کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - شنیداری - بخش 3 (2) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
imported [صفت]
اجرا کردن

وارداتی

Ex:

شراب‌های وارداتی از ایتالیا این ماه حراج هستند.

proactive [صفت]
اجرا کردن

فعال

Ex: The manager was proactive in addressing potential conflicts before they escalated .

مدیر در رسیدگی به تعارضات بالقوه قبل از تشدید آنها پیشگیرانه عمل کرد.

to address [فعل]
اجرا کردن

رسیدگی کردن

Ex: The first step to improvement is to address the root causes of the problem .

اولین قدم برای بهبود، رسیدگی به دلایل ریشه‌ای مشکل است.

somehow [قید]
اجرا کردن

به‌طریقی

Ex: I do n't know how , but she somehow completed the task on time .

من نمی‌دانم چطور، اما او به نحوی کار را به موقع تمام کرد.

to motivate [فعل]
اجرا کردن

انگیزه دادن

Ex: She motivates her team with encouraging words and positive feedback .

او تیم خود را با کلمات تشویق‌کننده و بازخورد مثبت تشویق می‌کند.

consumer [اسم]
اجرا کردن

مصرف‌کننده

Ex: Consumers have the power to influence market trends through their purchasing decisions .

مصرف‌کنندگان قدرت تأثیرگذاری بر روندهای بازار را از طریق تصمیمات خرید خود دارند.

aware [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The students were not aware of the upcoming test until the teacher reminded them .

دانش‌آموزان از آزمون پیش‌رو مطلع نبودند تا اینکه معلم به آنها یادآوری کرد.

reduction [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: The government announced a reduction in taxes to stimulate economic growth .

دولت کاهش مالیات را برای تحریک رشد اقتصادی اعلام کرد.

unnecessary [صفت]
اجرا کردن

غیرضروری

Ex: Buying a brand new car for a short commute is unnecessary ; a used one would suffice .

خرید یک ماشین نو برای مسافت کوتاه غیرضروری است؛ یک ماشین دست دوم کافی خواهد بود.

just about [قید]
اجرا کردن

تقریباً، حدوداً

Ex: The repairs will cost just about $ 500 , give or take .

تعمیرات حدود 500 دلار هزینه خواهد داشت، کمی بیشتر یا کمتر.

absolutely [حرف ندا]
اجرا کردن

مسلماً

Ex:

"آیا اجرا ارزش انتظار را داشت؟" "کاملاً!"

gluten [اسم]
اجرا کردن

گلوتن

Ex:

گندم، جو و چاودار غلات رایجی هستند که حاوی گلوتن هستند.

gluten-free [صفت]
اجرا کردن

بدون گلوتن

Ex: The menu lists all the gluten-free options clearly .

منو به وضوح تمام گزینه‌های بدون گلوتن را فهرست می‌کند.

lactose [اسم]
اجرا کردن

*لاکتوز

Ex: The ice cream label indicates the presence of lactose in the ingredients .

برچسب بستنی نشان‌دهنده وجود لاکتوز در مواد تشکیل‌دهنده است.

allergy [اسم]
اجرا کردن

حساسیت

Ex: The child 's allergy to pollen causes him to have severe hay fever symptoms every spring .

آلرژی کودک به گرده‌ها هر بهار باعث بروز علائم شدید تب یونجه در او می‌شود.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: The veterinarian diagnosed the cat with a heart murmur during its check-up .

دامپزشک در طول معاینه، گربه را با تشخیص صدای قلب murmur معاینه کرد.

اجرا کردن

مربوط بودن به

Ex: The lecture series is designed to relate to various aspects of art and culture .

سری سخنرانی‌ها طراحی شده‌اند تا به جنبه‌های مختلف هنر و فرهنگ مرتبط باشند.

to notice [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: The car 's engine made a noise I had n’t noticed before .

موتور ماشین صدایی داد که قبلاً متوجه نشده بودم.

ready-made [صفت]
اجرا کردن

آماده

Ex: They prefer buying ready-made apps instead of developing them from scratch .

آن‌ها ترجیح می‌دهند برنامه‌های آماده را بخرند تا اینکه آن‌ها را از ابتدا توسعه دهند.

takeaway [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex: We ’re having takeaway tonight because I do n’t feel like cooking .

امشب غذای بیرون‌بر می‌خوریم چون حوصله آشپزی ندارم.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: The team experimented with different tactics during the game to see which one worked best .

تیم با تاکتیک‌های مختلف در طول بازی آزمایش کرد تا ببیند کدام یک بهتر کار می‌کند.

design [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The ceiling has a unique design with stars and moons .

سقف یک طرح منحصر به فرد با ستاره ها و ماه ها دارد.

to apply [فعل]
اجرا کردن

به کار بردن

Ex: When solving mathematical problems , students are encouraged to apply appropriate formulas and methods for accurate results .

هنگام حل مسائل ریاضی، دانش‌آموزان تشویق می‌شوند تا فرمول‌ها و روش‌های مناسب را برای نتایج دقیق به کار ببرند.

to provide [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The hotel provides complimentary toiletries for guests , including shampoo , conditioner , and soap .

هتل لوازم بهداشتی رایگان از جمله شامپو، نرم کننده و صابون را برای مهمانان فراهم می‌کند.

public [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: The public was outraged by the increase in taxes .

عموم از افزایش مالیات خشمگین شدند.

اجرا کردن

صدای چیزی را درنیاوردن

Ex: She keeps her weekend plans quiet to surprise her friends .
to realize [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex: She did n’t realize the impact of her words until she saw the reactions .

او تا زمانی که واکنش‌ها را ندید، متوجه تأثیر کلماتش نشد.

concern [اسم]
اجرا کردن

نگرانی

Ex: The doctor expressed concern about the unusual rash on the child 's skin .

دکتر نگرانی خود را درباره بثورات غیرمعمول روی پوست کودک ابراز کرد.

اجرا کردن

مشکل قلبی

Ex: He was diagnosed with a heart problem that requires medication .

او با یک مشکل قلبی تشخیص داده شد که نیاز به دارو دارد.

application [اسم]
اجرا کردن

استفاده

Ex: Careful application of the paint ensured a smooth finish .
relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: They had a relevant discussion about the implications of the new policy .

آنها یک بحث مرتبط در مورد پیامدهای سیاست جدید داشتند.

widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

retailer [اسم]
اجرا کردن

خرده‌فروش

Ex: Many consumers prefer to shop online rather than visit brick-and-mortar retailers .

بسیاری از مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند به جای مراجعه به خرده‌فروشان فیزیکی، به صورت آنلاین خرید کنند.

اجرا کردن

حمایت مالی

Ex: She applied for financial support to cover her medical bills .

او برای پشتیبانی مالی جهت پرداخت صورتحساب‌های پزشکی خود درخواست داد.

strict [صفت]
اجرا کردن

سفت‌وسخت (قوانین)

Ex:
regulation [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The airline industry is subject to strict regulations regarding passenger safety and security .

صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانه در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: She did n't suppose that her simple idea would turn into a successful business .

او فرض نمی‌کرد که ایده ساده‌اش به یک کسب‌وکار موفق تبدیل شود.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

دال بر چیزی بودن

Ex: The thermometer indicates that the temperature is rising .
to treat [فعل]
اجرا کردن

مداوا کردن

Ex: Last week , the doctor promptly treated the wound to prevent infection .

هفته گذشته، دکتر به سرعت زخم را درمان کرد تا از عفونت جلوگیری کند.

اجرا کردن

بدون لاکتوز

Ex: My doctor recommended lactose-free products .

پزشک من محصولات بدون لاکتوز را توصیه کرد.

intolerance [اسم]
اجرا کردن

عدم تحمل

Ex: His gluten intolerance makes him avoid bread .

عدم تحمل گلوتن او را مجبور به اجتناب از نان می‌کند.

spice mix [اسم]
اجرا کردن

مخلوط ادویه

Ex: This spice mix contains cumin , paprika , and garlic .

این مخلوط ادویه حاوی زیره، پاپریکا و سیر است.

اجرا کردن

آشپزخانه شبح

Ex: Ghost kitchens help save money on rent and staff .

آشپزخانه‌های شبح به صرفه‌جویی در هزینه‌های اجاره و پرسنل کمک می‌کنند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)