کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.

skillful [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With skillful maneuvering , the pilot safely landed the plane during adverse weather conditions .

با مانور ماهرانه، خلبان هواپیما را در شرایط آب و هوایی نامساعد به سلامت فرود آورد.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

essentially [قید]
اجرا کردن

اساساً

Ex: The new smartphone model is essentially an upgraded version of its predecessor , featuring improved performance and additional features .

مدل جدید گوشی هوشمند اساساً نسخه‌ای ارتقا یافته از مدل قبلی است، با عملکرد بهبود یافته و ویژگی‌های اضافی.

adrenaline [اسم]
اجرا کردن

آدرنالین

Ex: Athletes often experience an increase in adrenaline levels during competitive events , enhancing their performance .

ورزشکاران اغلب در طول رویدادهای رقابتی افزایش سطح آدرنالین را تجربه می‌کنند، که عملکرد آنها را بهبود می‌بخشد.

cortisol [اسم]
اجرا کردن

کورتیزول

Ex:

کورتیزول در کنترل چرخه خواب و بیداری بدن نقش دارد.

to pump [فعل]
اجرا کردن

پمپاژ کردن

Ex: The gas station attendant helped pump fuel into the car 's tank .

کارمند پمپ بنزین به پمپاژ سوخت به داخل باک ماشین کمک کرد.

to expand [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The government expanded the healthcare system to serve more citizens .

دولت سیستم بهداشتی را برای خدمت به شهروندان بیشتر گسترش داد.

اجرا کردن

رگ خونی

Ex: Atherosclerosis is a condition where plaque builds up inside the blood vessels , restricting blood flow .
muscle [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه

Ex: The physical therapist recommended exercises to strengthen weak muscles .

فیزیوتراپیست تمریناتی را برای تقویت عضلات ضعیف توصیه کرد.

pressure [اسم]
اجرا کردن

فشار

Ex:

فشار گاز در ظرف وقتی دما افزایش یافت دو برابر شد.

اجرا کردن

به‌طور مداوم

Ex: She consistently attends the weekly meetings without fail .

او به طور مداوم در جلسات هفتگی شرکت می‌کند بدون هیچ غیبتی.

to relate [فعل]
اجرا کردن

مرتبط کردن

Ex:

تغذیه نامناسب می‌تواند به مشکلات مختلف سلامتی مرتبط باشد.

superior [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The superior durability of the product justified its higher price .

دوام برتر محصول قیمت بالاتر آن را توجیه می‌کرد.

cricket [اسم]
اجرا کردن

کریکت (ورزش)

Ex: The cricket team practiced every day after school .

تیم کریکت هر روز بعد از مدرسه تمرین می‌کرد.

to inhibit [فعل]
اجرا کردن

مهار کردن

Ex: Environmental factors can inhibit the proper development of plants in certain conditions .

عوامل محیطی می‌توانند مانع رشد مناسب گیاهان در شرایط خاص شوند.

اجرا کردن

فشارخون

Ex: He monitored his blood pressure at home using a digital monitor to keep track of his health .

او فشار خون خود را در خانه با استفاده از یک مانیتور دیجیتال برای پیگیری سلامت خود کنترل می‌کرد.

in short [قید]
اجرا کردن

به طور خلاصه

Ex: The instructions , in short , outline the steps for assembling the furniture .

دستورالعمل‌ها، به طور خلاصه، مراحل مونتاژ مبلمان را شرح می‌دهند.

anxious [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She was anxious about the health of her loved one , waiting for test results to come back .
to perform [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex: As part of the experiment , the scientists will perform various tests to analyze the chemical reactions .

به عنوان بخشی از آزمایش، دانشمندان انجام خواهند داد آزمایش‌های مختلفی را برای تجزیه و تحلیل واکنش‌های شیمیایی.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

serve [اسم]
اجرا کردن

(با پرتاب توپ) بازی را در جربان انداختن

Ex:

او تکنیک سرویس بسکتبال خود را در طول تمرین به کمال رساند.

anxiety [اسم]
اجرا کردن

اضطراب

Ex: Many students experience anxiety around exam time , but there are resources available to help .

بسیاری از دانش‌آموزان در زمان امتحان اضطراب را تجربه می‌کنند، اما منابعی برای کمک وجود دارد.

under pressure [عبارت]
اجرا کردن

تحت فشار (از نظر روانی)

Ex: He felt under pressure to finish the report by the end of the day .
palpitation [اسم]
اجرا کردن

تپش قلب

Ex: Palpitations accompanied by dizziness and shortness of breath can be signs of an underlying heart condition and should be evaluated by a healthcare professional .

تپش قلب همراه با سرگیجه و تنگی نفس می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری قلبی زمینه‌ای باشد و باید توسط یک متخصص بهداشت و درمان ارزیابی شود.

nausea [اسم]
اجرا کردن

حالت تهوع

Ex: The medication caused him to feel intense nausea shortly after taking it .

دارو باعث شد که او بلافاصله پس از مصرف آن تهوع شدیدی احساس کند.

stomach [اسم]
اجرا کردن

ناحیه شکم

Ex: The dancer 's movements emphasized the graceful curves of her stomach .

حرکات رقاص بر منحنی‌های دلنشین شکم او تأکید داشت.

weakness [اسم]
اجرا کردن

lack of physical or mental strength

Ex:
desire [اسم]
اجرا کردن

میل

Ex: The restaurant offered a wide variety of dishes , catering to every desire , from spicy to mild .
extreme [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She held extreme views on politics , often engaging in heated debates with those who disagreed .

او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحث‌های داغ می‌پرداخت.

case [اسم]
اجرا کردن

مورد

Ex: Each case of misconduct will be reviewed by the disciplinary committee .

هر مورد از سوء رفتار توسط کمیته انضباطی بررسی خواهد شد.

اجرا کردن

کنترل نفس

Ex: Practicing meditation can improve self-control in stressful situations .

تمرین مدیتیشن می‌تواند خویشتن‌داری را در موقعیت‌های استرس‌زا بهبود بخشد.

to manifest [فعل]
اجرا کردن

به تصویر کشیدن

Ex: His love for nature manifested in his dedication to reforestation efforts .

عشق او به طبیعت در تلاش‌هایش برای جنگل‌کاری تجلی یافت.

اجرا کردن

تفکر بیش از حد

Ex:

عادت تفکر بیش از حد مشکلات کوچک را بزرگ نشان می‌داد.

to take [فعل]
اجرا کردن

زدن

Ex: The corner kick was perfectly taken , and the tall forward headed the ball into the goal .

ضربه کرنر به طور کامل اجرا شد, و مهاجم قدبلند توپ را با سر به دروازه زد.

tight [صفت]
اجرا کردن

کشیده

Ex: The tent cord was tight to keep the structure stable .

طناب چادر سفت بود تا ساختار را پایدار نگه دارد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)