Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (2)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to clear an area of trees, typically by cutting them down extensively

جنگلزدایی کردن, درختبری کردن، درختزدایی کردن
تابستان گذشته، پروژه ساخت و ساز بخش بزرگی از منظر را از بین برد.
involving a significant numbers of people or a vast area

در مقیاس بزرگ, وسیع
پروژههای ساختمانی در مقیاس بزرگ اغلب به زمان و منابع قابل توجهی نیاز دارند.
including many specific elements or pieces of information

مفصل, باجزئیات
نقشه دارای نشانههای جزئینگرانهای بود که تمام مسیرهای پیادهروی در پارک ملی را نشان میداد.
conforming to the most recent developments, updates, or facts

به روز, آپدیت شده
مطمئن شوید که نرمافزار شما بهروز است تا از هرگونه مشکل امنیتی جلوگیری کنید.
to find or discover something by searching for its features, characteristics, or details

شناسایی, تعیین
پزشک پس از آزمایشها علت بیماری را شناسایی کرد.
the fact or condition of being regarded or treated as more important than others

اولویت, ارجحیت
او پس از ارتقاء شغلی، خانوادهاش را اولویت اصلی خود قرار داد.
an action, treatment, or manipulation that is introduced by researchers to test its effects on variables of interest

مداخله
مداخله جوانان در معرض خطر را هدف قرار داد و هدف آن بهبود عملکرد تحصیلی و کاهش نرخ ترک تحصیل بود.
a flying vehicle such as an aircraft that is controlled from afar and has no pilot

پهپاد, هواپیمای بیسرنشین
پهپادها اغلب در کشاورزی برای نظارت بر سلامت محصولات و مدیریت مزارع به طور مؤثر استفاده میشوند.
something such as a hammer, saw, etc. that is held in the hand and used for a specific job

ابزار, وسیله
پیچگوشتی یک ابزار همهکاره است که برای سفت یا شل کردن پیچها استفاده میشود.
to give a higher level of importance or urgency to a particular task, goal, or objective compared to others

اولویتبندی کردن
تیم اولویت را به اقدامات ایمنی بالاتر از همه چیز در طول پروژه داد.
to carefully check the quality, activity, or changes of something or someone for a period of time

نظارت کردن, بررسی کردن
to measure or express something as a number or amount

اندازه گیری, کمیت سنجی
اقتصاددان نرخ تورم را با استفاده از روشهای آماری کمی خواهد کرد.
to destroy something completely

ویران کردن, نابود کردن
از دست دادن شغلش به طور غیرمنتظره ویران کرد برنامههایش برای آینده را.
to care for and raise animals until they reach maturity

پرورش دادن, مراقبت کردن
او اسبها را برای مسابقه پرورش میدهد.
large farm animals, such as cows and bulls, raised for meat, milk, or labor

گاوها (اعم از نر و ماده), دام
آنها دامها را هم برای تولید لبنیات و هم برای تولید گوشت پرورش میدهند.
the act of cutting down trees to use their wood

چوببری, درختبری
صنعت چوببری هزاران کارگر را در جوامع روستایی به کار میگیرد.
to choose someone or something out of a group of people or things

انتخاب کردن
کاپیتان تیم بازیکنان را برای مسابقه آینده انتخاب خواهد کرد.
to finally accomplish a desired goal after dealing with many difficulties

رسیدن (به هدف), موفق شدن
تیم تحقیقاتی بیوقفه همکاری کردند تا به یک پیشرفت در علوم پزشکی دست یابند، که منجر به یک کشف انقلابی شد.
before the present moment or a specific time

قبلاً, سابقاً
من پیش از این برای یک کنفرانس از شهر دیدن کرده بودم قبل از اینکه برای کار به اینجا نقل مکان کنم.
an area of land on which something is, was, or will be constructed

مکان, محل
باستانشناسان محل دفن باستانی را حفاری کردند تا اشیاء را کشف کنند.
(of human activities or natural forces) to gradually break down rocks, mountains, hills, etc.

موجب فرسایش شدن
عملیات معدنکاری به شدت زمین را تخریب کرده است.
the process of extracting valuable minerals or other materials from the earth

معدنکاری, استخراج معدن
صنعت معدنکاری منجر به رشد اقتصادی و چالشهای زیستمحیطی شده است.
a gray powdery substance that becomes hard if it is mixed with water and sand, used for construction purposes such as sticking bricks of a wall together

سیمان
پیادهروها ترک خورده و ناهموار بودند، نیاز به تعمیر و سیمان تازه داشتند.
a soft, sweet fruit with a thin skin and many small seeds, often eaten fresh or dried

انجیر
انجیر خشک یک میانوعده محبوب در بسیاری از فرهنگها است.
a central element or factor that provides essential support or cohesion to a system or concept

اساس, شالوده، بنیاد
انرژی تجدیدپذیر سنگ بنای برنامه پایداری شهر است.
to actively influence or impact a situation, event, or outcome

ایفا کردن
نگرش مثبت او نقش کلیدی در انگیزه دادن به تیم برای دستیابی به اهدافشان ایفا کرد.
to make sure that something will happen

اطمینان حاصل کردن
چکلیست اطمینان میدهد که همه وظایف لازم تکمیل شدهاند.
the ability to recover from difficult situations

انعطاف پذیری
پس از حادثه، انعطافپذیری سرباز خانواده و دوستانش را برای حمایت از او در مسیر بهبودی الهام بخشید.
absolutely necessary and of great importance

حیاتی, لازم، ضروری
ارتباط خوب برای کار تیمی موثر حیاتی است.
a small living part of a plant that when put in the ground, grows into a new one

بذر, دانه
با مراقبت و توجه مناسب، حتی کوچکترین دانه نیز پتانسیل رشد به یک درخت بلند را دارد.
suitable or acceptable for a given situation or purpose

مناسب, درست
شرکت منابع مناسب را برای کارمندان جدید فراهم کرد.
connected to the parts of the DNA in cells, called genes, that determine hereditary traits

ژنتیکی
ویژگیهایی مانند رنگ چشم و قد تحت تأثیر عوامل ژنتیکی به ارث رسیده از والدین قرار دارند.
the presence of a variety of distinct characteristics within a group

تنوع, گوناگونی
دانشگاه تنوع را از طریق برنامههای دانشجویی بینالمللی خود جشن میگیرد و ذهنهای جوان را از سراسر جهان گرد هم میآورد.
(biology) an organism that has characteristics resulting from chromosomal alteration

تنوع, جهش
in a way that is true in most cases

معمولاً, غالباً
کودکان معمولاً تا یک سالگی راه رفتن را یاد میگیرند.
to adjust oneself to fit into a new environment or situation

سازگار شدن
تیم به دینامیکهای در حال تغییر کار از راه دور خو گرفته است.
a permanent change in global or regional climate patterns, including temperature, wind, and rainfall

تغییر آبوهوایی, تغییر اقلیمی
تغییر آب و هوا باعث تغییر در روشهای کشاورزی میشود.
after doing or considering everything

در نهایت, در پایان
علیرغم مواجهه با چالشها در طول راه، آنها در نهایت در راهاندازی محصول موفق شدند.
in an earlier period

سابقاً, قبلاً
جین پیشتر در پاریس زندگی میکرد قبل از اینکه به خاطر کار جدیدش به لندن نقل مکان کند.
a large, open, and grass-covered area

علفزار, مرتع
مرتع برای مایلها بدون درخت کشیده شده است.
an area of land characterized by its soil, water, and vegetation, where the water table is at or near the surface for a significant part of the year

تالاب, باتلاق
باتلاقهای مانگرو تالابهای ساحلی هستند که با پوشش گیاهی مقاوم به نمک، مانند درختان مانگرو مشخص میشوند.
a nonmetal element that can be found in all organic compounds and living things

کربن
کربن پایه شیمی آلی را تشکیل میدهد و در تمام موجودات زنده وجود دارد.
providing benefits or favorable circumstances

سودمند, مفید
موقعیت مزیتآمیز به ما اجازه داد تا شرایط بهتری را مذاکره کنیم.
relating to activities done for enjoyment or leisure, rather than for work or other obligations

تفریحی
لیگهای ورزشی تفریحی فرصتهایی برای تعامل اجتماعی و رقابت دوستانه فراهم میکنند.
to use someone or something in an unfair way, which is only advantageous to oneself

استثمار کردن, به نفع خود استفاده کردن
افراد صاحب قدرت ممکن است از نفوذ خود سوءاستفاده کنند تا دیگران را برای منافع شخصی دستکاری کنند.
to take in and hold something, like an atom, molecule, or particle, during a physical, chemical, or technical process

گرفتن, نگه داشتن
دانشمندان مطالعه میکنند که چگونه مولکولها الکترونها را به دام میاندازند.
