کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - بخش 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to convert [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The software allows users to convert files for compatibility .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد فایل‌ها را برای سازگاری تبدیل کنند.

machinery [اسم]
اجرا کردن

ماشین‌آلات

Ex: The factory was filled with heavy machinery , each performing a specific function in the production line .

کارخانه پر از ماشین‌آلات سنگین بود، هر کدام عملکرد خاصی در خط تولید داشتند.

terrestrial [صفت]
اجرا کردن

زمینی

Ex: Unlike their aquatic relatives , terrestrial turtles spend most of their lives on land , often in dry , sandy environments .

برخلاف خویشاوندان آبزی خود، لاک‌پشت‌های خشکی‌زی بیشتر عمر خود را در خشکی می‌گذرانند، اغلب در محیط‌های خشک و شنی.

to excavate [فعل]
اجرا کردن

حفر کردن

Ex: Divers excavated a shipwreck , bringing up cannons , pottery , and other artifacts from the seabed .

غواصان یک کشتی شکسته را حفاری کردند، توپ‌ها، سفال‌ها و سایر آثار باستانی را از بستر دریا بیرون آوردند.

depth [اسم]
اجرا کردن

عمق

Ex: The bookshelf 's depth was insufficient to hold the larger books , so they had to be stored horizontally .

عمق قفسه کتاب برای نگهداری کتاب‌های بزرگتر کافی نبود، بنابراین مجبور شدند آنها را به صورت افقی ذخیره کنند.

to draw [فعل]
اجرا کردن

خارج کردن

Ex: The doctor recommended a special ointment to draw the infection away from the affected area .

پزشک یک پماد ویژه را برای کشیدن عفونت از ناحیه آسیب دیده توصیه کرد.

slurry [اسم]
اجرا کردن

گل

Ex: The industrial plant discharged a slurry of chemicals into the river , causing pollution .

کارخانه صنعتی یک مخلوط لجن از مواد شیمیایی را به رودخانه تخلیه کرد که باعث آلودگی شد.

solid [صفت]
اجرا کردن

جامد

Ex: The chef used solid blocks of chocolate to create decadent desserts for the restaurant 's menu .

سرآشپز از بلوک‌های جامد شکلات برای ایجاد دسرهای مجلل برای منوی رستوران استفاده کرد.

particle [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: Sand particles on the beach create patterns shaped by wind and water currents .

ذرات شن در ساحل، الگوهایی را ایجاد می‌کنند که توسط باد و جریان آب شکل گرفته‌اند.

to transfer [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن

Ex: To enhance efficiency , the company opted to transfer the manufacturing process to a facility with better technology and resources .

برای افزایش کارایی، شرکت تصمیم گرفت فرآیند تولید را به تأسیسات با فناوری و منابع بهتر منتقل کند.

vessel [اسم]
اجرا کردن

شناور

Ex: Maritime law requires vessels to maintain safety standards and follow navigation rules .

قانون دریایی مستلزم آن است که کشتی‌ها استانداردهای ایمنی را رعایت کرده و از قوانین ناوبری پیروی کنند.

shipping [اسم]
اجرا کردن

حمل‌و‌نقل

Ex: The cost of shipping has risen due to increased fuel prices and supply chain disruptions .

هزینه حمل و نقل دریایی به دلیل افزایش قیمت سوخت و اختلالات در زنجیره تأمین افزایش یافته است.

to extract [فعل]
اجرا کردن

استخراج کردن

Ex: The distillery employed a multi-step process to extract the alcohol from fermented grains .

تقطیرخانه از یک فرآیند چند مرحله‌ای برای استخراج الکل از دانه‌های تخمیر شده استفاده کرد.

to pump [فعل]
اجرا کردن

پمپاژ کردن

Ex: The gas station attendant helped pump fuel into the car 's tank .

کارمند پمپ بنزین به پمپاژ سوخت به داخل باک ماشین کمک کرد.

اجرا کردن

تخلیه کردن

Ex: The sewer system discharged wastewater into the ocean , affecting marine life in the vicinity .

سیستم فاضلاب، پساب را به اقیانوس تخلیه کرد و زندگی دریایی در نزدیکی را تحت تأثیر قرار داد.

caution [اسم]
اجرا کردن

the quality of being careful and attentive to possible danger or risk

Ex: Her natural caution kept her from slipping on the icy sidewalk .
potentially [قید]
اجرا کردن

به‌طور بالقوه

Ex: With regular exercise , he may potentially improve his overall health .

با ورزش منظم، او ممکن است به طور بالقوه سلامت کلی خود را بهبود بخشد.

massive [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His contribution to the research was massive , significantly advancing the field .

سهم او در تحقیق عظیم بود و به طور قابل توجهی زمینه را پیش برد.

اجرا کردن

بغرنجی

Ex: The decision to relocate had unexpected ramifications , leading to logistical challenges and increased costs .

تصمیم به جابجایی پیامدهای غیرمنتظره‌ای داشت که منجر به چالش‌های لجستیکی و افزایش هزینه‌ها شد.

nearby [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: The nearby cafe serves delicious coffee and pastries .

کافه نزدیک قهوه و شیرینی‌های خوشمزه سرو می‌کند.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

regulatory [صفت]
اجرا کردن

تنظیم‌کننده

Ex:

آژانس تنظیمی بر استانداردهای ایمنی در صنعت داروسازی نظارت می‌کند.

framework [اسم]
اجرا کردن

چارچوب

Ex: The ethical framework guides professionals in making moral decisions within their fields .

چارچوب اخلاقی حرفه‌ای‌ها را در گرفتن تصمیم‌های اخلاقی در حوزه‌هایشان راهنمایی می‌کند.

to draft [فعل]
اجرا کردن

پیش‌نویس کردن

Ex: Before submitting the report , she carefully drafted a rough outline to organize her thoughts .

قبل از ارسال گزارش، او با دقت یک طرح کلی تهیه کرد تا افکارش را سازماندهی کند.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

to take up [فعل]
اجرا کردن

(زمان یا فضا) اشغال کردن

Ex:

او تمام قفسه را با کتاب‌هایش پر کرد.

newly [قید]
اجرا کردن

به تازگی

Ex: He is newly appointed as the team leader .

او به تازگی به عنوان رهبر تیم منصوب شده است.

abyss [اسم]
اجرا کردن

مغاک

Ex: The explorers lowered their equipment into the dark abyss beneath the cave entrance .

کاشفان تجهیزات خود را به درون پرتگاه تاریک زیر ورودی غار پایین آوردند.

to contain [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The file contains the documents we need for the meeting .

فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.

nickel [اسم]
اجرا کردن

نیکل

Ex: Nickel plating enhances the appearance and longevity of metals .
cobalt [اسم]
اجرا کردن

*کبالت

Ex: Vitamin B12 , containing cobalt , is important for maintaining healthy nerve cells .

ویتامین B12، حاوی کبالت، برای حفظ سلول‌های عصبی سالم مهم است.

corporation [اسم]
اجرا کردن

شرکت‌سهامی

Ex: Shareholders met to discuss the future direction of the corporation .

سهامداران برای بحث در مورد جهت آینده شرکت گرد هم آمدند.

اجرا کردن

تنوع بخشیدن

Ex: The teacher diversified the lesson plans by incorporating hands-on activities , group discussions , and multimedia presentations .

معلم با گنجاندن فعالیت‌های عملی، بحث‌های گروهی و ارائه‌های چندرسانه‌ای، برنامه‌های درسی را متنوع کرد.

to point to [فعل]
اجرا کردن

دلالت کردن

Ex: All signs point to a strong economic recovery next year .

همه نشانه‌ها به یک بهبود اقتصادی قوی در سال آینده اشاره دارند.

demand [اسم]
اجرا کردن

تقاضا

Ex: The restaurant adjusted its menu to meet the changing demands of health-conscious customers .

رستوران منوی خود را برای پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر مشتریان آگاه به سلامت تنظیم کرد.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.

to power [فعل]
اجرا کردن

شارژ کردن (وسیله، ابزار و...)

Ex: The generator was used to power the lights during the power outage .
to yield [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: Through sustainable farming practices , the organic garden yielded a diverse array of vegetables throughout the growing season .

از طریق شیوه‌های کشاورزی پایدار، باغ ارگانیک در طول فصل رشد محصولی متنوع از سبزیجات داشت.

far [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The situation was far more complicated than we initially thought .

وضعیت به مراتب پیچیده‌تر از چیزی بود که در ابتدا فکر می‌کردیم.

superior [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The superior durability of the product justified its higher price .

دوام برتر محصول قیمت بالاتر آن را توجیه می‌کرد.

ore [اسم]
اجرا کردن

سنگ معدن

Ex: Smelting separates metal from ore using high heat .

ذوب فلز را از سنگ معدن با استفاده از حرارت بالا جدا می‌کند.

waste [اسم]
اجرا کردن

پسماند

Ex: Hazardous waste , such as chemicals and electronic waste , requires special handling and disposal methods to prevent harm to human health and the environment .
to employ [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The artist employed vibrant colors to bring the painting to life .

هنرمند از رنگ‌های زنده برای زنده کردن نقاشی استفاده کرد.

to dewater [فعل]
اجرا کردن

آب زدایی کردن

Ex:

شرکت آب زدایی از لجن فاضلاب را قبل از دفع انجام می‌دهد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)