Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - قطعه 1 (3)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to impose limits or regulations on someone or something, typically to control or reduce its scope or extent

محدود کردن, ممنوع کردن
شرکتهای هواپیمایی ممکن است اندازه و وزن بار همراه را برای ایمنی مسافران محدود کنند.
to come out from a protective covering, like an egg or cocoon

خارج شدن
همانطور که بهار نزدیک میشد، زنبوردار با اشتیاق منتظر لحظهای بود که زنبورهای جدید ظاهر شوند.
in a manner that causes concern or unease

نگرانکننده
بازار سهام نگرانکننده سریع سقوط کرد.
related to or involving only one certain thing

مختص
معلم از دانشآموزان خواست تا برای تکلیفشان مثالهای خاصی از رویدادهای تاریخی ارائه دهند.
the place or area in which certain animals, birds, or plants naturally exist, lives, and grows

زیستگاه, محل سکونت
کاکتوسها به خوبی با زیستگاه خشک صحرا سازگار شدهاند.
to be linked or connected in a cause-and-effect relationship

مرتبط کردن, مرتبط بودن
کاهش کیفیت هوا در مناطق شهری اغلب به افزایش انتشار گازهای وسایل نقلیه مربوط میشود.
the types of food or drink that people or animals usually consume

رژیم غذایی
رژیم غذایی مدیترانهای، که به دلیل تأکید بر روغن زیتون، ماهی و محصولات تازه شناخته شده است، با مزایای مختلف سلامتی مرتبط شده است.
to be likely to develop or occur in a certain way because that is the usual pattern

تمایل داشتن
در آب و هوای سردتر، دما تمایل دارد که در ماههای زمستان به طور قابل توجهی کاهش یابد.
(of an animal, plant, etc.) being at risk of extinction

مستعد انقراض
تغییرات آبوهوایی تهدید قابل توجهی برای بسیاری از گونههای در معرض خطر با تغییر زیستگاهها و منابع غذایی آنها ایجاد میکند.
land that is filled with many trees

جنگل
کودکان با چوبها در جنگل پشت مدرسهشان یک قلعه کوچک ساختند.
a hard gray or white rock that contains calcium and is used for making cement or as a building material

سنگ آهک
the hard surface of a road covered with concrete or tarmac

کف خیابان
دوچرخهسوار ترجیح داد روی پیادهرو براند تا روی شنهای زبر.
existing alone without any others of the same kind

تنها, منحصر به فرد
به عنوان تنها نامزد با تجربه مرتبط، او انتخاب آشکاری برای شغل بود.
used to say that there is no doubt something is true or is the case

بدون شک, مسلماً
پیروزی تیم بدون شک به دلیل تلاش سخت و استراتژی عالی آنها بود.
existing without any others of the same type

تنها
او تنها وارث املاک پدربزرگش بود.
an event, thing, or person that gives rise to something

علت, دلیل، باعث
حمایت از حقوق حیوانات به دلیل اصلی او در زندگی تبدیل شده است.
to actively influence or impact a situation, event, or outcome

ایفا کردن
شرایط آب و هوایی نقش مهمی در تعیین نتیجه رویداد در فضای باز داشت.
the ability or power to achieve something or develop into a certain state in the future

ظرفیت
شهر ظرفیت مدیریت جمعیت بزرگتر را با ارتقای زیرساختهای برنامهریزی شده دارد.
being or concerning or limited to a continent especially the continents of North America or Europe

قارهای
to a degree or extent that is enough

به اندازه کافی
توضیح او به اندازه کافی واضح بود تا همه بفهمند.
used to suggest a logical conclusion based on the information or reasoning provided

از این رو, بنابراین
ارقام فروش از انتظارات فراتر رفت؛ بنابراین، شرکت تصمیم گرفت به کارکنان خود پاداش دهد.
to change from one thing, such as a task, major, conversation topic, job, etc. to a completely different one

تغییر دادن, عوض کردن
من سال گذشته برای فرصتهای بهتر شغل عوض کردم.
added or extra to what is already present or available

اضافی
او برای بررسی قرارداد قبل از امضا، زمان اضافی درخواست کرد.
in a manner expressing the capability or likelihood of something happening or developing in the future

بهطور بالقوه
نقض دادهها میتواند به طور بالقوه منجر به از دست رفتن اطلاعات حساس شود.
to notice or see someone or something that is hard to do so

تشخیص دادن, دیدن، متوجه شدن
معلم از دانشآموزان خواست تا خطاهای موجود در معادلات ریاضی را تشخیص دهند.
prone to danger or harm

درمعرضخطر
used to indicate a clear difference or superiority

خیلی, به مراتب
طراحی جدید به مراتب کارآمدترین است.
important or great enough to be noticed or have an impact

قابل توجه, مهم
تصمیم شرکت برای گسترش به بازارهای بینالمللی برای استراتژی رشد آن مهم بود.
large in quantity, extent, or degree

قابل توجه, چشمگیر
او در طول سالها مقدار قابل توجهی از زمان تعطیلات را جمع آوری کرد.
with no one or nothing else involved

فقط, صرفاً
قانون فقط برای جلوگیری از سوء استفاده از وجوه وجود دارد.
a climbing plant with fragrant flowers that are pink, white, or yellow in color

پیچ امینالدوله (گیاهشناسی)
گلهای پررنگ پیچ امینالدوله موضوع مورد علاقه هنرمندان بود، که گلبرگهای پیچیده و رنگهای زنده آنها را در نقاشیهایی که زیبایی طبیعت را جشن میگرفت، به تصویر میکشید.
as a result of a specific cause or reason

بهدلیل, بهموجب، بهخاطر
لغو کلاسها به دلیل اعتصاب معلمان بود.
at the current moment or during the existing time

در حال حاضر, هم اکنون
محصول در حال حاضر موجود نیست، اما هفته آینده دوباره موجود میشود.
any animal that lives by hunting and eating other animals

شکارچی (حیوان), درنده
شکارچیان، با آروارههای قدرتمند و حواس تیز، شکارچیان برتر در جنگلهای بارانی متراکم آمریکای جنوبی هستند.
any living thing that is able to move on its own, such as an animal, fish, etc.

جانور, موجود
شب با صداهای موجودات شبانه مانند جغدها، خفاشها و قورباغهها زنده شد و نشاندهنده شروع دوره فعال آنها بود.
to cause something to change

تغییر دادن, عوض کردن، دگرگون کردن
معمار پس از دریافت بازخورد از مشتری، طرح را تغییر داد.
lower than usual or expected in amount or quantity

کاهش یافته (از نظر کمیت)
پروژه به دلیل بودجه کاهش یافته با تاخیر مواجه شد، که منابع موجود برای توسعه را محدود کرد.
the total amount of time that an organism, person, or object is alive or able to function

طول عمر, عمر
عمر یک ساختمان با نگهداری منظم میتواند افزایش یابد.
in a way that is easily understood or audible

به طور واضحی, به طور قابل درکی
دستورالعملها به وضوح تحویل داده شدند، بدون هیچ ابهامی.
the process by which organisms evolve traits that improve their chances of survival and reproduction in a particular environment

انطباق, سازگاری
سازگاری باکتریایی با آنتیبیوتیکها چالشی برای پزشکی ایجاد میکند.
done for recreation, not as an occupation

تفننی
آنها یک کارگاه نقاشی آماتور برای مبتدیانی که علاقهمند به یادگیری تکنیکهای پایه هستند، سازماندهی کردند.
a close observer; someone who looks at something (such as an exhibition of some kind)

ناظر, تماشاگر
to be seen or arrive at a particular place

رسیدن, حضور یافتن، آمدن
درست وقتی که جلسه داشت به پایان میرسید، مدیرعامل ظاهر شد، همه را با یک اعلامیه غیرمنتظره شگفتزده کرد.
to take up, cover, or use the entire space or extent of something

اشغال کردن, پر کردن
جمعیت مشتاق ساعتها قبل از کنسرت شروع به اشغال استادیوم کردند، مشتاق برای تضمین بهترین صندلیها برای اجرا.
to modify or design an organ or part of something to serve a specific purpose or function

تخصص یافتن, تطبیق دادن
دستهای انسان با انگشتان شست متقابل تخصص یافتهاند تا ابزارها را به طور مؤثر بگیرند و دستکاری کنند.
(of trees or shrubs) regularly cut back to the ground to encourage new growth

هرس شده, بریده شده
بسیاری از مناطق هرس شده به دلیل رشد مجدد منظم خود از تنوع زیستی غنی هستند.
used to say that there is still hope or a chance to succeed, even if things seem difficult or uncertain
to use pressure, manipulation, or other means to obtain what is desired

استخراج کردن, گرفتن
قرضدهنده از تاکتیکهای زورگویی برای اخاذی نرخهای بهره سرسامآور از وامگیرندگان استفاده کرد.
something that shows there may be danger, trouble, or a problem ahead

علامت هشدار, نشانه خطر
نادیده گرفتن علامت هشدار میتواند منجر به مشکلات جدی شود.
