برپا میکند.
a group of musicians and singers playing popular music

گروه موسیقی
او آواز اصلی را در یک گروه ایندی محلی میخواند که در مکانهای کوچک اطراف شهر اجرا میکند.
(of a person) thoroughly knowledgeable about something

آگاه, مطلع
او در طول سالهای تحقیق خود با تاریخ شهر آشنا شد.
products grown or made on a farm, such as fruits, vegetables, etc.

محصولات کشاورزی, میوهجات
محصولات تازه برای یک رژیم غذایی سالم ضروری هستند.
a building, typically found on a farm, designed to house horses

اصطبل, طویله
در طول طوفان، اسبها به اصطبل پناه بردند و در محیط آشنا خود آرامش و امنیت یافتند.
an area where people can leave their cars or other vehicles for a period of time

پارکینگ
ساختمان اداری جدید شامل یک پارکینگ چند طبقه برای جای دادن کارمندان و بازدیدکنندگان است.
used to describe a situation or action that appears to be true or happening, but it is not the case, emphasizing that it is hypothetical

انگار, مثل اینکه
او طوری رفتار کرد گویی قبلاً هرگز او را ملاقات نکرده است، با وجود اینکه سالها دوست بودند.
linking two towns, cities, or regions from different countries to promote friendship, cultural exchange, and shared projects

شهرهای خواهرخوانده
روابط خواهرخواندگی اغلب به همکاریهای اقتصادی بین کسبوکارها منجر میشود.
a place to sit that is designed for outdoor use, typically found in gardens, parks, or yards

صندلی باغ, نیمکت باغی
کافه صندلی باغی موزاییک زیبایی برای مشتریان داشت.
the event of playing a movie for an audience, whether in a theater, outdoors, or another venue

نمایش فیلم, جلسه سینما
ما یک نمایش فیلم در مرکز جامعه ترتیب دادیم تا برای خیریه پول جمع کنیم.
to walk leisurely or casually, typically without a specific destination or purpose, often for enjoyment or relaxation

قدم زدن
در طول آخر هفته، خانوادهها اغلب در اطراف بازار کشاورزان قدم میزنند.
a physical venue or social space linked to a football team, often including facilities like a bar, meeting area, or event hall where members, fans, or the local community gather

باشگاه فوتبال, حلقه فوتبال
باشگاه فوتبال سالن خود را برای جشن های تولد اجاره می دهد.
a social event, often held at a pub or club, where teams compete by answering trivia questions across different topics for fun or prizes

شب مسابقه, شب کوئیز
او در quiz night هفته گذشته یک بطری شراب برد.
the land or area surrounding a building, often with gardens, paths, or open spaces, designed for use or decoration

زمینها, باغها
محوطه صومعه شامل یک باغ گیاهان دارویی و یک حوضچه کوچک است.
not fixed and able to move or be moved easily or quickly

سیار, متحرک، قابل تحرک
جرثقیل متحرک برای بلند کردن اجسام سنگین و حمل آنها در سراسر سایت ساخت و ساز استفاده شد.
the most commonly used doorway or access point to a building, venue, or enclosed space

ورودی اصلی, در اصلی
بازرسیهای امنیتی کیفها را در ورودی اصلی بررسی میکنند تا ایمنی همه را تضمین کنند.
relating to or designed for people who have physical, mental, or developmental conditions that may limit their movements, senses, or activities

معلول, برای افراد معلول
او از مجوز معلولین برای پارک کردن نزدیکتر به ورودی فروشگاهها استفاده میکند.
a play area where kids play freely with simple materials like wood, tires, and tools, designed for creativity and manageable risk

زمین بازی ماجراجویی, محوطه بازی ماجراجویانه
بچهها با جعبههای چوبی در زمینه بازی ماجراجویی یک قلعه ساختند.
important or good enough to be treated or viewed in a particular way

ارزش (داشتن)
این کتاب ارزش خواندن را برای هر کسی که به تاریخ علاقهمند است دارد.
a style of music that started in the southern United States, often using guitars and other string instruments, and usually tells simple and emotional stories about love, family, or daily life

کانتری, موسیقی کانتری
این ایستگاه رادیویی بیشتر کانتری و فولک پخش میکند.
