کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (2) در کتاب درسی آکادمیک کمبریج آیلتس 19 را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

to escape [فعل]
اجرا کردن

فرار کردن

Ex: The heat escapes through poorly insulated walls .

گرما از طریق دیوارهای عایق‌بندی نشده فرار می‌کند.

innovation [اسم]
اجرا کردن

نوآوری

Ex: Many industries rely on innovation to stay ahead of competitors .

صنایع بسیاری برای پیشی گرفتن از رقبا به نوآوری متکی هستند.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

دال بر چیزی بودن

Ex: The thermometer indicates that the temperature is rising .
fragment [اسم]
اجرا کردن

قطعه

Ex: He glued together the fragments of the vase that had shattered on the floor .

او تکه‌های گلدانی که روی زمین شکسته بود را به هم چسباند.

pot [اسم]
اجرا کردن

قابلمه

Ex: The chef used a stainless steel pot to prepare the sauce .

آشپز از یک قابلمه استیل ضد زنگ برای تهیه سس استفاده کرد.

to store [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex: The company stores its inventory in a warehouse until it 's ready to be shipped .

شرکت موجودی خود را در یک انبار ذخیره می‌کند تا زمانی که آماده ارسال باشد.

alight [صفت]
اجرا کردن

سوزان

Ex:

پیراهنش در حین پخت و پز آتش گرفت.

paddock [اسم]
اجرا کردن

پادوک

Ex: The veterinarian checked each horse 's health in the paddock .

دامپزشک سلامت هر اسب را در پدوک بررسی کرد.

to graze [فعل]
اجرا کردن

چراندن

Ex: The horses were content as they grazed on the lush green grass .

اسب‌ها راضی بودند در حالی که می‌چریدند روی چمن سبز و پرپشت.

evidence [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The detective collected fingerprints and other forensic evidence from the crime scene to aid in the investigation .
plot [اسم]
اجرا کردن

قطعه (زمین)

Ex: The plot behind their home was perfect for a small orchard .

قطعه زمین پشت خانه آنها برای یک باغ کوچک میوه عالی بود.

to sustain [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: The farmer worked hard to sustain his family by growing crops and raising animals .

کشاورز سخت کار کرد تا با کشت محصولات و پرورش حیوانات، خانواده‌اش را تأمین کند.

اجرا کردن

خانواده گسترده

Ex: His extended family includes relatives from different parts of the world , making their gatherings very diverse .

خانواده گسترده او شامل خویشاوندانی از نقاط مختلف جهان می‌شود که گردهمایی‌های آنها را بسیار متنوع می‌کند.

rotational [صفت]
اجرا کردن

چرخشی

Ex: Rotational grazing keeps the land healthy and productive .

چرای چرخشی زمین را سالم و بارور نگه می‌دارد.

overgrazing [اسم]
اجرا کردن

چرای بیش از حد

Ex:

مزرعه از چرای بیش از حد رنج می‌برد، که کشت محصولات را دشوار می‌کرد.

recovery [اسم]
اجرا کردن

بهبود

Ex: Wildlife populations showed gradual recovery after the fire .
year-round [صفت]
اجرا کردن

در طول سال

Ex: The resort boasts year-round amenities , making it a popular destination for all seasons .

این مجتمع تفریحی امکانات در طول سال را ارائه می‌دهد که آن را به مقصدی محبوب برای تمام فصول تبدیل کرده است.

shelter [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه

Ex: The park has shelters for picnics .
to cease [فعل]
اجرا کردن

متوقف شدن

Ex: With the new law in effect , the illegal activity ceased entirely .

با قانون جدید در حال اجرا، فعالیت غیرقانونی کاملاً متوقف شد.

abruptly [قید]
اجرا کردن

ناگهان

Ex: He left the room abruptly , leaving everyone confused .

او ناگهانی اتاق را ترک کرد، همه را سردرگم گذاشت.

factor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Lack of sleep can be a contributing factor to decreased productivity at work .

کمبود خواب می‌تواند یک عامل مؤثر در کاهش بهره‌وری در کار باشد.

اجرا کردن

تأثیر داشتن

Ex: His hard work contributed to the project 's success .

سخت‌کوشی او به موفقیت پروژه کمک کرد.

اجرا کردن

شرایط

Ex:

در برخی شرایط، می‌توان استثناهایی برای قاعده در نظر گرفت.

productive [صفت]
اجرا کردن

زایشی

Ex: Thoughtful discussions are productive of new ideas and insights .

بحث‌های اندیشمندانه منجر به ایده‌ها و بینش‌های جدید می‌شوند.

to lead [فعل]
اجرا کردن

منجر (به چیزی) شدن

Ex: Reckless driving can lead to accidents .

رانندگی بی‌پروا می‌تواند منجر به تصادفات شود.

abandonment [اسم]
اجرا کردن

رها کردن

Ex: The abandonment of the car on the highway created a traffic hazard .

رها کردن ماشین در بزرگراه یک خطر ترافیکی ایجاد کرد.

crop [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: They rotated their crop of soybeans to maintain soil fertility .

آنها محصول سویای خود را چرخاندند تا حاصلخیزی خاک را حفظ کنند.

rotation [اسم]
اجرا کردن

چرخش زراعی

Ex: They used a simple rotation of corn and beans to keep the land healthy .

آنها از یک تناوب ساده ذرت و لوبیا برای حفظ سلامت زمین استفاده کردند.

partly [قید]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: Her anger was partly justified .

خشم او تا حدی موجه بود.

responsible [صفت]
اجرا کردن

مسبب

Ex: The heavy rain was responsible for the flooding in the area .

باران شدید مسئول سیل در منطقه بود.

intensive [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The intensive training program prepared them for the upcoming competition in just two weeks .

برنامه آموزشی فشرده آنها را در عرض تنها دو هفته برای رقابت آینده آماده کرد.

sustainable [صفت]
اجرا کردن

پایدار

Ex: The athlete 's rigorous training regimen was not sustainable and resulted in frequent injuries .

برنامه تمرینی سخت ورزشکار پایدار نبود و منجر به آسیب‌های مکرر شد.

climatic [صفت]
اجرا کردن

اقلیمی

Ex: Urban planners consider climatic data when designing buildings to ensure they are energy-efficient and resilient to extreme weather events .

برنامه‌ریزان شهری داده‌های آب و هوایی را هنگام طراحی ساختمان‌ها در نظر می‌گیرند تا اطمینان حاصل شود که آن‌ها انرژی‌کارآمد و مقاوم در برابر رویدادهای آب و هوایی شدید هستند.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

dry [صفت]
اجرا کردن

بدون باران

Ex: After several days of dry weather , the farmers began to worry about their crops .

پس از چند روز هوای خشک، کشاورزان شروع به نگرانی در مورد محصولات خود کردند.

اجرا کردن

باستان‌شناسی

Ex:

محوطه باستان‌شناسی به دقت حفظ شد تا اهمیت تاریخی آن محافظت شود.

اجرا کردن

بر عهده گرفتن

Ex: Volunteers undertake community projects to contribute positively to their surroundings .

داوطلبان به عهده می‌گیرند پروژه‌های جامعه را برای کمک مثبت به محیط اطرافشان.

اجرا کردن

تحقیق

Ex: The investigation into the engineering failure required precise measurements and expert analysis .

تحقیق در مورد شکست مهندسی نیاز به اندازه‌گیری‌های دقیق و تحلیل تخصصی داشت.

to restrict [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: She decided to restrict her social media use to focus more on her studies .

او تصمیم گرفت استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کند تا بیشتر روی درس‌هایش تمرکز کند.

to house [فعل]
اجرا کردن

اسکان دادن

Ex: The university will house international students in dormitories on campus .

دانشگاه دانشجویان بین‌المللی را در خوابگاه‌های داخل محوطه دانشگاه اسکان خواهد داد.

decline [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: The decline of traditional industries has affected the local economy .
regrowth [اسم]
اجرا کردن

رشد مجدد

Ex: The doctor said the regrowth of his hair would take time .

دکتر گفت که رویش مجدد موهای او زمان خواهد برد.

to identify [فعل]
اجرا کردن

شناسایی

Ex: The hikers were able to identify the trail after looking at the map .

کوهنوردان توانستند پس از نگاه کردن به نقشه، مسیر را شناسایی کنند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)