کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 3 (2) در کتاب دوره‌ای Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to reflect [فعل]
اجرا کردن

تأمل کردن

Ex:

اگر بازخورد سازنده داده شود، دانش‌آموزان می‌توانند در مورد عملکرد تحصیلی خود تأمل کنند.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

to afford [فعل]
اجرا کردن

بضاعت داشتن

Ex: The goal is to afford essential needs and still have room for savings and leisure activities .

هدف این است که توانایی پرداخت نیازهای اساسی را داشته باشیم و هنوز هم جایی برای پس‌انداز و فعالیت‌های تفریحی داشته باشیم.

entrance [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex:

ورودی جانبی برای تحویل کالا استفاده می‌شود.

اجرا کردن

از هم پاشیدن

Ex: The puzzle pieces break apart easily if you 're not careful .

اگر مراقب نباشید، قطعات پازل به راحتی از هم جدا می‌شوند.

oh dear [حرف ندا]
اجرا کردن

وای خدای من

Ex: Oh dear , I hope it 's nothing serious .

وای خدای من، امیدوارم چیز جدی نباشد.

اجرا کردن

مسخره کردن

Ex: The bullies always laugh at him when he makes a mistake in class .
to put up [فعل]
اجرا کردن

قرار دادن

Ex: I 'll put up a banner to welcome guests to the party .

من یک بنر نصب می‌کنم تا از مهمانان در مهمانی استقبال کنم.

though [حرف ربط]
اجرا کردن

با اینکه

Ex: Though she does n't speak French fluently , she can order a meal at a Parisian restaurant .

اگرچه او فرانسوی را روان صحبت نمی‌کند، اما می‌تواند در یک رستوران پاریسی غذا سفارش دهد.

to stock [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex:

فروشگاه مواد غذایی، کالاهای کنسرو شده، مواد غذایی خشک و نوشیدنی ها را به صورت عمده ذخیره می کند.

secondhand [صفت]
اجرا کردن

دست دوم

Ex:

آنها آپارتمان خود را با مبلمان دست دوم از یک حراج گاراژ مبله کردند.

attic [اسم]
اجرا کردن

اتاق زیرشیروانی

Ex:

فضای اتاق زیر شیروانی پتانسیل گسترش را ارائه می‌دهد، با برنامه‌هایی برای افزودن پنجره‌های شیروانی برای نور طبیعی بیشتر.

rare [صفت]
اجرا کردن

نادر (به دلیل کمیاب بودن)

Ex: A rare species of orchid bloomed in the botanical garden , attracting visitors from around the world .

یک گونه نادر از ارکیده در باغ گیاه‌شناسی شکوفا شد و بازدیدکنندگان از سراسر جهان را به خود جذب کرد.

theft [اسم]
اجرا کردن

دزدی

Ex: The victim reported the theft of her car , which was stolen from the parking lot while she was shopping .

قربانی دزدی ماشینش را گزارش داد، که در حالی که او در حال خرید بود از پارکینگ دزدیده شد.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
pile [اسم]
اجرا کردن

توده

Ex: The workers moved a pile of bricks to the construction site .

کارگران یک توده آجر را به محل ساخت و ساز منتقل کردند.

dedicated [صفت]
اجرا کردن

formally or solemnly set apart for a special, often sacred, purpose

Ex: The library serves as a dedicated center for learning .
اجرا کردن

طبقه همکف

Ex: The gym and fitness center are easily accessible on the ground floor of the hotel .

سالن ورزشی و مرکز تناسب اندام به راحتی در طبقه همکف هتل قابل دسترسی هستند.

cushion [اسم]
اجرا کردن

کوسن

Ex: The window seat was adorned with plush cushions for cozy reading nook .

صندلی کنار پنجره با بالش‌های نرم برای گوشه دنج مطالعه تزئین شده بود.

toddler [اسم]
اجرا کردن

کودک نوپا

Ex: The toddler ’s first words were eagerly celebrated by the whole family .

اولین کلمات نوزاد با اشتیاق توسط تمام خانواده جشن گرفته شد.

hardly ever [قید]
اجرا کردن

به‌ندرت

Ex: They hardly ever travel during the winter .

آنها به ندرت در زمستان سفر می‌کنند.

unwanted [صفت]
اجرا کردن

ناخواسته

Ex: The unwanted side effects of the medication outweighed its benefits .

عوارض جانبی ناخواسته دارو از مزایای آن بیشتر بود.

front door [اسم]
اجرا کردن

در ورودی

Ex: The real estate agent showed potential buyers through the front door , highlighting the home 's curb appeal and welcoming entryway .

مشاور املاک خریداران بالقوه را از طریق در ورودی عبور داد و جذابیت نمای خارجی خانه و ورودی خوشآمدگویی آن را برجسته کرد.

institution [اسم]
اجرا کردن

مؤسسه

Ex:

او بیش از ده سال در یک نهاد مالی کار کرد.

to request [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: She decided to request additional time to complete the project due to unforeseen circumstances .

او به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده تصمیم گرفت زمان بیشتری برای تکمیل پروژه درخواست کند.

اجرا کردن

دور نگه داشتن از

Ex:

لطفاً برای حفظ رنگ‌ها، اثر هنری ظریف را از نور مستقیم خورشید دور نگه دارید.

main [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: In the debate , the main argument revolves around environmental sustainability .

در بحث، استدلال اصلی حول پایداری محیط زیست می‌چرخد.

boxed [صفت]
اجرا کردن

جعبه بسته شده

coursebook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: The coursebook for the mathematics course follows the curriculum standards and includes problem sets , examples , and explanations to support student learning and mastery of mathematical concepts .

کتاب درسی برای دوره ریاضیات از استانداردهای برنامه درسی پیروی می‌کند و شامل مجموعه‌های مسئله، مثال‌ها و توضیحاتی برای حمایت از یادگیری دانش‌آموزان و تسلط بر مفاهیم ریاضی است.

naturally [قید]
اجرا کردن

طبیعتاً

Ex: She naturally excelled in mathematics due to her strong analytical skills .
hometown [اسم]
اجرا کردن

زادگاه

Ex: He felt nostalgic walking through the streets of his hometown .

او هنگام راه رفتن در خیابان‌های زادگاهش احساس نوستالژی کرد.

to attract [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن

Ex: The unique design and architecture of the building attracted tourists from around the world .

طراحی و معماری منحصر به فرد ساختمان، گردشگران را از سراسر جهان جذب کرد.

advice [اسم]
اجرا کردن

توصیه

Ex: The magazine column offers practical advice on maintaining a healthy lifestyle .

ستون مجله توصیه‌های عملی برای حفظ یک سبک زندگی سالم ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

عقل سلیم

Ex: Common sense suggests that eating healthy foods benefits overall well-being .

عقل سلیم نشان می‌دهد که خوردن غذاهای سالم به سلامت کلی کمک می‌کند.

to follow [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: The speaker 's accent was strong , making it hard to follow their presentation .

لهجه سخنران قوی بود، که پیگیری ارائه او را دشوار می‌کرد.

sentimental [صفت]
اجرا کردن

احساساتی

Ex: The film 's sentimental scenes resonated with viewers .

صحنه‌های احساسی فیلم با بینندگان طنین انداز شد.

display [اسم]
اجرا کردن

something presented for public viewing

Ex: Historical documents were put on display in glass cases .
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)