کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب درسی کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
inquiry [اسم]
اجرا کردن

تحقیق

Ex: The teacher encouraged the students to approach every topic with a spirit of inquiry .

معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا با روحیه پرسشگری به هر موضوعی نزدیک شوند.

gifted [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: With her gifted voice , she has the ability to move listeners to tears with her singing .

با صدای بااستعداد خود، او توانایی دارد که شنوندگان را با آوازش به گریه بیاندازد.

genius [اسم]
اجرا کردن

نابغه

Ex: The professor recognized the student ’s hidden genius in mathematics .

پروفسور نبوغ پنهان دانش‌آموز در ریاضیات را تشخیص داد.

اجرا کردن

ریاضیاتی

Ex: Mathematical algorithms power computer programs , enabling various computations and simulations .

الگوریتم‌های ریاضی برنامه‌های کامپیوتری را قدرت می‌بخشند، محاسبات و شبیه‌سازی‌های مختلف را امکان‌پذیر می‌کنند.

اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: The athlete 's performance in the championship game was truly extraordinary , leading their team to victory .

عملکرد ورزشکار در بازی قهرمانی واقعاً خارق‌العاده بود و تیمش را به پیروزی رساند.

sphere [اسم]
اجرا کردن

a particular aspect or branch of activity or life

Ex:
to emerge [فعل]
اجرا کردن

نمایان شدن

Ex: As the investigation progressed , new evidence began to emerge , shedding light on the mystery .

با پیشرفت تحقیق، شواهد جدیدی شروع به ظهور کردند، که راز را روشن کرد.

selective [صفت]
اجرا کردن

گزینشی

Ex: The university has a selective admissions process , accepting only the most qualified applicants .

دانشگاه یک فرآیند پذیرش گزینشی دارد، که فقط واجدترین متقاضیان را می‌پذیرد.

interest [اسم]
اجرا کردن

(موضوع یا فعالیت) مورد علاقه

Ex: The club is for people with shared interests .

باشگاه برای افرادی با علایق مشترک است.

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

چیزی را به‌ دست آوردن

Ex: The detective was determined to lay his hands on the evidence that would crack the case wide open .
rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

couple [اسم]
اجرا کردن

چند

Ex: I ’ve been to Paris a couple of times before .

من چند بار قبل‌تر به پاریس رفته‌ام.

اجرا کردن

مجذوب کردن

Ex: The scientist 's research findings fascinated the academic community .

یافته‌های تحقیقاتی دانشمند جامعه آکادمیک را مجذوب کرد.

hooked [صفت]
اجرا کردن

شیفته

Ex:

بعد از امتحان کردن بازی یک بار، او بلافاصله معتاد شد.

resolute [صفت]
اجرا کردن

مصمم

Ex: Even though the path ahead was challenging , his resolute mindset assured everyone that he would achieve his goals .

اگرچه مسیر پیش رو چالش‌برانگیز بود، ذهنیت مصمم او به همه اطمینان داد که به اهدافش خواهد رسید.

in the face of [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex: The team won the game in the face of numerous injuries and setbacks .

تیم با وجود مصدومیت‌ها و شکست‌های متعدد، بازی را برد.

setback [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: The company experienced a setback when their main supplier went out of business .

شرکت با یک عقب‌گرد مواجه شد وقتی تامین‌کننده اصلی آنها ورشکست شد.

to sum up [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The speaker took a moment to sum up the main points of the presentation .

گوینده لحظه‌ای وقت گرفت تا نکات اصلی ارائه را خلاصه کند.

rewarding [صفت]
اجرا کردن

پرثمر

Ex: Receiving recognition for one 's hard work is rewarding , as it validates one 's efforts .

دریافت قدردانی برای کار سخت رضایتبخش است، زیرا تلاش‌های فرد را تأیید می‌کند.

hike [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌‌روی طولانی

trail [اسم]
اجرا کردن

مسیر

Ex: The park rangers maintained the trail to ensure safe passage for visitors .

نگهبانان پارک مسیر را حفظ کردند تا گذر امنی برای بازدیدکنندگان فراهم شود.

sight [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex:

او بچه‌ها را در دیدرس نگه داشت در حالی که در پارک بازی می‌کردند.

height [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: The architectural marvel of the new skyscraper stood as the height of modern design .

شگفتی معماری آسمان‌خراش جدید به عنوان اوج طراحی مدرن ایستاده بود.

original [صفت]
اجرا کردن

کاملاًجدید

Ex: The filmmaker 's original screenplay was nominated for several awards .

فیلمنامه اصلی فیلمساز برای چندین جایزه نامزد شد.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

score [اسم]
اجرا کردن

نمره امتحان

Ex: Teachers record scores for all assignments .
to struggle [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: The team struggled to adapt to the new project requirements .

تیم برای تطبیق با الزامات جدید پروژه تلاش کرد.

initially [قید]
اجرا کردن

در آغاز

Ex: The app initially had just 100 users ; today it serves millions .

این برنامه در ابتدا فقط 100 کاربر داشت؛ امروز به میلیون‌ها نفر خدمت می‌کند.

اجرا کردن

سخت و مداوم کار کردن

Ex: Even when things got tough , she continued to plug away at her goals .

حتی وقتی شرایط سخت شد، او به سختکوشی در راه اهدافش ادامه داد.

eventually [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: She struggled to learn the language at first , but eventually , she became fluent through consistent practice .

او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.

to rewrite [فعل]
اجرا کردن

بازنویسی کردن

Ex:

تیم بازاریابی تبلیغ را دوباره نوشت تا مخاطبان متفاوتی را هدف قرار دهد.

law [اسم]
اجرا کردن

قانون (علمی یا طبیعی)

Ex: Darwin 's Theory of Evolution by Natural Selection is a biological law that explains how species change over time .

قانون نظریه تکامل داروین توسط انتخاب طبیعی یک اصل زیست‌شناختی است که توضیح می‌دهد چگونه گونه‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند.

mechanics [اسم]
اجرا کردن

مکانیک

Ex:

مطالعه مکانیک سیالات به بررسی رفتار مایعات و گازها در حرکت می‌پردازد، که برای درک پدیده‌هایی مانند جریان هوا و دینامیک سیالات ضروری است.

اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The event attracted a considerable audience , filling the stadium to capacity .

این رویداد مخاطبان قابل توجهی را به خود جذب کرد و استادیوم را تا آخرین ظرفیت پر کرد.

performance [اسم]
اجرا کردن

عملکرد

Ex: The employee 's performance appraisal highlighted their strong work ethic and dedication to their job .

ارزیابی عملکرد کارمند، اخلاق کاری قوی و تعهد او به شغلش را برجسته کرد.

to suggest [فعل]
اجرا کردن

دلالت کردن

Ex: The detective noted the broken window and disarray inside the house , which suggested a possible break-in .

کارآگاه پنجره شکسته و بی‌نظمی داخل خانه را متوجه شد، که حاکی از یک ورود غیرمجاز احتمالی بود.

way [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That movie was way better than the one we saw last week .

آن فیلم خیلی بهتر از فیلمی بود که هفته پیش دیدیم.

اجرا کردن

هوش و ذکاوت

Ex:

آزمون‌های هوش اغلب برای اندازه‌گیری توانایی‌های شناختی استفاده می‌شوند.

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

background [اسم]
اجرا کردن

پیشینه (کاری، تحصیلی و غیره)

Ex: People from all backgrounds are welcome in our community center .
apparently [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: She apparently forgot about our meeting , as she did n't show up on time .

ظاهراً او جلسه ما را فراموش کرده بود، چون سر وقت نیامد.

اجرا کردن

معمولی

Ex: The painting was unexceptional , showing no unique artistic techniques .

نقاشی معمولی بود و هیچ تکنیک هنری منحصر به فردی نشان نمی‌داد.

on top of [حرف اضافه]
اجرا کردن

علاوه بر

Ex: On top of managing the household , she also cares for her elderly parents .

علاوه بر مدیریت خانه، او از والدین سالخورده خود نیز مراقبت می‌کند.

flexible [صفت]
اجرا کردن

منعطف

Ex: She remained flexible during negotiations , seeking a solution that benefited everyone .

او در طول مذاکرات انعطاف‌پذیر باقی ماند، به دنبال راه‌حلی بود که به نفع همه باشد.

neural [صفت]
اجرا کردن

عصبی

Ex:

مدل شبکه عصبی ساختار به هم پیوسته مغز را برای پردازش اطلاعات تقلید می‌کند.

اجرا کردن

ضریب هوشی

Ex:

شغل نیازمند حداقل نمره ضریب هوشی برای وظایف تحلیلی پیچیده بود.

ahead of [حرف اضافه]
اجرا کردن

جلوی

Ex: She was walking ahead of the group , leading the way through the forest .

او جلوی گروه راه می‌رفت و راه را از میان جنگل نشان می‌داد.

اجرا کردن

همعصر

Ex:

به عنوان یک هنرمند جوان، او اغلب از همعصران خود در صحنه هنری محلی الهام می‌گرفت.

اجرا کردن

مدال فیلدز

Ex: Many young mathematicians dream of earning a Fields Medal .

بسیاری از ریاضیدانان جوان رویای کسب مدال فیلدز را دارند.

Newtonian [صفت]
اجرا کردن

نیوتنی

Ex: The machine 's motion followed Newtonian principles .

حرکت ماشین از اصول نیوتنی پیروی می‌کرد.

اجرا کردن

a scientific idea made by Einstein that describes how time, space, and gravity are connected, especially when objects move very fast or are near very large masses like stars or planets

Ex: Scientists tested the theory of relativity during a solar eclipse .
giftedness [اسم]
اجرا کردن

استعداد درخشان

Ex: His giftedness helped him solve difficult problems easily .

استعداد ذاتی او به او کمک کرد تا مشکلات دشوار را به راحتی حل کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)