کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to access [فعل]
اجرا کردن

دسترسی پیدا کردن (اطلاعات)

Ex:
اجرا کردن

محرمانگی

Ex: Online platforms implement robust confidentiality measures to secure user data and privacy .

پلتفرم‌های آنلاین اقدامات محرمانگی قوی را برای ایمن‌سازی داده‌ها و حریم خصوصی کاربران پیاده‌سازی می‌کنند.

data [اسم]
اجرا کردن

داده‌ها

Ex: The student conducted surveys to gather data for their research project .

دانشجو برای جمع‌آوری داده‌ها برای پروژه تحقیقاتی خود نظرسنجی‌هایی انجام داد.

conclusion [اسم]
اجرا کردن

نتیجه‌گیری

Ex: He drew a conclusion from the results of the experiment .

او از نتایج آزمایش یک نتیجه‌گیری کرد.

significant [صفت]
اجرا کردن

معنادار

Ex: The test results were statistically significant , confirming the hypothesis with a high degree of certainty .

نتایج آزمون از نظر آماری معنادار بودند، که فرضیه را با درجه بالایی از اطمینان تأیید می‌کرد.

to suspect [فعل]
اجرا کردن

شک کردن

Ex: When the famous artifact went missing , some historians suspected an inside job at the museum .

وقتی اثر معروف ناپدید شد، برخی از مورخان به یک کار داخلی در موزه مشکوک شدند.

to submit [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: The students must submit their assignments by the end of the week .

دانشجویان باید تکالیف خود را تا پایان هفته ارسال کنند.

outline [اسم]
اجرا کردن

خلاصه

Ex: He jotted down a rough outline of the novel 's plot before writing the first draft .

او قبل از نوشتن پیش‌نویس اول، یک طرح کلی از داستان رمان را یادداشت کرد.

to fill in [فعل]
اجرا کردن

پر کردن (فرم و...)

Ex:

او از او خواست که فرم را پر کند.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

to find out [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex:

ما باید حقیقت را در مورد این وضعیت کشف کنیم.

particular [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: The report focuses on a particular segment of the population , namely elderly citizens .

این گزارش بر روی بخش خاصی از جمعیت، یعنی شهروندان سالخورده تمرکز دارد.

necessarily [قید]
اجرا کردن

لزوما

Ex: If it rains , it does n't necessarily mean the event will be canceled ; there might be an indoor alternative .

اگر باران ببارد، این لزوماً به این معنی نیست که رویداد لغو خواهد شد؛ ممکن است یک گزینه در فضای داخلی وجود داشته باشد.

finding [اسم]
اجرا کردن

یافته (علمی)

Ex:

یافته‌های اخیر او می‌تواند نحوه درک ما از تغییرات آب و هوایی را تغییر دهد.

inevitable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The breakup was an inevitable consequence of their constant disagreements .

جدایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر اختلافات مداوم آنها بود.

اجرا کردن

از نظر علمی بررسی کردن

Ex: Researchers investigate the behavior of certain species in their natural habitat .

محققان رفتار گونه‌های خاصی را در زیستگاه طبیعی‌شان بررسی می‌کنند.

اجرا کردن

تجربی

Ex: The experimental design included control groups to compare the effectiveness of different treatments .

طرح آزمایشی شامل گروه‌های کنترل برای مقایسه اثربخشی درمان‌های مختلف بود.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

تغذیه

Ex: Her passion for nutrition led her to pursue a career as a dietitian , helping others improve their health and well-being through proper nutrition .

اشتیاق او به تغذیه او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای به عنوان متخصص تغذیه سوق داد، به دیگران کمک می‌کند تا سلامت و رفاه خود را از طریق تغذیه مناسب بهبود بخشند.

supplement [اسم]
اجرا کردن

an additional component or element that enhances or improves the capability of something

Ex: The coach introduced a supplement to improve the team 's strategy .
rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

broad [صفت]
اجرا کردن

گسترده (از نظر موضوعات)

Ex: The conference attracted a broad audience , including professionals from various industries .

کنفرانس مخاطبان وسیعی را جذب کرد، از جمله متخصصان از صنایع مختلف.

to get on [فعل]
اجرا کردن

پیش رفتن

Ex: His financial investments have been getting on brilliantly , resulting in significant profits .

سرمایه‌گذاری‌های مالی او پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشته‌اند که منجر به سودهای قابل‌توجهی شده‌است.

later on [قید]
اجرا کردن

بعدها

Ex:

او اطلاعات بیشتری بعداً در پروژه ارائه خواهد داد.

practical [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: His practical knowledge of the industry helped him navigate challenges effectively .

دانش عملی او از صنعت به او کمک کرد تا چالش‌ها را به طور مؤثر پشت سر بگذارد.

to struggle [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن (با وجود چالش‌ها)

Ex: The hikers struggled up the steep hill , each step more tiring than the last .

کوهنوردان برای بالا رفتن از تپه شیبدار تلاش می‌کردند، هر قدم خسته‌کننده‌تر از قدم قبل.

variable [اسم]
اجرا کردن

تغییرپذیر

Ex: The study accounted for every variable that might affect the results , such as time and location .

مطالعه هر متغیر که ممکن است بر نتایج تأثیر بگذارد، مانند زمان و مکان را در نظر گرفت.

discipline [اسم]
اجرا کردن

the personal quality of behaving properly and keeping one's actions under control

Ex: Good discipline kept the team focused .
اجرا کردن

بیکار نشستن

Ex: The unemployed man sat around all day , waiting for the phone to ring .

مرد بیکار تمام روز بی‌کار نشسته بود، منتظر زنگ تلفن.

result [اسم]
اجرا کردن

نتیجه (مسابقه و...)

Ex: The surprising turn of events changed the entire result of the game .

چرخش غافلگیرکننده رویدادها تمام نتیجه بازی را تغییر داد.

to repeat [فعل]
اجرا کردن

دوباره انجام دادن

Ex: The chef repeated the recipe to ensure it was flawless .

آشپز دستور غذا را تکرار کرد تا مطمئن شود که بی‌نقص است.

engagement [اسم]
اجرا کردن

مشارکت

Ex: His engagement in the community has made a big difference .

مشارکت او در جامعه تفاوت بزرگی ایجاد کرده است.

genetic [صفت]
اجرا کردن

ژنتیکی

Ex:

تکنیک‌های ژنتیکی مهندسی به دانشمندان اجازه می‌دهد تا DNA موجودات را برای اهداف مختلف، مانند بهبود محصولات یا تحقیقات پزشکی، تغییر دهند.

structure [اسم]
اجرا کردن

ساختار

Ex: The plant 's root structure anchors it to the soil and absorbs water .

ساختار ریشه گیاه آن را در خاک محکم می‌کند و آب را جذب می‌کند.

to wonder [فعل]
اجرا کردن

شک داشتن

Ex: I often wonder about the lives of people in different countries .

من اغلب در مورد زندگی مردم در کشورهای مختلف تعجب می‌کنم.

diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم غذایی

Ex: The athlete 's strict diet included protein shakes , grilled chicken , and plenty of vegetables to support muscle recovery .

رژیم سخت ورزشکار شامل شیک‌های پروتئینی، مرغ کبابی و مقدار زیادی سبزیجات برای حمایت از ریکاوری عضلات بود.

to record [فعل]
اجرا کردن

ضبط کردن

Ex: The nurse recorded the patient 's vital signs in the medical chart .

پرستار علائم حیاتی بیمار را در پرونده پزشکی ثبت کرد.

to link [فعل]
اجرا کردن

پیوند دادن

Ex: The study seeks to link diet and exercise habits to overall health outcomes .

این مطالعه به دنبال ارتباط دادن عادات رژیم غذایی و ورزش با نتایج کلی سلامت است.

state [اسم]
اجرا کردن

وضعیت

Ex: The garden was in a beautiful state with all the flowers in full bloom .

باغ در یک حالت زیبا با تمام گل‌ها در حال شکوفایی کامل بود.

methodology [اسم]
اجرا کردن

روش‌شناسی

Ex: She developed a new teaching methodology to improve student engagement in the classroom .

او یک روش‌شناسی جدید تدریس برای بهبود مشارکت دانش‌آموزان در کلاس توسعه داد.

as such [قید]
اجرا کردن

به عنوان چنین

Ex: He is not a leader as such , but people still follow him .

او یک رهبر به این معنا نیست، اما مردم هنوز او را دنبال می‌کنند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)