کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
textile [اسم]
اجرا کردن

پارچه

Ex: The museum displayed ancient textiles with intricate patterns .

موزه منسوجات باستانی با طرح‌های پیچیده را به نمایش گذاشت.

foundation [اسم]
اجرا کردن

بنیاد

Ex: The company 's success was built on a solid financial foundation and strategic planning .

موفقیت شرکت بر روی یک بنیان مالی محکم و برنامه‌ریزی استراتژیک ساخته شد.

اجرا کردن

متعلق به گذشته بودن

Ex: The manuscript discovered in the library archives dates back to the medieval period .

دستنوشته کشف شده در آرشیو کتابخانه به دوره قرون وسطی برمی‌گردد.

اجرا کردن

موتور بخار

Ex: The old train was powered by a steam engine .

قطار قدیمی توسط یک موتور بخار کار می‌کرد.

atmospheric [صفت]
اجرا کردن

جوی

Ex: The satellite collects data on atmospheric temperature changes to monitor global warming .

ماهواره داده‌هایی درباره تغییرات دمای جوّی جمع‌آوری می‌کند تا گرمایش جهانی را زیر نظر بگیرد.

originally [قید]
اجرا کردن

در اصل

Ex: The park originally covered twice as much land as it does now .

پارک در اصل دو برابر زمینی که اکنون دارد را پوشش می‌داد.

to power [فعل]
اجرا کردن

شارژ کردن (وسیله، ابزار و...)

Ex: The generator was used to power the lights during the power outage .
to pump [فعل]
اجرا کردن

پمپاژ کردن

Ex: The gas station attendant helped pump fuel into the car 's tank .

کارمند پمپ بنزین به پمپاژ سوخت به داخل باک ماشین کمک کرد.

mine [اسم]
اجرا کردن

معدن

Ex: The abandoned mine was converted into a tourist attraction .

معدن رها شده به جاذبه گردشگری تبدیل شد.

Scottish [صفت]
اجرا کردن

اسکاتلندی

Ex: The Scottish accent is distinctive and beloved by many .

لهجه اسکاتلندی متمایز و مورد علاقه بسیاری است.

engineer [اسم]
اجرا کردن

مهندس

Ex: The engineer is responsible for ensuring the safety and efficiency of the electrical system .

مهندس مسئول اطمینان از ایمنی و کارایی سیستم الکتریکی است.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار کردن

Ex: The chef adapted recipes to fit dietary restrictions while maintaining flavor .

آشپز دستورالعمل‌ها را برای تطبیق با محدودیت‌های غذایی تطبیق داد در حالی که طعم را حفظ کرد.

efficient [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The new software streamlined processes , making the office more efficient and organized .

نرم‌افزار جدید فرآیندها را ساده‌تر کرد و دفتر را کارآمدتر و منظم‌تر ساخت.

اجرا کردن

سازنده

Ex: As a leading manufacturer of electronic gadgets , the company expanded its reach globally .

به عنوان یک تولیدکننده پیشرو در زمینه گجت‌های الکترونیکی، شرکت دامنه فعالیت خود را در سطح جهانی گسترش داد.

to drive [فعل]
اجرا کردن

(سوخت یا انرژی را) تأمین کردن

Ex: Solar panels can drive the lights in the house .

پنل‌های خورشیدی می‌توانند چراغ‌های خانه را روشن کنند.

piston [اسم]
اجرا کردن

پیستون

Ex: The car engine has several pistons working together .

موتور ماشین چندین پیستون دارد که با هم کار می‌کنند.

to produce [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن (مخصوص منطقه یا کشور خاص)

Ex: The fertile farmland in the valley can produce a variety of crops , including wheat , corn , and soybeans .

زمین‌های حاصلخیز دره می‌توانند تولید کنند انواع محصولات از جمله گندم، ذرت و سویا.

اجرا کردن

حرکت چرخشی

Ex: The car 's engine creates rotary motion to turn the wheels .

موتور ماشین حرکت دورانی ایجاد می‌کند تا چرخ‌ها را بچرخاند.

innovation [اسم]
اجرا کردن

نوآوری

Ex: Many industries rely on innovation to stay ahead of competitors .

صنایع بسیاری برای پیشی گرفتن از رقبا به نوآوری متکی هستند.

demand [اسم]
اجرا کردن

تقاضا

Ex: The restaurant adjusted its menu to meet the changing demands of health-conscious customers .

رستوران منوی خود را برای پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر مشتریان آگاه به سلامت تنظیم کرد.

coal [اسم]
اجرا کردن

زغال‌سنگ

Ex: The mining and burning of coal can have detrimental environmental impacts , including air and water pollution , as well as greenhouse gas emissions contributing to climate change .

استخراج و سوزاندن زغال سنگ می‌تواند تأثیرات مخرب زیست‌محیطی داشته باشد، از جمله آلودگی هوا و آب، و همچنین انتشار گازهای گلخانه‌ای که به تغییرات آب‌وهوایی کمک می‌کنند.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

rapidly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: Advances in medicine are occurring rapidly .

پیشرفت‌ها در پزشکی به سرعت در حال وقوع است.

to run [فعل]
اجرا کردن

راه انداختن (موتور، دستگاه، و غیره)

Ex: Can you run the generator to provide electricity for the event ?

آیا می‌توانید ژنراتور را راه اندازی کنید تا برق را برای رویداد تأمین کنید؟

اجرا کردن

بخاری

Ex: The steam-powered engine changed travel in the past .

موتور بخاری سفر در گذشته را تغییر داد.

اجرا کردن

حمل‌ونقل

Ex: Transportation costs increased this year .

هزینه‌های حمل و نقل امسال افزایش یافت.

passenger [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The flight attendant demonstrated safety procedures to the passengers .

مهماندار پروceduresراحی‌های ایمنی را به مسافران نشان داد.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

اجرا کردن

انقلاب صنعتی

Ex:

شهرنشینی و مهاجرت گسترده از مناطق روستایی به شهرها از ویژگی‌های برجسته انقلاب صنعتی بودند.

mid [صفت]
اجرا کردن

اواسط

Ex:

مد در اواسط دهه 2000 توسط شلوارهای جین تنگ و تلفن های تاشو تسخیر شده بود.

to spread [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: The flu virus can easily spread in crowded places .

ویروس آنفلوانزا می‌تواند به راحتی در مکان‌های شلوغ پخش شود.

including [حرف اضافه]
اجرا کردن

شامل

Ex:

چندین کشور، از جمله فرانسه و ایتالیا، در اجلاس شرکت کردند.

largely [قید]
اجرا کردن

تا حد زیادی

Ex: She was largely responsible for organizing the entire event .

او تا حد زیادی مسئول سازماندهی کل رویداد بود.

rural [صفت]
اجرا کردن

روستایی

Ex: Rural schools may face challenges in providing resources and opportunities for their students .

مدارس روستایی ممکن است با چالش‌هایی در تأمین منابع و فرصت‌ها برای دانش‌آموزان خود مواجه شوند.

agrarian [صفت]
اجرا کردن

کشاورزی

Ex: In agrarian regions , the rhythm of life is often dictated by the agricultural calendar .

در مناطق کشاورزی، ریتم زندگی اغلب توسط تقویم کشاورزی دیکته می‌شود.

اجرا کردن

تبدیل شدن

Ex:

در طول قرن‌ها، شهرها تکامل می‌یابند و تغییر می‌کنند، که تغییرات در فرهنگ، فناوری و برنامه‌ریزی شهری را منعکس می‌کند.

اجرا کردن

صنعتی‌شده

Ex: With its industrialized economy , the country is now a leader in global trade .

با اقتصاد صنعتی خود، این کشور اکنون در تجارت جهانی پیشرو است.

urban [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: The café had an urban vibe , with industrial decor and city views .

کافه یک حال و هوای شهری داشت، با دکور صنعتی و منظره شهر.

goods [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: Online shopping has made it easier than ever to purchase goods from around the world .

خرید آنلاین خرید کالاها از سراسر جهان را آسان‌تر از همیشه کرده است.

to craft [فعل]
اجرا کردن

ساختن

Ex: Artisans craft intricate wooden furniture using traditional woodworking techniques .

صنعتگران با استفاده از تکنیک‌های سنتی نجاری، مبلمان چوبی پیچیده می‌سازند.

by hand [قید]
اجرا کردن

با دست

Ex: The baker kneaded the dough by hand to ensure the perfect texture .

نانوا خمیر را با دست ورز داد تا بافت بی‌نقصی را تضمین کند.

mass [صفت]
اجرا کردن

انبوه

Ex:

شرکت با اخراج دسته‌جمعی به دلیل رکود اقتصادی روبرو شد.

quantity [اسم]
اجرا کردن

مقدار

Ex: The factory increased its production to meet the growing quantity of orders .

کارخانه تولید خود را افزایش داد تا به مقدار رو به رشد سفارشات پاسخ دهد.

machine [اسم]
اجرا کردن

دستگاه

Ex:

یک ماشین قهوه ساز در دفعه اسپرسوی تازه دم را سرو کرد.

اجرا کردن

تولید

Ex: The manufacturing of textiles in the region has created many new jobs .

تولید منسوجات در این منطقه بسیاری از مشاغل جدید را ایجاد کرده است.

center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex: The region became a center of farming .

این منطقه به یک مرکز کشاورزی تبدیل شد.

in addition [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The project was praised for its innovative design and , in addition , its cost-effectiveness .

این پروژه به خاطر طراحی نوآورانه و، علاوه بر این، مقرون به صرفه بودنش مورد تحسین قرار گرفت.

widely [قید]
اجرا کردن

به‌طور گسترده

Ex: Recycling programs are widely implemented in urban areas .

برنامه‌های بازیافت در مناطق شهری به طور گسترده اجرا می‌شوند.

along [حرف اضافه]
اجرا کردن

در امتداد

Ex: They hiked along the mountain trail , taking in the scenery .

آنها در امتداد مسیر کوهستان پیاده‌روی کردند، از مناظر لذت می‌بردند.

canal [اسم]
اجرا کردن

آبراه

Ex: They installed locks along the canal to control water flow .
power [اسم]
اجرا کردن

انرژی

Ex: Using wind turbines , the farm generates enough power to sustain itself .

با استفاده از توربین‌های بادی، مزرعه به اندازه کافی انرژی تولید می‌کند تا خود را حفظ کند.

making [اسم]
اجرا کردن

ساخت

Ex: The making of bread needs flour , water , and heat .

تهیه نان به آرد، آب و گرما نیاز دارد.

stroke [اسم]
اجرا کردن

ضربه

Ex: The fan cooled the room with each stroke of its blades .

پنکه با هر ضربه از پره‌هایش اتاق را خنک کرد.

source [اسم]
اجرا کردن

منبع

Ex: The source of the signal was located miles away .

منبع سیگنال کیلومترها دورتر قرار داشت.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)