کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا، شما می‌توانید واژگان از آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
generation [اسم]
اجرا کردن

نسل

Ex: The study compared the spending habits of different generations , from Baby Boomers to Generation Z.

مطالعه عادات خرج کردن نسل‌های مختلف، از بچه‌بومرها تا نسل زد را مقایسه کرد.

اجرا کردن

تولید مثل

Ex: Reproductive technology assists couples in conceiving children through methods like in vitro fertilization .

فناوری تولید مثل به زوج‌ها در بچه‌دار شدن از طریق روش‌هایی مانند لقاح آزمایشگاهی کمک می‌کند.

cycle [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: Understanding biological cycles helps scientists study the health of ecosystems .

درک چرخه‌های زیستی به دانشمندان کمک می‌کند تا سلامت اکوسیستم‌ها را مطالعه کنند.

indeed [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He was indeed the best candidate for the job .
roughly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: He earns roughly the same amount as his colleague .

او تقریباً همان مقدار همکارش درآمد دارد.

on average [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: The survey showed that , on average , people exercise three times a week .

نظرسنجی نشان داد که به طور متوسط مردم سه بار در هفته ورزش می‌کنند.

sign [اسم]
اجرا کردن

نشانه

Ex: The footprints in the sand were a sign someone had passed by .
اجرا کردن

به خوبی مجهز

Ex: The team is well-equipped for the project with their skills and resources .

تیم با مهارت‌ها و منابع خود برای پروژه به خوبی مجهز است.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

to adjust [فعل]
اجرا کردن

سازگار شدن

Ex: She finds it difficult to adjust herself to the idea that she wo n't see her friends again .

او به سختی می‌تواند با این ایده که دوستانش را دیگر نخواهد دید خو بگیرد.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

تحت

Ex: Soldiers showed bravery under fire .

سربازان شجاعت تحت آتش نشان دادند.

unwillingly [قید]
اجرا کردن

به‌طور ناخواسته

Ex: They unwillingly admitted their mistake , realizing the consequences of their actions .

آنها با اکراه اشتباه خود را پذیرفتند، و پیامدهای اقدامات خود را درک کردند.

to seek [فعل]
اجرا کردن

*اقدام به انجام کاری کردن

Ex: She sought to reach the top of her profession by gaining experience .

او با کسب تجربه به دنبال رسیدن به بالای حرفه‌اش بود.

اجرا کردن

جمع آوری کردن

Ex:

معلم تمام تکالیف دانش‌آموزان را جمع‌آوری کرد تا در پایان هفته آن‌ها را تصحیح کند.

data [اسم]
اجرا کردن

داده‌ها

Ex: The student conducted surveys to gather data for their research project .

دانشجو برای جمع‌آوری داده‌ها برای پروژه تحقیقاتی خود نظرسنجی‌هایی انجام داد.

record [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The audio recording was a valuable record of the concert performance .

ضبط صدا یک سند ارزشمند از اجرای کنسرت بود.

to submit [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: During the debate , one participant submitted that the current system was deeply flawed .

در طول مناظره، یکی از شرکت‌کنندگان اظهار داشت که سیستم فعلی به شدت معیوب است.

enthusiast [اسم]
اجرا کردن

هواخواه (یک فعالیت خاص)

Ex: Gaming enthusiasts eagerly await the console ’s next update .

علاقه‌مندان به بازی‌ها مشتاقانه منتظر به‌روزرسانی بعدی کنسول هستند.

to estimate [فعل]
اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: She tried to estimate the time it would take to finish the project .

او سعی کرد زمان لازم برای تکمیل پروژه را تخمین بزند.

abundance [اسم]
اجرا کردن

فراوانی

Ex: The harvest yielded an abundance of fresh fruits and vegetables .

برداشت فراوانی میوه‌ها و سبزیجات تازه را به همراه داشت.

اجرا کردن

the pattern or arrangement of objects, organisms, or phenomena across a range, area, or volume

Ex: Distribution patterns help ecologists understand habitats .
along with [حرف اضافه]
اجرا کردن

به همراه

Ex: Along with the email , she received an attached document outlining the terms .

همراه با ایمیل، او سندی ضمیمه دریافت کرد که شرایط را شرح می‌داد.

crucially [قید]
اجرا کردن

به طور حیاتی

Ex: In emergency situations , the ability to remain calm and make quick decisions is crucially important .

در شرایط اضطراری، توانایی حفظ آرامش و تصمیم‌گیری سریع به شدت مهم است.

subtle [صفت]
اجرا کردن

نامحسوس

Ex: She gave him a subtle nod , indicating that she understood his unspoken message .

او به او تکان سر ظریفی داد، نشان می‌داد که پیام ناگفته‌اش را فهمیده است.

adult [صفت]
اجرا کردن

بالغ (از نظر جسمی)

Ex:

جمعیت بالغ تشویق می‌شوند تا در غربالگری‌های منظم سلامت برای تشخیص زودهنگام بیماری‌ها شرکت کنند.

variable [اسم]
اجرا کردن

تغییرپذیر

Ex: The study accounted for every variable that might affect the results , such as time and location .

مطالعه هر متغیر که ممکن است بر نتایج تأثیر بگذارد، مانند زمان و مکان را در نظر گرفت.

flexible [صفت]
اجرا کردن

منعطف

Ex: She remained flexible during negotiations , seeking a solution that benefited everyone .

او در طول مذاکرات انعطاف‌پذیر باقی ماند، به دنبال راه‌حلی بود که به نفع همه باشد.

likely [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: With her impressive qualifications and experience , she 's a likely candidate for the job .

با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.

emergence [اسم]
اجرا کردن

تکوین

Ex: The emergence of eco-friendly technologies is an encouraging sign in the fight against climate change .

ظهور فناوری‌های دوستدار محیط زیست نشانه‌ای امیدوارکننده در مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی است.

to drive [فعل]
اجرا کردن

موجب افزایش شدن

Ex: What 's driving the expansion of the tech industry is the rapid pace of innovation .

آنچه که رهبری گسترش صنعت فناوری را بر عهده دارد، سرعت سریع نوآوری است.

individual [صفت]
اجرا کردن

مجزا

Ex: The project manager assigned individual tasks to team members to ensure efficiency .

مدیر پروژه وظایف فردی را به اعضای تیم اختصاص داد تا کارایی را تضمین کند.

previously [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I had previously attended a similar workshop , so I was familiar with the content .

من پیش از این در یک کارگاه مشابه شرکت کرده بودم، بنابراین با محتوا آشنا بودم.

trend [اسم]
اجرا کردن

جهت‌گیری کلی

Ex: Economic analysts are observing a downward trend in consumer spending this quarter .

تحلیلگران اقتصادی در حال مشاهده یک روند نزولی در هزینه‌های مصرف‌کنندگان این فصل هستند.

dainty [صفت]
اجرا کردن

زیبا و ظریف

Ex: The dainty woman captivated everyone with her small , attractive frame and charming smile .

زن ظریف همه را با قاب کوچک و جذاب و لبخند جذاب خود مجذوب کرد.

in line with [حرف اضافه]
اجرا کردن

در راستای

Ex: His decision is in line with the recommendations of the committee .

تصمیم او مطابق با توصیه‌های کمیته است.

stress [اسم]
اجرا کردن

force applied to a material that produces strain or deformation

Ex: The bridge design considers both tensile and compressive stress .
to drag [فعل]
اجرا کردن

به زور به جایی بردن

Ex: Frustrated with the stalled negotiations , the mediator had to drag both parties back to the negotiating table .

ناامید از مذاکرات متوقف شده، میانجی مجبور شد هر دو طرف را به میز مذاکره بکشاند.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

در طول

Ex: This idea has been discussed across centuries .

این ایده در طول قرن‌ها مورد بحث قرار گرفته است.

colony [اسم]
اجرا کردن

کلنی (زیست‌شناسی)

northward [قید]
اجرا کردن

به سمت شمال

Ex: The migrating geese flew northward , returning to their breeding grounds .

غازهای مهاجر به سمت شمال پرواز کردند، به مناطق تولید مثل خود بازگشتند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)