Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 4 (2)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (2) در کتاب درسی آکادمیک کمبریج آیلتس 19 را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون آیلتس کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
shaped like a rectangle, with four right angles

مستطیلی, مستطیلشکل
ساختمان پنجرههای بزرگ مستطیلشکل داشت تا نور بیشتری وارد شود.
(of a gas, liquid, light, or heat) to come out or leak from a place where it was contained

فرار کردن, نشت کردن
دود از دودکش فرار کرد و به آسمان رفت.
a method, product, way of doing something, etc. that is newly introduced

نوآوری, ابتکار، اختراع، ابداع
گوشی هوشمند به عنوان یک نوآوری انقلابی در زمان اولین عرضه در نظر گرفته شد.
to show, point out, or suggest the existence, presence, or nature of something

دال بر چیزی بودن, نشانه چیزی بودن
نمودار یک روند در فروش را نشان میدهد.
a person who moves to a new area to live and establish a community

مهاجر, ساکن
گاهی اوقات درگیریهایی بین مهاجران و جوامع محلی به وجود میآمد.
a small piece or part that has broken off from a larger whole, often referring to objects or materials

قطعه
کارآگاه تکههای شیشه را نزدیک پنجره شکسته پیدا کرد، که نشاندهنده یک سرقت است.
pots, dishes, etc. that are made of clay by hand and then baked in a kiln to be hardened

سفال
a container which is round, deep, and typically made of metal, used for cooking

قابلمه, دیگ
آنها ماکارونی را در یک قابلمه بزرگ پختند، نمک را به آب جوش اضافه کردند.
to keep something in a particular place for later use, typically in a systematic or organized manner

ذخیره کردن, انبار کردن
موزه آثار ارزشمند خود را در اتاقهای کنترلشده آب و هوا ذخیره میکند تا از آسیب جلوگیری کند.
burning with flames

سوزان, آتشین
آتش کمپ آنها صبح هنوز روشن بود.
small enclosed area or field where horses are kept, exercised, or prepared before a race

پادوک, محوطه کوچک اسب
مقامات مسابقه اسبها را در پدوک بر اساس موقعیتهای شروعشان ردیف کردند.
(of sheep, cows, etc.) to feed on the grass in a field

چراندن, علف خوردن
چوپان گله را برای چریدن به دامنه کوه برد.
anything that proves the truth or possibility of something, such as facts, objects, or signs

مدرک, شاهد
اسناد و اشیاء تاریخی به عنوان شواهد ارزشمندی برای درک تمدنها و رویدادهای گذشته عمل میکنند.
a small area of land intended or marked for a particular use such as gardening

قطعه (زمین)
او آخر هفته را به وجین کردن قطعه زمین خود در باغ جامعه گذراند.
to provide the necessary nourishment or resources needed for survival or well-being

حفظ کردن, ادامه دادن
سازمان خیریه با ارائه غذا به افراد بیخانمان کمک میکند تا حفظ شوند.
a large family group consisting of parents and children that might also include grandparents, aunts, or uncles

خانواده گسترده
خانواده گسترده به بزرگ کردن بچهها کمک کرد، مراقبت و راهنمایی بیشتری فراهم کرد.
moving animals from one area to another regularly so the grass has time to grow back

چرخشی, دورانی
آنها از یک سیستم چرخشی برای جابجایی گاوها در میان چراگاههای مختلف استفاده میکنند.
the act of allowing animals to eat too much grass in an area, which damages the land and prevents new grass from growing

چرای بیش از حد, چرای بی رویه
اثرات چرای بیرویه در مزارع آسیب دیده قابل مشاهده بود.
a return to a previous or normal state

بهبود
کشور پس از درگیری بر بازسازی تمرکز کرد.
happening the whole year

در طول سال
شرکت فرصتهای شغلی در طول سال را فراهم میکند و ثبات را برای کارکنانش ارائه میدهد.
a structure offering protection and privacy from danger

پناهگاه
آنها در یک پناهگاه موقت خوابیدند تا در امان بمانند.
to stop happening or existing

متوقف شدن, پایان یافتن
فریادها متوقف شد وقتی جمعیت از منطقه پراکنده شد.
in a sudden or unexpected manner

ناگهان, بیخبر
هوا به ناگهانی از آفتابی به طوفانی تغییر کرد.
one of the things that affects something or contributes to it

عامل, فاکتور
نزدیکی به مدارس خوب یک عامل تعیینکننده در انتخاب خانه جدیدشان بود.
to be one of the causes or reasons that helps something happen

تأثیر داشتن, نقش داشتن، موجب شدن
بینشهای او در توسعه ایده نوآورانه مشارکت داشت.
the conditions or factors that surround and influence a particular situation

شرایط, وضعیت
درک شرایط پشت تصمیم برای درک آن حیاتی است.
causing or resulting in a specific outcome

زایشی, تناسلی، تولیدکننده، زادولدی
سیاستهای اقتصادی باید تولیدکننده ثبات بلندمدت باشند.
to be the cause of something

منجر (به چیزی) شدن, ختم شدن
نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی میتواند منجر به عواقب فاجعهبار شود.
the act of leaving someone or something behind, usually without care or intention to return

رها کردن, ترک کردن
رها کردن پروژه باعث تاخیر در برنامه کاری شد.
a plant that is grown for food over large areas of land

محصول
این منطقه به محصول سیب خود معروف است که به سراسر جهان صادر میشود.
the process of changing the crops grown in a particular field each season to maintain soil health and reduce pests

چرخش زراعی, تناوب کشت
با تناوب کشت، هر سال از گیاهان مختلفی برای محافظت از محیط زیست استفاده میشود.
to a specific extent or degree

تا حدی, نسبتاً
نقاشی تا حدی انتزاعی و تا حدی واقعگرایانه است.
being the main cause of something

مسبب, موجب، عامل، باعث
سیمکشی معیوب مسئول آتشسوزی تشخیص داده شد.
involving a lot of effort, attention, and activity in a short period of time

شدید, قوی
او یک دوره فشرده انگلیسی گذراند.
able to continue for a long period of time

پایدار
شهر در گزینههای حمل و نقل پایدار مانند خطوط دوچرخهسواری و حمل و نقل عمومی سرمایهگذاری کرد تا از ترافیک کم کند.
related to the weather of a specific area

اقلیمی, مربوط به آبوهوا
مستند به بررسی تأثیر فعالیتهای انسانی بر الگوهای آب و هوایی جهانی و محیط زیست میپردازد.
to a specific degree, particularly when compared to other similar things

نسبتاً, به طور نسبی
توضیح او نسبتاً واضح بود، اگرچه هنوز کمی گیجکننده بود.
(of weather) characterized by a lack of precipitation

بدون باران
شرایط خشک برای پیادهروی ایدهآل بود، زیرا مسیرها محکم و آسان برای پیمودن بودند.
related to the study or exploration of human history and prehistory through the excavation of artifacts and sites

باستانشناسی
اکتشاف باستانشناسی یک مقبره دفن شده مربوط به دوران فراعنه را کشف کرد.
to take responsibility for something and start to do it

بر عهده گرفتن, آغاز کردن
تیم یک بررسی جامع از پروژه را انجام میدهد تا زمینههای بهبود را شناسایی کند.
the act or process of gathering evidence or facts of a matter in a scientific and systematic way

تحقیق, بررسی
دانشگاه یک تحقیق در مورد اثرات داروی جدید از طریق آزمایشها و آزمونهای کنترل شده انجام داد.
to impose limits or regulations on someone or something, typically to control or reduce its scope or extent

محدود کردن, ممنوع کردن
شرکتهای هواپیمایی ممکن است اندازه و وزن بار همراه را برای ایمنی مسافران محدود کنند.
to provide accommodation for someone, typically by giving them a place to live

اسکان دادن, جا دادن
در طول ماههای زمستان، پناهگاه درهای خود را برای اسکان دادن به کسانی که به دنبال گرما و امنیت هستند باز میکند.
a change toward a smaller, lower, or reduced state

کاهش
سطح آب رودخانه در طول خشکسالی دچار کاهش شد.
the process of new growth returning after something has been removed, damaged, or lost

رشد مجدد, باززایی
رشد مجدد صخرههای مرجانی فرآیندی کند اما مهم است.
to find or discover something by searching for its features, characteristics, or details

شناسایی, تعیین
آنها رفتند تا مشخص کنند ویرانهها کجا قرار داشتند.
