کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 (1) را در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
lecture [اسم]
اجرا کردن

ارائه علمی

Ex: The lecture on ancient philosophy lasted for two hours .

سخنرانی درباره فلسفه باستان دو ساعت طول کشید.

اجرا کردن

میکروپلاستیک

Ex: Researchers are studying the impact of microplastics on ecosystems and human health .

محققان در حال مطالعه تأثیر میکروپلاستیک‌ها بر اکوسیستم‌ها و سلامت انسان هستند.

to receive [فعل]
اجرا کردن

به خود دیدن

Ex: The novel received critical acclaim from literary critics , who praised its compelling storyline and vivid characters .

رمان دریافت تحسین منتقدان ادبی را که از داستان جذاب و شخصیت‌های زنده آن ستایش کردند.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

attention [اسم]
اجرا کردن

توجه

Ex: After the accident , the car needed professional attention to fix the damage .

پس از تصادف، خودرو به توجه حرفه‌ای برای تعمیر خسارت نیاز داشت.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
soil [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex: The forest floor was covered in a thick layer of fertile soil .

کف جنگل با لایه ضخیمی از خاک حاصلخیز پوشیده شده بود.

via [حرف اضافه]
اجرا کردن

از طریق

Ex: She communicated with her fans via social media .

او با طرفدارانش از طریق شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرد.

to detach [فعل]
اجرا کردن

جدا کردن

Ex: Due to poor adhesive , the sticker detached from the wall after just a few days .

به دلیل چسبندگی ضعیف، برچسب پس از تنها چند روز از دیوار جدا شد.

synthetic [صفت]
اجرا کردن

ترکیبی

Ex: The scientist developed a synthetic version of a natural compound found in medicinal plants to enhance its therapeutic properties .

دانشمند یک نسخه مصنوعی از یک ترکیب طبیعی موجود در گیاهان دارویی را برای بهبود خواص درمانی آن توسعه داد.

اجرا کردن

تجزیه کردن

Ex:

معادله پیچیده در ابتدا دلهره‌آور به نظر می‌رسید، اما همانطور که آن را مطالعه می‌کردم، شروع به تجزیه آن به مراحل قابل مدیریت کردم.

microscopic [صفت]
اجرا کردن

پوشیده بر چشمان عادی

Ex: The team investigated the microscopic fibers found at the crime scene .

تیم الیاف میکروسکوپی یافت شده در صحنه جرم را بررسی کرد.

particle [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: Sand particles on the beach create patterns shaped by wind and water currents .

ذرات شن در ساحل، الگوهایی را ایجاد می‌کنند که توسط باد و جریان آب شکل گرفته‌اند.

scale [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: The artist had a remarkable ability to capture the scale of natural landscapes in his paintings .
tyre [اسم]
اجرا کردن

لاستیک چرخ

Ex: He noticed a flat tyre and pulled over to the side of the road to change it .

او متوجه یک تایر پنچر شد و به کنار جاده کشید تا آن را عوض کند.

اجرا کردن

آسیب دیدن

Ex:

شستشوی مکرر ژاکت ظریف به مرور زمان نخ‌ها را فرسوده کرد.

lorry [اسم]
اجرا کردن

کامیون

Ex: After the accident , the lorry was stuck in traffic , causing delays for all the vehicles behind it .

پس از تصادف، کامیون در ترافیک گیر کرد و باعث تأخیر برای تمام وسایل نقلیه پشت سر آن شد.

and so on [قید]
اجرا کردن

و غیره

Ex: The shop sells shirts , trousers , jackets , and so on .

فروشگاه پیراهن‌ها، شلوارها، ژاکت‌ها و غیره می‌فروشد.

creature [اسم]
اجرا کردن

جانور

Ex: Biologists study the behavior and ecology of creatures in their natural habitats to better understand their roles in ecosystems and inform conservation efforts .

زیست‌شناسان رفتار و بوم‌شناسی موجودات را در زیستگاه‌های طبیعی‌شان مطالعه می‌کنند تا نقش آن‌ها در اکوسیستم‌ها را بهتر درک کنند و تلاش‌های حفاظتی را آگاه سازند.

to damage [فعل]
اجرا کردن

آسیب رساندن

Ex: The vandals intentionally damaged the public property with graffiti .

خرابکاران عمداً اموال عمومی را با گرافیتی آسیب زدند.

to impair [فعل]
اجرا کردن

ضعیف کردن

Ex: The water damage severely impaired the structural integrity of the building .

آسیب آب به شدت تضعیف کرد یکپارچگی ساختاری ساختمان را.

to lodge [فعل]
اجرا کردن

گیر کردن

Ex:

در حالی که او از جنگل انبوه می‌گذشت، خارها از بوته‌ها به لباس‌هایش چسبیدند.

اجرا کردن

دستگاه گوارش

Ex: Absorption primarily occurs in the small intestine , a vital component of the digestive system , where nutrients enter the bloodstream .

جذب عمدتاً در روده کوچک، یک جزء حیاتی از سیستم گوارشی، اتفاق می‌افتد که در آن مواد مغذی وارد جریان خون می‌شوند.

اجرا کردن

برخلاف انتظار

Ex: Surprisingly , he agreed to the terms without any negotiation .

به طرز شگفت‌انگیزی، او بدون هیچ مذاکره‌ای شرایط را پذیرفت.

likely [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: With her impressive qualifications and experience , she 's a likely candidate for the job .

با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.

to consume [فعل]
اجرا کردن

خوردن یا نوشیدن

Ex: The picnic menu included a variety of dishes that everyone consumed with delight .

منوی پیکنیک شامل انواع غذاهایی بود که همه با لذت مصرف کردند.

to detect [فعل]
اجرا کردن

کشف کردن

Ex: Last week , the researcher detected a discrepancy in the experiment results .

هفته گذشته، محقق یک ناهمخوانی در نتایج آزمایش تشخیص داد.

product [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: Consumers are increasingly demanding eco-friendly products .

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای محصولات دوستدار محیط زیست را تقاضا می‌کنند.

tap [اسم]
اجرا کردن

شیر (آب یا گاز)

Ex: The cold tap was n't working , so we only had hot water .

شیر آب سرد کار نمی‌کرد، بنابراین فقط آب گرم داشتیم.

اجرا کردن

علاوه بر این

Ex:

او با وجود گرما موفق به پایان دادن ماراتن شد. علاوه بر این، او یک رکورد شخصی ثبت کرد.

seafood [اسم]
اجرا کردن

غذای دریایی

Ex: The coastal town is known for its abundance of fresh seafood , attracting food enthusiasts from far and wide .

شهر ساحلی به خاطر فراوانی غذای دریایی تازه معروف است و علاقه‌مندان به غذا را از دور و نزدیک جذب می‌کند.

to contain [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The file contains the documents we need for the meeting .

فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.

اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: During the speech , the speaker used vocal modulation to underline the importance of the message .

در طول سخنرانی، گوینده از تعدیل صوتی برای تأکید بر اهمیت پیام استفاده کرد.

conclusive [صفت]
اجرا کردن

قطعی

Ex: Despite their efforts , the researchers were unable to obtain conclusive results .

علیرغم تلاش‌هایشان، محققان نتوانستند نتایج قطعی به دست آورند.

proof [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The historical documents served as proof of the ancient civilization 's advanced engineering skills .

اسناد تاریخی به عنوان اثبات مهارت‌های پیشرفته مهندسی تمدن باستانی عمل کردند.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

legislation [اسم]
اجرا کردن

قوانین

Ex: Critics argue that the tax legislation favors large corporations .

منتقدان استدلال می‌کنند که قانون‌گذاری مالیاتی به نفع شرکت‌های بزرگ است.

to prevent [فعل]
اجرا کردن

منع کردن

Ex: She took precautions to prevent her child from getting lost in the crowded mall .

او اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گم شدن فرزندش در مرکز خرید شلوغ انجام داد.

اجرا کردن

سازنده

Ex: As a leading manufacturer of electronic gadgets , the company expanded its reach globally .

به عنوان یک تولیدکننده پیشرو در زمینه گجت‌های الکترونیکی، شرکت دامنه فعالیت خود را در سطح جهانی گسترش داد.

shower gel [اسم]
اجرا کردن

ژل حمام

Ex: They stocked up on their favorite shower gel during the sale .

آن‌ها در طول حراجی از ژل دوش مورد علاقه‌شان انبار کردند.

toothpaste [اسم]
اجرا کردن

خمیردندان

Ex: Using fluoride toothpaste helps prevent cavities .

استفاده از خمیردندان حاوی فلوراید به پیشگیری از پوسیدگی دندان کمک می‌کند.

accurately [قید]
اجرا کردن

به درستی

Ex: The historian accurately documented the events of the past .

تاریخ‌نگار وقایع گذشته را به دقت مستند کرد.

to estimate [فعل]
اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: She tried to estimate the time it would take to finish the project .

او سعی کرد زمان لازم برای تکمیل پروژه را تخمین بزند.

to deposit [فعل]
اجرا کردن

سپردن

Ex: The dentist carefully deposited the filling into the cavity to restore the tooth .

دندانپزشک با دقت پرکردگی را در حفره قرار داد تا دندان را ترمیم کند.

facial [صفت]
اجرا کردن

چهره‌ای

Ex:

پاکسازی منظم برای حفظ پوست سالم صورت ضروری است.

route [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: There are several routes to learning a new language .

چندین راه برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد.

microbead [اسم]
اجرا کردن

میکروبید

Ex: She bought a new scrub without microbeads .

او یک اسکراب جدید بدون میکروبید خرید.

microfiber [اسم]
اجرا کردن

میکروفایبر

Ex:

دستمال‌های میکروفایبر شیشه را بدون جا گذاشتن اثر تمیز می‌کنند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)