کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
crew [اسم]
اجرا کردن

خدمه

Ex: The captain thanked the crew for their hard work during the storm .

کاپیتان از خدمه به خاطر کار سختشان در طول طوفان تشکر کرد.

life jacket [اسم]
اجرا کردن

جلیقه نجات

Ex: The life jacket was bright orange , making it easy to spot in the water .

جلیقه نجات به رنگ نارنجی روشن بود، که دیدن آن را در آب آسان می‌کرد.

ultimately [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: He pursued different career paths , but ultimately , he found fulfillment in entrepreneurship .

او مسیرهای شغلی مختلفی را دنبال کرد، اما در نهایت، در کارآفرینی رضایت پیدا کرد.

rare [صفت]
اجرا کردن

کمیاب

Ex: Seeing a shooting star is a rare occurrence that fills people with wonder and awe .

دیدن یک شهاب سنگ یک اتفاق نادر است که مردم را پر از شگفتی و ترس می‌کند.

up to [حرف اضافه]
اجرا کردن

تا

Ex: The warranty covers repairs up to one year after purchase .

گارانتی تعمیرات تا یک سال پس از خرید را پوشش می‌دهد.

to go out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex: The orchestra members went out on stage and played beautiful music .

اعضای ارکستر به صحنه رفتند و موسیقی زیبایی نواختند.

اجرا کردن

دست کم گرفتن

Ex: He underestimated her ability to adapt to new situations and thrive in unfamiliar environments .

او توانایی او را برای وفق دادن خود با موقعیت‌های جدید و پیشرفت در محیط‌های ناآشنا دست کم گرفت.

sailing [اسم]
اجرا کردن

قایق‌رانی (سرگرمی)

Ex: Sailing requires not only skill but also knowledge of wind patterns and navigation techniques .

قایقرانی نه تنها به مهارت بلکه به دانش الگوهای باد و تکنیک‌های ناوبری نیاز دارد.

club [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: They formed a club to raise awareness about environmental issues .

آن‌ها یک کلوب تشکیل دادند تا درباره مسائل محیط زیستی آگاهی‌رسانی کنند.

lifeboat [اسم]
اجرا کردن

قایق نجات

Ex: The lifeboat drill is mandatory for all passengers to ensure they know how to evacuate safely in case of an emergency .

تمرین قایق نجات برای تمام مسافران اجباری است تا اطمینان حاصل شود که آنها می‌دانند در صورت اضطراری چگونه به طور ایمن تخلیه شوند.

keen [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He ’s quite keen on taking up photography as a hobby .

او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.

institution [اسم]
اجرا کردن

مؤسسه

Ex:

او بیش از ده سال در یک نهاد مالی کار کرد.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

to miss [فعل]
اجرا کردن

نفهمیدن

Ex: He missed the subtle hint she gave about the surprise party .

او از دست داد اشاره ظریف او را در مورد مهمانی غافلگیر کننده.

fund [اسم]
اجرا کردن

بودجه

Ex: The company launched a fund for employee welfare .

شرکت یک صندوق برای رفاه کارکنان راه‌اندازی کرد.

charity [اسم]
اجرا کردن

موسسه خیریه

Ex: He volunteers at a local charity that distributes food to the needy .

او در یک خیریه محلی داوطلب می‌شود که غذا به نیازمندان توزیع می‌کند.

donation [اسم]
اجرا کردن

کمک (پولی و غیره)

Ex: They collected donations of food and clothing for those in need .

آنها کمک‌های غذا و لباس برای نیازمندان جمع‌آوری کردند.

funding [اسم]
اجرا کردن

تدارکات

Ex: She applied for additional funding to expand her startup .

او برای بودجه اضافی برای گسترش استارتاپ خود درخواست داد.

assessment [اسم]
اجرا کردن

ارزیابی

Ex: The environmental assessment highlighted potential impacts of the new construction project on local wildlife .

ارزیابی محیط زیستی تأثیرات بالقوه پروژه ساخت و ساز جدید بر حیات وحش محلی را برجسته کرد.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
vision [اسم]
اجرا کردن

بینایی

Ex: With age , his vision started to deteriorate , requiring him to wear glasses for reading .

با افزایش سن، بینایی او شروع به ضعیف شدن کرد و این باعث شد که برای خواندن عینک بزند.

اجرا کردن

کوررنگی

Ex: Some forms of color blindness are inherited from family members .

برخی از اشکال کوررنگی از اعضای خانواده به ارث می‌رسد.

alert [اسم]
اجرا کردن

هشدار

Ex: The teacher gave an alert when the experiment could be hazardous .
to contact [فعل]
اجرا کردن

تماس گرفتن

Ex: If you have any questions , feel free to contact me via email .

اگر سوالی دارید، از طریق ایمیل با من تماس بگیرید.

to rush [فعل]
اجرا کردن

عجله کردن

Ex: Seeing the approaching storm , the beachgoers decided to rush back to their cars .

با دیدن طوفانی که نزدیک می‌شد، مسافران ساحل تصمیم گرفتند به سمت ماشین‌هایشان عجله کنند.

dock [اسم]
اجرا کردن

اسکله

Ex: Tourists gathered on the dock to board the sightseeing boat .

گردشگران روی اسکله جمع شدند تا سوار قایق گردشگری شوند.

average [صفت]
اجرا کردن

میانگین

Ex: His average score in math class is 85 % .

نمره میانگین او در کلاس ریاضی 85٪ است.

to qualify [فعل]
اجرا کردن

واجد شرایط بودن

Ex: In order to compete in the tournament , athletes must qualify by meeting specific performance standards .
helmsman [اسم]
اجرا کردن

سکاندار

Ex: In rough seas , the helmsman had to be extra careful with the steering .

در دریای خروشان، سکاندار باید در هدایت کشتی بسیار محتاط می‌بود.

ultimate [صفت]
اجرا کردن

نهایی

Ex: Understanding the ultimate principles of chemistry helps in grasping more complex theories .

درک اصول نهایی شیمی به درک نظریه‌های پیچیده‌تر کمک می‌کند.

equipment [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات

Ex: The laboratory is equipped with scientific equipment for conducting experiments .

آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایش‌ها مجهز است.

to launch [فعل]
اجرا کردن

راه اندازی

Ex: He launched the lifeboat to rescue the sailors .

او قایق نجات را برای نجات ملوانان رها کرد.

coastguard [اسم]
اجرا کردن

گارد ساحلی

Ex: He joined the coastguard to help protect the coastline .

او به گارد ساحلی پیوست تا به محافظت از خط ساحلی کمک کند.

station [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه

Ex: The marines waited at the station before leaving for the mission .

نیروهای دریایی در ایستگاه منتظر ماندند قبل از عزیمت به مأموریت.

اجرا کردن

در شرایط مطلوب

Ex: Our company is in perfect working order , and our employees are highly motivated , productive , and committed to our mission .
youth group [اسم]
اجرا کردن

گروه جوانان

Ex: Her youth group organized a charity event for the local community .

گروه جوانان او یک رویداد خیریه برای جامعه محلی ترتیب داد.

laser [اسم]
اجرا کردن

لیزر

Ex: The barcode scanner at the supermarket uses a laser to quickly read and process product information .

اسکنر بارکد در سوپرمارکت از لیزر برای خواندن و پردازش سریع اطلاعات محصول استفاده می‌کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)