کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (3) در کتاب دوره آکادمیک Cambridge IELTS 19 را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to retain [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Individuals who maintain a healthy lifestyle and balanced diet are more likely to retain good physical and mental well-being as they age .

افرادی که سبک زندگی سالم و رژیم غذایی متعادل را حفظ می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که با افزایش سن حفظ سلامتی جسمی و روانی خوبی داشته باشند.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

اجرا کردن

شرایط

Ex:

در برخی شرایط، می‌توان استثناهایی برای قاعده در نظر گرفت.

remarkable [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده

Ex: The remarkable resilience of the community in the face of adversity inspired others .

انعطاف‌پذیری قابل توجه جامعه در برابر سختی‌ها دیگران را الهام بخشید.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اجرا کردن

مادر/پدر مجرد

Ex: The community rallied around the single parent , offering support and assistance during tough times .

جامعه حول والدین تنها جمع شدند، در زمان‌های سخت حمایت و کمک ارائه دادند.

اجرا کردن

محروم

Ex: The nonprofit organization provided assistance to disadvantaged communities affected by natural disasters .

سازمان غیرانتفاعی به جوامع محروم آسیب‌دیده از بلایای طبیعی کمک ارائه داد.

to uncover [فعل]
اجرا کردن

آشکار کردن

Ex: Recent studies have uncovered new information about the behavior of migratory birds .

مطالعات اخیر اطلاعات جدیدی درباره رفتار پرندگان مهاجر کشف کرده‌اند.

to value [فعل]
اجرا کردن

ارج نهادن

Ex: The school values extracurricular activities to enhance students ' overall development .

مدرسه ارزش قائل است برای فعالیت‌های فوق برنامه به منظور بهبود رشد کلی دانش‌آموزان.

immediate [صفت]
اجرا کردن

فوری

Ex: She shares a strong bond with her immediate family .

او با خانواده بلافصل خود پیوندی قوی دارد.

اجرا کردن

خانواده گسترده

Ex: His extended family includes relatives from different parts of the world , making their gatherings very diverse .

خانواده گسترده او شامل خویشاوندانی از نقاط مختلف جهان می‌شود که گردهمایی‌های آنها را بسیار متنوع می‌کند.

to keep [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex: The weather keeps getting colder

هوا مدام سردتر می‌شود.

epitome [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: Their restored Victorian home was the epitome of elegant vintage charm .

خانه ویکتوریایی بازسازی شده آنها نمونه کامل جذابیت کلاسیک شیک بود.

اجرا کردن

عزم

Ex: His determination to improve inspired others around him .

عزم او برای بهبود، الهام‌بخش اطرافیانش بود.

rejection [اسم]
اجرا کردن

the condition or experience of being refused, dismissed, or turned down

Ex: He faced professional rejection early in his career .
intellect [اسم]
اجرا کردن

هوش

Ex: The debate challenged his intellect and reasoning skills .

مناظره عقل و مهارت‌های استدلالی او را به چالش کشید.

اجرا کردن

در نظر گرفتن به عنوان

Ex: She regards him as a talented artist.

او او را به عنوان یک هنرمند با استعداد در نظر می‌گیرد.

holder [اسم]
اجرا کردن

دارنده

Ex: As the holder of the deed , she had full ownership of the property .

به عنوان دارنده سند، او مالکیت کامل ملک را داشت.

prestigious [صفت]
اجرا کردن

باوقار

Ex: Being invited to speak at the prestigious conference was a career highlight for the scientist .

دعوت شدن برای سخنرانی در کنفرانس معتبر، نقطه عطفی در کارنامه علمی دانشمند بود.

اجرا کردن

ریاضیدان

Ex: Many people admire the mathematician for his ability to explain complex ideas simply .

بسیاری از مردم به ریاضیدان به خاطر توانایی اش در توضیح ایده های پیچیده به سادگی تحسین می کنند.

inquiring [صفت]
اجرا کردن

کنجکاو

Ex:

ذهن‌های پرسشگر اغلب به دنبال پاسخ به سوالاتی هستند که دیگران ممکن است نادیده بگیرند.

to [go] smoothly [عبارت]
اجرا کردن

بدون مشکل پیش رفتن

Ex: They hoped the transition to the new system would go smoothly .
extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

appeal [اسم]
اجرا کردن

جذابیت

Ex: They focused on the product 's appeal to younger audiences .

آن‌ها بر جذابیت محصول برای مخاطبان جوان تمرکز کردند.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: Despite setbacks , she remained determined to pursue her dream career .

علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.

to intrigue [فعل]
اجرا کردن

کنجکاو کردن

Ex:

پیام مرموز روی نقشه قدیمی، گنج‌یابان را کنجکاو می‌کند و آنها را به ماجراجویی می‌کشاند.

devoted [صفت]
اجرا کردن

فداکار

Ex: The caregiver showed devoted care to the elderly residents , treating them with kindness and patience .

مراقب، مراقبت فداکارانه را به ساکنین سالخورده نشان داد، با مهربانی و صبر با آنها رفتار کرد.

innovative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: As an innovative scientist , he developed groundbreaking technology .

به عنوان یک دانشمند نوآور، او فناوری پیشگامانه ای را توسعه داد.

اجرا کردن

رضایت

Ex: Cracking the code after hours of work brought a surge of satisfaction , a reward for his perseverance .

شکستن کد پس از ساعات کار، موجی از رضایت به همراه آورد، پاداشی برای پشتکار او.

intent [صفت]
اجرا کردن

مصمم

Ex: Despite the challenges , she remained intent on pursuing her dream of becoming a doctor .

علیرغم چالش‌ها، او مصمم به دنبال کردن رویای خود برای تبدیل شدن به یک پزشک باقی ماند.

to end up [فعل]
اجرا کردن

کار به جایی رسیدن

Ex: Sometimes life takes unexpected turns , and you might end up in a career you had n't initially considered .

گاهی زندگی چرخش‌های غیرمنتظره‌ای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.

اجرا کردن

ذهنی

Ex: Intellectual challenges encourage personal growth and development .

چالش‌های فکری رشد و توسعه شخصی را تشویق می‌کنند.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

discipline [اسم]
اجرا کردن

an organized set of rules or methods governing behavior or practice

Ex: The code outlines the discipline expected of members .
staff [اسم]
اجرا کردن

پرسنل

Ex: The management provided lunch for the entire staff today .

مدیریت امروز ناهار را برای تمام کارکنان فراهم کرد.

peer [اسم]
اجرا کردن

همتا

Ex: The research team consisted of peers from various disciplines , each bringing unique perspectives to the project .

تیم تحقیقاتی از همتایان از رشته‌های مختلف تشکیل شده بود که هر کدام دیدگاه‌های منحصربه‌فردی به پروژه می‌آوردند.

spirit [اسم]
اجرا کردن

a core emotional or motivating force that shapes a person's character

Ex:
to surpass [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex: The new technology aims to surpass existing standards in terms of efficiency and functionality .

فناوری جدید به دنبال فراتر رفتن از استانداردهای موجود در زمینه کارایی و عملکرد است.

expert [صفت]
اجرا کردن

متخصص

Ex:

با دقت متخصص، جراح عمل ظریف را بدون نقص انجام داد.

اجرا کردن

تمرین (بدنی)

Ex: The doctor recommended more physical exercise for better fitness .

پزشک ورزش بدنی بیشتری را برای تناسب اندام بهتر توصیه کرد.

crucial [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Feedback from customers is crucial for improving product quality .
to raise [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The government raises taxes to fund public services .

دولت برای تأمین مالی خدمات عمومی مالیات‌ها را افزایش می‌دهد.

relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: They had a relevant discussion about the implications of the new policy .

آنها یک بحث مرتبط در مورد پیامدهای سیاست جدید داشتند.

demanding [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex:

تعادل بین تکالیف مدرسه و فعالیت‌های فوق‌برنامه می‌تواند برای دانش‌آموزان سخت باشد و نیاز به مدیریت زمان و سازماندهی دارد.

penultimate [صفت]
اجرا کردن

یکی‌به‌آخرمانده

Ex: As a crucial step before the final baking , sprinkle the chopped nuts over the batter in the penultimate step of the recipe .

به عنوان یک گام حیاتی قبل از پخت نهایی، آجیل خرد شده را روی خمیر در مرحله یکی مانده به آخر دستور پاشید.

deprived [صفت]
اجرا کردن

محروم

Ex: The deprived family struggled to put food on the table each day .

خانواده محروم هر روز برای گذاشتن غذا روی میز تقلا می‌کرد.

nourishing [صفت]
اجرا کردن

مغذی

Ex: The nourishing smoothie included spinach , banana , and almond milk for a healthy , nutrient-rich option .

اسموتی مغذی شامل اسفناج، موز و شیر بادام برای یک گزینه سالم و غنی از مواد مغذی بود.

guidance [اسم]
اجرا کردن

راهنمایی

Ex: The spiritual leader offered guidance to members of the community , providing wisdom and support during times of crisis .

رهبر معنوی راهنمایی را به اعضای جامعه ارائه داد، در زمان‌های بحران خرد و حمایت فراهم کرد.

اجرا کردن

کامل درک کردن

Ex: She quickly recognized the need for better communication within the team .

او به سرعت تشخیص داد که نیاز به ارتباط بهتر در تیم وجود دارد.

اجرا کردن

پیشگامانه

Ex:

نمایشگاه انقلابی هنرمند مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)