کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 4 - شنیداری - بخش 3 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
اجرا کردن

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن

Ex: They are looking forward to the family reunion .

آن‌ها بی‌صبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.

to pack up [فعل]
اجرا کردن

وسیله جمع کردن

Ex:

قبل از ترک پیکنیک، آنها باقیمانده‌ها را بسته‌بندی کردند.

storage [اسم]
اجرا کردن

انبار

Ex: They rented a storage unit to keep their extra furniture safe .

آنها یک واحد ذخیره‌سازی اجاره کردند تا مبلمان اضافی خود را در امان نگه دارند.

to spoil [فعل]
اجرا کردن

فساد

Ex: Leaving the meat out overnight caused it to spoil and develop an unpleasant odor .

گذاشتن گوشت بیرون از یخچال در طول شب باعث فساد آن و ایجاد بوی ناخوشایند شد.

spine [اسم]
اجرا کردن

عطف (کتاب)

Ex: The book 's spine had faded over time .
otherwise [قید]
اجرا کردن

در غیر این صورت

Ex: She needs to leave now , otherwise she will miss her train .

او باید الان برود، در غیر این صورت قطارش را از دست خواهد داد.

cover [اسم]
اجرا کردن

جلد

Ex: They redesigned the cover to give the old book a fresh look .

آن‌ها جلد را دوباره طراحی کردند تا به کتاب قدیمی ظاهری تازه بدهند.

obvious [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: The answer to the riddle was obvious once you thought about it .

پاسخ معما آشکار بود وقتی به آن فکر کردید.

side [اسم]
اجرا کردن

طرف

Ex: The side of the mountain was steep and rocky .

کنار کوه شیب دار و سنگی بود.

to ruin [فعل]
اجرا کردن

آسیب رساندن

Ex: Ignored warnings about the storm ruined the outdoor event .

هشدارهای نادیده گرفته شده درباره طوفان، رویداد فضای باز را خراب کرد.

publisher [اسم]
اجرا کردن

ناشر

Ex: After months of editing , her manuscript was finally accepted by a major publisher .

پس از ماه‌ها ویرایش، دستنوشته‌اش سرانجام توسط یک ناشر بزرگ پذیرفته شد.

to [go] yellow [عبارت]
اجرا کردن

زرد شدن

Ex: Going yellow can be a natural process in certain fruits and materials .
to dump [فعل]
اجرا کردن

دور انداختن

Ex: The construction site was marred by individuals who dumped debris illegally .

محوطه ساخت و ساز توسط افرادی که زباله‌ها را به صورت غیرقانونی ریختند، خراب شد.

اجرا کردن

بدتر شدن

Ex: Relationships can deteriorate if communication and understanding break down .

روابط می‌توانند بدتر شوند اگر ارتباط و درک از بین برود.

further [قید]
اجرا کردن

فراتر

Ex: As the discussion progressed , the conversation moved further into complex topics .

همانطور که بحث پیش رفت، گفتگو بیشتر به موضوعات پیچیده کشیده شد.

اجرا کردن

to cause someone to remember something or someone, often because of a similarity

Ex: The old photograph reminded her of happier times .
collector [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌دار

Ex: As a passionate art collector , she traveled the world in search of unique and valuable pieces to add to her gallery .

به عنوان یک مجموعه‌دار هنری مشتاق، او برای یافتن قطعات منحصر به فرد و باارزش برای اضافه کردن به گالری‌اش به سراسر جهان سفر کرد.

to regret [فعل]
اجرا کردن

افسوس خوردن

Ex: I regret not traveling more when I was younger and wished I had explored different places .

من پشیمانم که وقتی جوانتر بودم بیشتر سفر نکردم و آرزو می‌کنم کاش مکان‌های مختلفی را کشف کرده بودم.

to treasure [فعل]
اجرا کردن

ارزش قائل شدن

Ex: Friends tend to treasure shared experiences and moments of laughter together .

دوستان تمایل دارند که تجربیات مشترک و لحظات خنده را با هم گرامی دارند.

to force [فعل]
اجرا کردن

زور زدن

Ex: Despite the resistance , the farmer forced the stubborn gate closed .

علیرغم مقاومت، کشاورز در سرسخت را مجبور به بسته شدن کرد.

paperback [اسم]
اجرا کردن

شومیز

Ex: The paperback was dog-eared and well-loved , showing signs of many readings over the years .

کتاب جلد کاغذی گوشه‌های تا خورده و بسیار دوست داشتنی بود، نشانه‌های خواندن مکرر در طول سال‌ها را نشان می‌داد.

to press [فعل]
اجرا کردن

فشردن (به جهت خاصی)

Ex: The force of the explosion pressed the debris outward in all directions , scattering it across the area .

نیروی انفجار آوار را به سمت بیرون در تمام جهات فشرد و آن را در سراسر منطقه پخش کرد.

to end up [فعل]
اجرا کردن

کار به جایی رسیدن

Ex: Sometimes life takes unexpected turns , and you might end up in a career you had n't initially considered .

گاهی زندگی چرخش‌های غیرمنتظره‌ای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.

اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

to last [فعل]
اجرا کردن

سالم ماندن

Ex: Despite years of use , the old leather jacket has lasted remarkably well and still looks stylish .

علیرغم سال‌ها استفاده، کت چرمی قدیمی به طرز قابل توجهی خوب دوام آورده و هنوز هم شیک به نظر می‌رسد.

hardback [اسم]
اجرا کردن

کتاب با جلد سخت

Ex: I prefer hardbacks because they look better on my bookshelf .

من جلد سخت را ترجیح می‌دهم چون در قفسه کتابم بهتر به نظر می‌رسند.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: She did n't suppose that her simple idea would turn into a successful business .

او فرض نمی‌کرد که ایده ساده‌اش به یک کسب‌وکار موفق تبدیل شود.

to value [فعل]
اجرا کردن

ارج نهادن

Ex: The school values extracurricular activities to enhance students ' overall development .

مدرسه ارزش قائل است برای فعالیت‌های فوق برنامه به منظور بهبود رشد کلی دانش‌آموزان.

used to [فعل]
اجرا کردن

عادت (انجام کاری را) داشتن

Ex:

او عادت داشت سیگار بکشد، اما پنج سال پیش ترک کرد.

decorative [صفت]
اجرا کردن

تزیینی

Ex: The decorative trim on the curtains complemented the room 's color scheme , enhancing its overall aesthetic appeal .

نوار تزئینی روی پرده ها با طرح رنگ اتاق تکمیل شد و جذابیت زیبایی شناختی کلی آن را افزایش داد.

plus [حرف اضافه]
اجرا کردن

تازه

Ex:
nowadays [قید]
اجرا کردن

امروزه

Ex: Social media plays a significant role in connecting people nowadays .

شبکه‌های اجتماعی در ارتباط دادن مردم امروزه نقش مهمی ایفا می‌کنند.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

pity [اسم]
اجرا کردن

something regarded as unfortunate, disappointing, or regrettable

Ex:
to draw [فعل]
اجرا کردن

توجه جلب کردن

Ex: During the presentation , the speaker used compelling visuals to draw the audience 's attention to key points .

در طول ارائه، سخنران از تصاویر متقاعد کننده‌ای استفاده کرد تا توجه مخاطبان را به نکات کلیدی جلب کند.

work of art [اسم]
اجرا کردن

اثر هنری

Ex: The garden was a work of art , with perfectly trimmed hedges and vibrant flower arrangements .

باغ یک اثر هنری بود، با پرچین‌های کاملاً هرس شده و آرایش‌های گل‌های پرجنب و جوش.

اجرا کردن

فریبنده

Ex: His eye-catching hairstyle was the talk of the party , inspiring many to try something similar .

مدل موی چشم‌گیر او موضوع بحث مهمانی بود، که بسیاری را ترغیب کرد تا چیزی مشابه را امتحان کنند.

to handle [فعل]
اجرا کردن

در دست گرفتن

Ex: They handled the ropes skillfully , tying the knots without hesitation .

آنها طناب‌ها را با مهارت مدیریت کردند، گره‌ها را بدون تردید بستند.

to take off [فعل]
اجرا کردن

برداشتن

Ex: Take off the cover and check the engine for any visible damage .

بردارید درپوش را و موتور را برای هرگونه آسیب قابل مشاهده بررسی کنید.

aside [قید]
اجرا کردن

به‌کنار

Ex:

او کنار رفت تا ماشین عبور کند.

اجرا کردن

کارآموزی

Ex: She completed a work placement at a law firm during her studies .

او یک کارآموزی در یک شرکت حقوقی در طول تحصیلاتش به پایان رساند.

اجرا کردن

جدا شدن

Ex: A part of the roof came away during the storm .

بخشی از سقف در طول طوفان جدا شد.

اجرا کردن

without considering any other connected ideas, effects, or situations

Ex: The machines are interesting in and of themselves , apart from how they are used .
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)