کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
اجرا کردن

عملکرد بهتری داشتن

Ex: Through continuous improvement , the student strives to outperform their classmates in academic achievements .

از طریق بهبود مستمر، دانش آموز تلاش می‌کند تا در دستاوردهای تحصیلی از همکلاسی‌های خود پیشی بگیرد.

innately [قید]
اجرا کردن

ذاتاً

Ex: The instinct to protect one 's offspring is innately programmed in many species , ensuring their survival .

غریزه محافظت از فرزند به طور ذاتی در بسیاری از گونه‌ها برنامه‌ریزی شده است، که بقای آن‌ها را تضمین می‌کند.

superior [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The superior durability of the product justified its higher price .

دوام برتر محصول قیمت بالاتر آن را توجیه می‌کرد.

to call [فعل]
اجرا کردن

کسی یا چیزی را (به اسم یا لقب خاصی) خطاب کردن

Ex: Are you calling me a bad friend ?

داری منو یه دوست بد صدا میزنی؟

اجرا کردن

شخصیت برجسته

Ex: The distinguished diplomat played a key role in negotiating peace treaties between nations .

دیپلمات برجسته نقش کلیدی در مذاکره معاهدات صلح بین ملت‌ها ایفا کرد.

potentially [قید]
اجرا کردن

به‌طور بالقوه

Ex: With regular exercise , he may potentially improve his overall health .

با ورزش منظم، او ممکن است به طور بالقوه سلامت کلی خود را بهبود بخشد.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

according to [حرف اضافه]
اجرا کردن

طبق

Ex: According to John 's email , the meeting has been rescheduled to Friday .

بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.

اجرا کردن

همکاری کردن

Ex: The two companies decided to collaborate on developing a new software application .

دو شرکت تصمیم گرفتند در توسعه یک نرم‌افزار جدید همکاری کنند.

talented [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: The talented writer crafts engaging stories that captivate readers from beginning to end .

نویسنده بااستعداد داستان‌های جذابی می‌سازد که خوانندگان را از ابتدا تا انتها مجذوب خود می‌کند.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

attribute [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Honesty is a defining attribute of a trustworthy leader .

صداقت یک ویژگی تعیین کننده از یک رهبر قابل اعتماد است.

persistence [اسم]
اجرا کردن

پایداری

Ex: Misinformation 's persistence is making it harder to educate the public .

پایداری اطلاعات نادرست، آموزش عمومی را دشوارتر می‌کند.

eminent [صفت]
اجرا کردن

والامقام

Ex: The eminent economist 's theories influenced global economic policy .

نظریه‌های اقتصاددان برجسته بر سیاست اقتصادی جهانی تأثیر گذاشت.

peak [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: She felt she was at the peak of her creativity while working on her latest art project .

او احساس کرد که در اوج خلاقیت خود است در حالی که روی آخرین پروژه هنری خود کار می‌کرد.

expertise [اسم]
اجرا کردن

تخصص

Ex: Her expertise in financial analysis enabled her to make informed investment decisions .

تخصص او در تحلیل مالی به او این امکان را داد که تصمیمات آگاهانه‌ای در زمینه سرمایه‌گذاری بگیرد.

to go back [فعل]
اجرا کردن

بازگشت

Ex:

اختلاف بین کشورهای همسایه به دوران استعمار برمی‌گردد.

diverse [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum 's collection includes diverse artworks from around the world .

مجموعه موزه شامل آثار هنری متنوع از سراسر جهان است.

achievement [اسم]
اجرا کردن

دستاورد

Ex: Completing her Ph.D. dissertation was a major academic achievement for the researcher .

تکمیل پایان‌نامه دکترای او یک دستاورد بزرگ علمی برای محقق بود.

heart [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex: The heart of the problem is the lack of communication between the two teams .
deliberate [صفت]
اجرا کردن

slow, unhurried, and conducted with care or dignity

Ex:
to produce [فعل]
اجرا کردن

باعث وقوع چیزی شدن

Ex: The drug produces a feeling of excitement .

دارو ایجاد می‌کند احساس هیجان را.

to move on [فعل]
اجرا کردن

حرکت به سمت

Ex:

او اغلب به مجریان توصیه می‌کند که چگونه به آرامی به موضوع بعدی بروند.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
اجرا کردن

به‌طور قابل توجهی

Ex:

استیک به طور فوق العاده نرم مزه می‌داد، در دهان آب می‌شد.

اجرا کردن

موفق

Ex: The high-achieving entrepreneur built a successful business empire from scratch .

کارآفرین پربازده یک امپراتوری تجاری موفق را از صفر ساخت.

discipline [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Economics is a discipline concerned with the production , consumption , and distribution of goods and services .

اقتصاد یک رشته است که به تولید، مصرف و توزیع کالاها و خدمات مربوط می‌شود.

ballet [اسم]
اجرا کردن

نمایش باله

Ex: She enrolled in ballet classes to improve her posture and flexibility .

او در کلاس‌های باله ثبت‌نام کرد تا وضعیت بدن و انعطاف‌پذیری خود را بهبود بخشد.

sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه‌سازی

Ex:

مجسمه‌سازی به هنرمندان اجازه می‌دهد تا دیدگاه‌های خود را در سه بعد به زندگی تبدیل کنند.

area [اسم]
اجرا کردن

حوزه

Ex: Students are encouraged to choose an area of study that aligns with their career goals .

از دانشجویان تشویق می‌شود که یک حوزه مطالعاتی را انتخاب کنند که با اهداف شغلی آنها هماهنگ باشد.

outstanding [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex: The restaurant is known for its outstanding cuisine and impeccable service .

رستوران به خاطر آشپزی برجسته و خدمات بی‌نقصش معروف است.

اجرا کردن

به‌طور مداوم

Ex: She consistently attends the weekly meetings without fail .

او به طور مداوم در جلسات هفتگی شرکت می‌کند بدون هیچ غیبتی.

strong [صفت]
اجرا کردن

قوی (در اعتقاد)

Ex: Despite criticism , he held onto his strong convictions .

علیرغم انتقادات، او به باورهای قوی خود پایبند ماند.

work ethic [اسم]
اجرا کردن

اخلاق کاری

Ex: He was praised for his excellent work ethic and commitment to the job .

او به خاطر اخلاق کاری عالی و تعهد به کارش مورد تحسین قرار گرفت.

اجرا کردن

to cause someone to stop and think carefully about something, often because it raises doubts or presents something unexpected

Ex: The sudden change in plans gave her pause for thought .
replicable [صفت]
اجرا کردن

قابل تکثیر

Ex: The recipe is replicable by anyone with the right ingredients .

دستور العمل توسط هر کسی که مواد اولیه مناسب را داشته باشد قابل تکرار است.

performer [اسم]
اجرا کردن

اجرا کننده

Ex: The company rewarded its highest performers with promotions .

شرکت بهترین اجراکنندگان خود را با ارتقاء پاداش داد.

critically [قید]
اجرا کردن

به صورت حیاتی

Ex: Rural communities critically depend on access to clean water .

جوامع روستایی به طور حیاتی به دسترسی به آب تمیز وابسته هستند.

to stretch [فعل]
اجرا کردن

کشش

Ex: This job wo n't stretch me ; it 's too simple .

این کار من را تحت فشار قرار نمی‌دهد؛ خیلی ساده است.

goods [اسم]
اجرا کردن

ویژگی‌ها

Ex: Her determination is one of the key goods for her success .

عزم او یکی از مزایای کلیدی برای موفقیت اوست.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)