کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to plant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: To attract butterflies , you should plant some milkweed in your garden .

برای جذب پروانه‌ها، باید در باغ خود مقداری علف شیر بکارید.

to dominate [فعل]
اجرا کردن

سلطه داشتن

Ex: Black cars dominated the parking lot , making the white ones barely noticeable .

ماشین‌های سیاه حاکم بودند بر پارکینگ، که باعث می‌شد ماشین‌های سفید به سختی قابل مشاهده باشند.

agenda [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: The meeting ’s agenda includes budget planning and project updates .

دستور جلسه شامل برنامه‌ریزی بودجه و به‌روزرسانی‌های پروژه می‌شود.

corporation [اسم]
اجرا کردن

شرکت‌سهامی

Ex: Shareholders met to discuss the future direction of the corporation .

سهامداران برای بحث در مورد جهت آینده شرکت گرد هم آمدند.

to offset [فعل]
اجرا کردن

جبران کردن

Ex: Renewable energy sources can offset the dependence on fossil fuels .

منابع انرژی تجدیدپذیر می‌توانند وابستگی به سوخت‌های فسیلی را جبران کنند.

اجرا کردن

انتشار کربن

Ex: The company set a goal to achieve net-zero carbon emissions by 2050 .

شرکت هدفی را برای دستیابی به انتشار خالص صفر کربن تا سال 2050 تعیین کرد.

اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

اجرا کردن

به شدت

Ex: The company expanded considerably , reaching new markets .

شرکت به طور قابل توجهی گسترش یافت و به بازارهای جدید دست یافت.

اجرا کردن

جنگل کاری مجدد

Ex: A strip-mined area was targeted for reforestation to recover the natural habitat and support local wildlife .

منطقه‌ای که معدنکاری روباز در آن انجام شده بود، برای جنگل‌کاری مجدد هدف‌گیری شد تا زیستگاه طبیعی بازیابی شود و از حیات وحش محلی حمایت شود.

اجرا کردن

بر عهده گرفتن

Ex: Volunteers undertake community projects to contribute positively to their surroundings .

داوطلبان به عهده می‌گیرند پروژه‌های جامعه را برای کمک مثبت به محیط اطرافشان.

scale [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: The artist had a remarkable ability to capture the scale of natural landscapes in his paintings .
crucial [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Feedback from customers is crucial for improving product quality .
to select [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The coach carefully selects players for each match based on their skills and performance .

مربی با دقت بازیکنان را برای هر بازی بر اساس مهارت‌ها و عملکردشان انتخاب می‌کند.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

typical [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The weather here is typical for the season cold and snowy .

آب و هوا در اینجا معمول برای فصل است—سرد و برفی.

ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

rare [صفت]
اجرا کردن

نادر (به دلیل کمیاب بودن)

Ex: A rare species of orchid bloomed in the botanical garden , attracting visitors from around the world .

یک گونه نادر از ارکیده در باغ گیاه‌شناسی شکوفا شد و بازدیدکنندگان از سراسر جهان را به خود جذب کرد.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

non-native [صفت]
اجرا کردن

غیر بومی

Ex: Non-native animals , such as rabbits , have caused ecological imbalances in the area .

حیوانات غیر بومی، مانند خرگوش‌ها، باعث عدم تعادل زیست‌محیطی در منطقه شده‌اند.

invasive [صفت]
اجرا کردن

مهاجم

Ex: He felt violated by the invasive search of his belongings at the airport .

او به دلیل بازرسی تهاجمی وسایلش در فرودگاه احساس تجاوز کرد.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

contributor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Technological advancements have been major contributors to economic growth .

پیشرفت‌های فناوری از عوامل اصلی رشد اقتصادی بوده‌اند.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

اجرا کردن

تنوع زیستی

Ex: Preserving biodiversity is crucial for maintaining the balance of natural ecosystems .

حفظ تنوع زیستی برای حفظ تعادل اکوسیستم‌های طبیعی حیاتی است.

to threaten [فعل]
اجرا کردن

تهدید کردن

Ex: The economic downturn threatened the stability of many businesses .

رکود اقتصادی ثبات بسیاری از کسب‌وکارها را تهدید کرد.

survival [اسم]
اجرا کردن

بقا

Ex: Predation affects the survival of weaker individuals in the population .

شکارگری بر بقا افراد ضعیف‌تر در جمعیت تأثیر می‌گذارد.

to restore [فعل]
اجرا کردن

بازگرداندن

Ex: Conservationists are working hard to restore the population of endangered species in the wild .

محافظان محیط زیست سخت در تلاش هستند تا جمعیت گونه‌های در معرض خطر را در طبیعت بازگردانند.

to maximize [فعل]
اجرا کردن

به حداکثر رساندن

Ex: While renovating , they were maximizing the use of space in the small apartment .

در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر می‌رساندند.

ideally [قید]
اجرا کردن

به‌طور ایده‌آل‌

Ex: Ideally , a well-designed website is user-friendly , visually appealing , and has efficient navigation .

در حالت ایده‌آل، یک وبسایت به‌خوبی طراحی شده کاربرپسند، از نظر بصری جذاب و دارای ناوبری کارآمد است.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
اجرا کردن

دسترسی

Ex: We need to check the availability of hotel rooms for the holiday weekend .

ما باید موجود بودن اتاق‌های هتل برای آخر هفته تعطیلات را بررسی کنیم.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

soil [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex: The forest floor was covered in a thick layer of fertile soil .

کف جنگل با لایه ضخیمی از خاک حاصلخیز پوشیده شده بود.

whilst [حرف ربط]
اجرا کردن

حین

Ex: He stayed calm whilst others panicked .
harm [اسم]
اجرا کردن

the act of inflicting injury, damage, or loss on someone or something

Ex:
vulnerable [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: The elderly are particularly vulnerable to illness , so it 's important for them to get vaccinated .
sign [اسم]
اجرا کردن

نماد

Ex: Written symbols function as linguistic signs .
highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

scheme [اسم]
اجرا کردن

an organized and carefully planned course of action

Ex:
اجرا کردن

جذب کربن

Ex: Some factories use carbon capture to lower their pollution .

برخی از کارخانه‌ها از جذب کربن برای کاهش آلودگی استفاده می‌کنند.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)