کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - بخش 2 (2) در کتاب دوره آکادمیک Cambridge IELTS 19 را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: The army surrendered when it realized victory was impossible .

ارتش زمانی که فهمید پیروزی غیرممکن است تسلیم شد.

in addition [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The project was praised for its innovative design and , in addition , its cost-effectiveness .

این پروژه به خاطر طراحی نوآورانه و، علاوه بر این، مقرون به صرفه بودنش مورد تحسین قرار گرفت.

retaliation [اسم]
اجرا کردن

انتقام

Ex: She feared retaliation after reporting the misconduct .

او از انتقام پس از گزارش رفتار نادرست می‌ترسید.

state [صفت]
اجرا کردن

دولتی

Ex:

بیمارستان دولتی به همه خدمات بهداشتی ارائه می‌دهد.

to resort [فعل]
اجرا کردن

متوسل شدن

Ex: They had to resort to using candles during the power outage .

آن‌ها مجبور شدند در طول قطعی برق به استفاده از شمع متوسل شوند.

to employ [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: The firm employs skilled craftsmen to make its products .

شرکت استخدام می‌کند صنعتگران ماهر را برای ساخت محصولاتش.

to serve [فعل]
اجرا کردن

خدمت کردن

Ex: The soldiers are trained to serve in both peacetime and wartime conditions .

سربازان آموزش دیده‌اند تا در شرایط زمان صلح و جنگ خدمت کنند.

to prepare [فعل]
اجرا کردن

آماده‌سازی کردن

Ex: They prepare their backpacks with all the necessary supplies for school .

آن‌ها کوله‌پشتی‌های خود را با تمام لوازم ضروری برای مدرسه آماده می‌کنند.

harbor [اسم]
اجرا کردن

بندرگاه

Ex: The ships docked in the harbor to avoid the storm approaching from the open sea .

کشتی‌ها در بندر پهلو گرفتند تا از طوفانی که از دریای آزاد نزدیک می‌شد، اجتناب کنند.

in return [قید]
اجرا کردن

در عوض

Ex:

در ازای زحماتش، ترفیع گرفت.

to boost [فعل]
اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: The recent upgrade to the software will boost its performance and reliability .

ارتقاء اخیر نرم‌افزار، عملکرد و قابلیت اطمینان آن را افزایش خواهد داد.

اجرا کردن

قابل مانور

Ex: The truck was not as maneuverable as the smaller vans .

کامیون به اندازه وانت‌های کوچک قابل مانور نبود.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

Portuguese [اسم]
اجرا کردن

پرتغالی

Ex: As a Portuguese , he takes great pride in his country 's culture .

به عنوان یک پرتغالی، او به فرهنگ کشورش بسیار افتخار می‌کند.

record [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The audio recording was a valuable record of the concert performance .

ضبط صدا یک سند ارزشمند از اجرای کنسرت بود.

named [صفت]
اجرا کردن

نامگذاری شده

Ex: The police issued a statement about the named suspects in the investigation .

پلیس در مورد مظنونان نامبرده در تحقیق بیانیه‌ای صادر کرد.

rule [اسم]
اجرا کردن

*حاکمیت

Ex: During the emperor 's rule , the kingdom expanded its borders .

در طول حکومت امپراتور، پادشاهی مرزهای خود را گسترش داد.

extract [اسم]
اجرا کردن

گزیده

Ex: The teacher asked us to analyze an extract from Shakespeare 's play .

معلم از ما خواست که گزیده‌ای از نمایشنامه شکسپیر را تحلیل کنیم.

diplomatic [صفت]
اجرا کردن

دیپلماتیک

Ex:

مذاکرات دیپلماتیک با هدف دستیابی به توافق‌های دوجانبه سودمند انجام می‌شود.

اجرا کردن

مکاتبات

Ex: The historian studied the correspondence of famous figures to gain insights into their lives .

تاریخ‌دان مکاتبات شخصیت‌های مشهور را مطالعه کرد تا بینشی درباره زندگی آن‌ها به دست آورد.

ally [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex:

به عنوان متحدین، آنها در برابر تبعیض ایستادند و برای برابری همه جنگیدند.

pressing [صفت]
اجرا کردن

فوری

Ex: We must address the pressing issue of climate change to ensure the planet's future.

ما باید مسئله فوری تغییرات آب و هوایی را برای اطمینان از آینده سیاره حل کنیم.

to trouble [فعل]
اجرا کردن

به زحمت انداختن

Ex: His irresponsible actions began to trouble his colleagues at work .

اقدامات بی‌مسئولیت او شروع به آزار همکارانش در محل کار کرد.

distinct [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: The artist 's style is distinct , characterized by bold colors and abstract shapes .

سبک هنرمند متمایز است، با رنگ‌های جسورانه و شکل‌های انتزاعی مشخص می‌شود.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

substantial [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The scientist made substantial progress in understanding the mechanism of the disease .

دانشمند پیشرفت قابل توجهی در درک مکانیسم بیماری داشت.

disruption [اسم]
اجرا کردن

اختلال

Ex: The noise from the construction site was a constant disruption to their meetings .

سر و صدای سایت ساخت و ساز یک اختلال مداوم در جلسات آنها بود.

regional [صفت]
اجرا کردن

منطقه‌ای

Ex: The regional economy depends heavily on agriculture and tourism .

اقتصاد منطقه‌ای به شدت به کشاورزی و گردشگری وابسته است.

commerce [اسم]
اجرا کردن

تجارت

Ex: The treaty aimed to facilitate commerce by reducing tariffs and streamlining customs procedures .

معاهده با هدف تسهیل تجارت از طریق کاهش تعرفه‌ها و ساده‌سازی رویه‌های گمرکی انجام شد.

Cyprus [اسم]
اجرا کردن

قبرس

Ex: The economy of Cyprus relies heavily on tourism and financial services .

اقتصاد قبرس به شدت به گردشگری و خدمات مالی وابسته است.

to reject [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex: The strict teacher rejected the student 's late assignment .

معلم سخت‌گیر رد کرد تکلیف دیررس دانش‌آموز را.

claim [اسم]
اجرا کردن

ادعا

Ex: The author 's claim of discovering a new species was questioned by the scientific community .

ادعای نویسنده در مورد کشف یک گونه جدید توسط جامعه علمی مورد سوال قرار گرفت.

to base [فعل]
اجرا کردن

پایه گذاری کردن

Ex: The film production company decided to base its studio in a city renowned for its vibrant arts and entertainment scene .

شرکت تولید فیلم تصمیم گرفت استودیوی خود را در شهری مستقر کند که به صحنه پر جنب و جوش هنر و سرگرمی معروف است.

modern-day [صفت]
اجرا کردن

امروزی

Ex:

دانشجویان امروزی به شدت به یادگیری دیجیتالی وابسته هستند.

to assure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان دادن

Ex: The teacher assured the students of their ability to succeed .

معلم به دانش‌آموزان اطمینان داد که توانایی موفقیت دارند.

to punish [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The court decided to punish the thief with a prison sentence for stealing .

دادگاه تصمیم گرفت سارق را به خاطر دزدی با حکم زندان مجازات کند.

subject [اسم]
اجرا کردن

رعیت

Ex: The ruler worked to improve the lives of his subjects .

حاکم برای بهبود زندگی رعیت خود تلاش کرد.

Greek [صفت]
اجرا کردن

یونانی

Ex: Greek yoghurt is thick , creamy , and delicious .

ماست یونانی غلیظ، خامه‌ای و خوشمزه است.

world [اسم]
اجرا کردن

جهان

Ex: The Roman world was known for its vast empire and advanced engineering .

جهان رومی به خاطر امپراتوری وسیع و مهندسی پیشرفته‌اش شناخته شده بود.

Egyptian [صفت]
اجرا کردن

مصری

Ex: The tour guide at the museum is an Egyptian historian .

راهنمای تور در موزه یک تاریخ‌دان مصری است.

ruler [اسم]
اجرا کردن

حاکم

Ex: The ancient ruler built magnificent structures to demonstrate his power .

حاکم قدیمی ساختمان‌های باشکوهی ساخت تا قدرت خود را نشان دهد.

aspect [اسم]
اجرا کردن

جنبه

Ex: The environmental aspect of the debate raised crucial questions about sustainability .

جنبه زیست‌محیطی مناظره سوالات حیاتی درباره پایداری را مطرح کرد.

warfare [اسم]
اجرا کردن

جنگ

Ex:

معرفی جنگ شیمیایی در اوایل قرن بیستم سطح جدیدی از وحشت را به میدان نبرد آورد.

اجرا کردن

به‌طرز جالبی

Ex: The artist , interestingly , used recycled materials to create a beautiful sculpture .

هنرمند، به طور جالبی، از مواد بازیافتی برای خلق یک مجسمه زیبا استفاده کرد.

work [اسم]
اجرا کردن

اثر (ادبی یا هنری)

Ex: The gallery displayed an early work of the artist , showcasing her evolution over the years .

گالری یک اثر اولیه از هنرمند را به نمایش گذاشت که تحول او را در طول سال‌ها نشان می‌داد.

the Iliad [اسم]
اجرا کردن

ایلیاد

Ex:

بسیاری از دانشمندان ایلیاد را متنی بنیادین در ادبیات غربی می‌دانند.

the Odyssey [اسم]
اجرا کردن

ادیسه

Ex:

ادیسه به بررسی موضوعاتی مانند وفاداری، پشتکار و زیرکی می‌پردازد.

to condone [فعل]
اجرا کردن

چشم‌پوشی کردن

Ex: Ignoring a partner 's harmful behavior without addressing it may be perceived as condoning such actions .

نادیده گرفتن رفتار مضر شریک بدون پرداختن به آن ممکن است به عنوان تحمل چنین اقداماتی تلقی شود.

to praise [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: Critics praised the film for its compelling storyline and exceptional performances .

منتقدان این فیلم را به خاطر داستان جذاب و بازی‌های استثنایی‌اش ستودند.

following [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex:

صفحات زیر شامل شرایط و ضوابط توافق هستند.

historian [اسم]
اجرا کردن

مورخ

Ex: As a historian , she specialized in medieval European history .

تاریخ‌دان، او در تاریخ اروپای قرون وسطی تخصص داشت.

اجرا کردن

به عنوان مثال

Ex: Some people enjoy outdoor activities such as hiking and camping ; for instance , my friends love to go backpacking in the mountains .

برخی از افراد از فعالیت‌های فضای باز مانند کوهنوردی و کمپینگ لذت می‌برند؛ به عنوان مثال، دوستان من عاشق کوله‌گردی در کوه‌ها هستند.

glorified [صفت]
اجرا کردن

ستوده شده، مبالغه آمیز

Ex:

سیاستمدار اغلب در رسانه‌ها ستایش می‌شد، با وجود نقص‌هایش.

daring [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The daring explorer ventured deep into the jungle , facing unknown dangers .

کاشف نترس به اعماق جنگل رفت و با خطرات ناشناخته روبرو شد.

اجرا کردن

زندگی روزمره

Ex: Cooking dinner and commuting to work are parts of everyday life for many people .

پختن شام و رفت و آمد به کار بخشی از زندگی روزمره برای بسیاری از مردم است.

اجرا کردن

رتبه بالا

Ex: As a high-ranking diplomat , he was responsible for delicate negotiations .

به عنوان یک دیپلمات عالی‌رتبه، او مسئول مذاکرات حساس بود.

to engage [فعل]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: He chose to engage with the research rather than ignore it .

او تصمیم گرفت به جای نادیده گرفتن تحقیق، درگیر شود.

according to [حرف اضافه]
اجرا کردن

طبق

Ex: According to John 's email , the meeting has been rescheduled to Friday .

بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.

orator [اسم]
اجرا کردن

سخنران

Ex: He was regarded as one of the greatest orators of his time .

او به عنوان یکی از بزرگترین خطیبان زمان خود شناخته می‌شد.

Aathenian [صفت]
اجرا کردن

آتنی

Ex:

او از هنر و معماری آتنی دوره کلاسیک تحسین کرد.

ambassador [اسم]
اجرا کردن

سفیر

Ex: He served as an ambassador for over a decade , advocating for his country 's interests abroad .

او به مدت بیش از یک دهه به عنوان سفیر خدمت کرد و از منافع کشورش در خارج از کشور دفاع کرد.

detour [اسم]
اجرا کردن

انحراف

Ex: The GPS suggested a detour to avoid heavy traffic .

GPS یک انحراف را برای جلوگیری از ترافیک سنگین پیشنهاد کرد.

to capture [فعل]
اجرا کردن

به‌ تصرف درآوردن

Ex: The rebels captured the government building during the uprising .

شورشیان در جریان قیام ساختمان دولت را تصرف کردند.

on-board [صفت]
اجرا کردن

داخل (هواپیما، کشتی و...)

Ex:

تجهیزات ایمنی روی برد باید قبل از پرواز بازرسی شوند.

liberal [صفت]
اجرا کردن

لیبرال

Ex: Liberal education encourages critical thinking , creativity , and the pursuit of knowledge for its own sake .

آموزش لیبرال تفکر انتقادی، خلاقیت و پیگیری دانش را برای خودش تشویق می‌کند.

approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

to tolerate [فعل]
اجرا کردن

تاب آوردن

Ex: The city tolerates street vendors in designated areas .

شهر تحمل می‌کند فروشندگان خیابانی را در مناطق تعیین شده.

to curtail [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: The government curtails excessive spending by implementing strict budgetary measures .

دولت با اجرای اقدامات بودجه‌ای سختگیرانه، هزینه‌های اضافی را محدود می‌کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)