کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
procedure [اسم]
اجرا کردن

رویه

Ex: She carefully followed the procedure for setting up the new software system to avoid errors .

او با دقت روال نصب سیستم نرم‌افزاری جدید را دنبال کرد تا از خطاها جلوگیری کند.

mixture [اسم]
اجرا کردن

مخلوط

Ex: He gave me a mixture of compliments and advice .

او به من مخلوطی از تعریف‌ها و توصیه‌ها داد.

اجرا کردن

تمیز دادن

Ex: In the dark room , it was difficult to tell apart the various fabrics by feel .

در اتاق تاریک، تشخیص تفاوت بین پارچه‌های مختلف با لمس دشوار بود.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: She did n't suppose that her simple idea would turn into a successful business .

او فرض نمی‌کرد که ایده ساده‌اش به یک کسب‌وکار موفق تبدیل شود.

to mark [فعل]
اجرا کردن

علامت گذاشتن

Ex: She carefully marked the important passages in the textbook with colored tabs .

او با دقت قسمت‌های مهم کتاب درسی را با زبانه‌های رنگی علامت‌گذاری کرد.

اجرا کردن

مفصل درباره چیزی بحث کردن

Ex:

قبل از نهایی کردن بودجه، بیایید با دقت در مورد آن صحبت کنیم با بخش مالی.

اجرا کردن

*رنگ خوراکی

Ex: Blue food coloring is often used to give a bright blue hue to sports drinks and other beverages .

رنگ خوراکی آبی اغلب برای دادن رنگ آبی روشن به نوشیدنی‌های ورزشی و سایر نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود.

cage [اسم]
اجرا کردن

قفس

Ex: The rescue center provided large cages for the injured birds to recover safely .

مرکز نجات قفس‌های بزرگی برای بهبودی ایمن پرندگان آسیب‌دیده فراهم کرد.

اجرا کردن

گروه کنترل

Ex: By comparing the control group to the test group , scientists were able to isolate the effects of the new variable .

با مقایسه گروه کنترل با گروه آزمایش، دانشمندان توانستند اثرات متغیر جدید را جدا کنند.

ordinary [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: His taste in clothing was ordinary , preferring simple and casual attire .

سلیقه او در لباس معمولی بود، لباس‌های ساده و غیررسمی را ترجیح می‌داد.

pellet [اسم]
اجرا کردن

گرانول

Ex: The farmer used pellets to fertilize the soil evenly .

کشاورز از گرانول برای کوددهی یکنواخت خاک استفاده کرد.

straight [صفت]
اجرا کردن

خالص (نوشیدنی الکلی)

Ex:

او اسکاچ خود را صاف و قوی دوست دارد.

cereal [اسم]
اجرا کردن

خوراک غله‌ای

Ex: The factory produces cereal for both humans and livestock .
to weigh [فعل]
اجرا کردن

وزن کردن

Ex: The scientist weighs the samples to measure their mass accurately .

دانشمند نمونه‌ها را وزن می‌کند تا جرم آنها را به دقت اندازه‌گیری کند.

balance [اسم]
اجرا کردن

a device for weighing objects, relying on the force of gravity

Ex: Old-fashioned balances use two pans to compare weights .
to sound [فعل]
اجرا کردن

به‌نظر رسیدن

Ex: Learning a new language sounds challenging but rewarding .

یادگیری یک زبان جدید به نظر می‌رسد چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده است.

complicated [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: The legal case was complicated , involving numerous laws and regulations .

پرونده حقوقی پیچیده بود و شامل قوانین و مقررات متعددی می‌شد.

to measure [فعل]
اجرا کردن

اندازه‌گیری کردن

Ex: Engineers measure the distance between the two points in kilometers .

مهندسان فاصله بین دو نقطه را به کیلومتر اندازه‌گیری می‌کنند.

to work out [فعل]
اجرا کردن

چاره‌جویی کردن

Ex:

حل مشکلات به صورت مشارکتی اغلب به راه‌حل‌های بهتری منجر می‌شود.

average [اسم]
اجرا کردن

میانگین

Ex: To find the average , add up all the values and divide by the total number of values .

برای یافتن میانگین، همه مقادیر را جمع کنید و بر تعداد کل مقادیر تقسیم کنید.

اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: The construction project is making progress , with the building 's framework taking shape .
challenged [صفت]
اجرا کردن

به چالش کشیده شده

Ex:

کودک با چالش اجتماعی از حمایت برای بهبود مهارت‌های اجتماعی و تعاملات با همسالان خود برخوردار می‌شود.

frustrated [صفت]
اجرا کردن

درمانده

Ex: He grew frustrated with his slow progress in learning a new language .

ناامید، او با پیشرفت کند خود در یادگیری یک زبان جدید بزرگ شد.

subject [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Mary 's favorite subject in college is psychology because she enjoys understanding human behavior .

موضوع مورد علاقه مری در کالج روانشناسی است زیرا او از درک رفتار انسان لذت می‌برد.

to base on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی مبتنی بودن

Ex: The report is based on extensive research in the field .

گزارش بر اساس تحقیقات گسترده در این زمینه است.

concerned [صفت]
اجرا کردن

دلواپس

Ex: The concerned parents waited anxiously for news about their missing child .

والدین نگران با اضطراب اخبار مربوط به فرزند گمشده خود را انتظار می‌کشیدند.

meaningful [صفت]
اجرا کردن

پرمعنی

Ex: His meaningful apology showed genuine remorse for his actions .

عذرخواهی معنادار او نشان‌دهنده پشیمانی واقعی از اعمالش بود.

to obtain [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: They have obtained the necessary licenses for the project .

آن‌ها مجوزهای لازم برای پروژه را به دست آورده‌اند.

to apply [فعل]
اجرا کردن

مربوط بودن

Ex: The traffic regulations apply to all drivers on the road , ensuring order and safety for everyone .

مقررات ترافیکی به تمام رانندگان در جاده اعمال می‌شود، که نظم و ایمنی را برای همه تضمین می‌کند.

to address [فعل]
اجرا کردن

رسیدگی کردن

Ex: The first step to improvement is to address the root causes of the problem .

اولین قدم برای بهبود، رسیدگی به دلایل ریشه‌ای مشکل است.

strain [اسم]
اجرا کردن

نژاد

Ex: Plant breeders select for strains of crops that are resistant to pests or have higher yields .

پرورش‌دهندگان گیاهان، نژادهای محصولات مقاوم به آفات یا با بازدهی بالاتر را انتخاب می‌کنند.

calculation [اسم]
اجرا کردن

محاسبه (ریاضی)

Ex: The computer performed complex calculations to simulate weather patterns .

کامپیوتر محاسبات پیچیده‌ای را برای شبیه‌سازی الگوهای آب و هوایی انجام داد.

to divide [فعل]
اجرا کردن

تقسیم کردن

Ex: Last year , the government divided the large region into smaller administrative units .

سال گذشته، دولت منطقه بزرگ را به واحدهای اداری کوچکتر تقسیم کرد.

to contain [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The file contains the documents we need for the meeting .

فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.

measurement [اسم]
اجرا کردن

اندازه‌گیری

Ex: The measurement of the room 's dimensions helped determine the amount of furniture it could accommodate .

اندازه‌گیری ابعاد اتاق به تعیین مقدار مبلمانی که می‌تواند در خود جای دهد کمک کرد.

scale [اسم]
اجرا کردن

ترازو

Ex: The airline baggage check-in counter had a scale to ensure that luggage met weight restrictions .

پیشخوان تحویل بار هواپیما یک ترازو داشت تا مطمئن شود که چمدان‌ها محدودیت‌های وزن را رعایت می‌کنند.

اجرا کردن

محفظه توزین

Ex: The lab uses a weighing chamber for very light materials .

آزمایشگاه از محفظه توزین برای مواد بسیار سبک استفاده می‌کند.

to go [فعل]
اجرا کردن

پیش رفتن

Ex: Despite the initial setbacks , the project is going smoothly now .
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)