کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (2) در کتاب درسی کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
training [اسم]
اجرا کردن

آموزش

Ex: The workshop provided hands-on training in computer programming .

کارگاه آموزش عملی برنامه‌نویسی کامپیوتر را ارائه داد.

continuous [صفت]
اجرا کردن

پیوسته

Ex: The team endured continuous challenges throughout the entire project .

تیم در طول کل پروژه با چالش‌های مداوم روبرو بود.

competence [اسم]
اجرا کردن

شایستگی

Ex: Competence in software development is essential for creating reliable and user-friendly applications .

شایستگی در توسعه نرم‌افزار برای ایجاد برنامه‌های قابل اعتماد و کاربرپسند ضروری است.

handling [اسم]
اجرا کردن

مدیریت

Ex: The handling of the crowd at the event was well-planned by the security team .

مدیریت جمعیت در رویداد به خوبی توسط تیم امنیتی برنامه‌ریزی شده بود.

extreme [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She held extreme views on politics , often engaging in heated debates with those who disagreed .

او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحث‌های داغ می‌پرداخت.

to panic [فعل]
اجرا کردن

وحشت زده شدن

Ex: He panicked when he received the news of the approaching tornado .

او وقتی خبر نزدیک شدن طوفان را شنید وحشت زده شد.

to [do] a course [عبارت]
اجرا کردن

در یک کلاس یا برنامه شرکت کردن

Ex: Doing a course is a great way to invest in personal and professional development .
care [اسم]
اجرا کردن

مراقبت

Ex: His love for animals led him to pursue a career in veterinary care , where he could help animals in need .

عشق او به حیوانات او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای در مراقبت دامپزشکی سوق داد، جایی که می‌توانست به حیوانات نیازمند کمک کند.

to tie [فعل]
اجرا کردن

گره زدن

Ex: He tied the bandana around his head before starting the intense workout .

او قبل از شروع تمرین شدید، باندانا را دور سرش بست.

knot [اسم]
اجرا کردن

گره

Ex: The knot in the shoelace kept coming undone .

گره در بند کفش مدام باز می‌شد.

essential [صفت]
اجرا کردن

لازم

Ex: Communication is essential for building strong relationships .

ارتباط برای ساختن روابط قوی ضروری است.

to lead [فعل]
اجرا کردن

رهبری کردن

Ex: The research team was led by a renowned scientist .

تیم تحقیقاتی توسط یک دانشمند مشهور رهبری می‌شد.

specialist [اسم]
اجرا کردن

متخصص

Ex: She is a specialist in renewable energy technologies .
اجرا کردن

واژگون شدن

Ex: As the wind picked up , the fragile chairs on the patio began to turn over .

همانطور که باد شدت گرفت، صندلی‌های شکننده در پاسیو شروع به واژگون شدن کردند.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

hugely [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The impact of the policy changes was hugely felt throughout the industry .

تأثیر تغییرات سیاست به شدت در سراسر صنعت احساس شد.

to motivate [فعل]
اجرا کردن

انگیزه دادن

Ex: She motivates her team with encouraging words and positive feedback .

او تیم خود را با کلمات تشویق‌کننده و بازخورد مثبت تشویق می‌کند.

involved [صفت]
اجرا کردن

درگیر

Ex: She was deeply involved in organizing the charity event, overseeing every detail to ensure its success.

او به شدت درگیر سازماندهی رویداد خیریه بود، با نظارت بر هر جزئیات برای اطمینان از موفقیت آن.

background [اسم]
اجرا کردن

پیشینه (کاری، تحصیلی و غیره)

Ex: People from all backgrounds are welcome in our community center .
expertise [اسم]
اجرا کردن

تخصص

Ex: Her expertise in financial analysis enabled her to make informed investment decisions .

تخصص او در تحلیل مالی به او این امکان را داد که تصمیمات آگاهانه‌ای در زمینه سرمایه‌گذاری بگیرد.

to drag [فعل]
اجرا کردن

(خود را روی زمین) کشیدن

Ex: The wounded soldier refused to give up and managed to drag himself to safety .

سرباز زخمی تسلیم نشد و توانست خود را به جای امن بکشد.

stormy [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: She watched the stormy horizon , knowing that a fierce storm was on its way .

او به افق توفانی نگاه کرد، در حالی که می‌دانست طوفان شدیدی در راه است.

rewarding [صفت]
اجرا کردن

پرثمر

Ex: Receiving recognition for one 's hard work is rewarding , as it validates one 's efforts .

دریافت قدردانی برای کار سخت رضایتبخش است، زیرا تلاش‌های فرد را تأیید می‌کند.

incident [اسم]
اجرا کردن

حادثه

Ex: He still remembers the embarrassing incident at his wedding speech .

او هنوز حادثه شرم‌آور در سخنرانی عروسی‌اش را به یاد می‌آورد.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

outcome [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: Proper planning and execution can greatly influence the outcome of any endeavor .

برنامه‌ریزی و اجرای مناسب می‌تواند به شدت بر نتیجه هر تلاشی تأثیر بگذارد.

eager [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He was eager to hear the results of his job interview and hoped for good news .

او مشتاق بود تا نتایج مصاحبه شغلی خود را بشنود و امیدوار به اخبار خوب بود.

to develop [فعل]
اجرا کردن

به دست آوردن

Ex: As she matured , she developed a keen sense of empathy and compassion towards others .

همانطور که او بالغ می‌شد، حس تیزبینانه‌ای از همدلی و دلسوزی نسبت به دیگران پرورش داد.

اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The meal was unsatisfying , lacking flavor and proper seasoning .

غذا رضایتبخش نبود، فاقد طعم و چاشنی مناسب بود.

resident [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The apartment building has a mix of residents from different cultural backgrounds .

ساختمان آپارتمان دارای ترکیبی از ساکنان از پیشینه‌های فرهنگی مختلف است.

council [اسم]
اجرا کردن

شورا

Ex: Residents can submit complaints to the council office .

ساکنان می‌توانند شکایات خود را به دفتر شورا ارائه دهند.

rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

to undergo [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Individuals often undergo emotional changes during significant life events .

افراد اغلب در طول رویدادهای مهم زندگی تغییرات عاطفی را تجربه می‌کنند.

اجرا کردن

جمع آوری کمک های مالی

Ex: She fundraised for disaster relief efforts in the affected regions .

او برای تلاش‌های امداد رسانی به مناطق آسیب دیده جمع‌آوری کمک مالی کرد.

to recruit [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: The political party worked hard to recruit supporters for their campaign .

حزب سیاسی سخت کار کرد تا برای کمپین خود از حامیان استخدام کند.

brief [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She made a brief appearance at the party .

او یک ظاهر کوتاه در مهمانی داشت.

to build up [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: The organization aims to build up a solid foundation for its charitable initiatives .

سازمان قصد دارد پایه‌ای محکم برای ابتکارات خیریه‌اش بنا کند.

survival [اسم]
اجرا کردن

بقاء

Ex: The film depicted the family 's struggle for survival during the war .

فیلم به تصویر کشید مبارزه خانواده برای بقا در طول جنگ.

to raise [فعل]
اجرا کردن

جمع‌آوری کردن (پول یا منابع)

Ex: The fundraiser aims to raise money for a new public park .

جمع‌آوری کمک‌های مالی با هدف جمع‌آوری پول برای یک پارک عمومی جدید انجام می‌شود.

residential [صفت]
اجرا کردن

مسکونی

Ex: He signed up for a residential workshop to learn while staying at the facility .

او برای یک کارگاه اقامتی ثبت نام کرد تا در حین اقامت در محل یاد بگیرد.

wave tank [اسم]
اجرا کردن

مخزن موج

Ex: He watched the models float in the wave tank during the experiment .

او مدل‌ها را در تانک موج در طول آزمایش شناور تماشا کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)