کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
numerous [صفت]
اجرا کردن

متعدد

Ex: He faced numerous obstacles while trying to complete the project .

او در تلاش برای تکمیل پروژه با متعدد موانع روبرو شد.

artifact [اسم]
اجرا کردن

دست‌سازه

Ex: he historian analyzed the artifact to better understand the trade practices of the ancient society .

تاریخ‌دان شیء باستانی را تحلیل کرد تا بهتر شیوه‌های تجاری جامعه باستانی را درک کند.

fragment [اسم]
اجرا کردن

قطعه

Ex: He glued together the fragments of the vase that had shattered on the floor .

او تکه‌های گلدانی که روی زمین شکسته بود را به هم چسباند.

ax [اسم]
اجرا کردن

تبر

Ex: The lumberjack carried his ax as he worked in the forest .

چوب‌بَر تبر خود را حمل می‌کرد در حالی که در جنگل کار می‌کرد.

to date [فعل]
اجرا کردن

کشف کردن

Ex:

دانشمندان از حلقه‌های درخت برای تعیین سن درخت باستانی استفاده کردند.

clamshell [اسم]
اجرا کردن

صدف دوکفه ای

Ex: Clamshells are used in jewelry and crafts for their natural beauty and durability .

پوسته صدف در جواهرات و صنایع دستی به دلیل زیبایی طبیعی و دوام آن استفاده می‌شود.

roughly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: He earns roughly the same amount as his colleague .

او تقریباً همان مقدار همکارش درآمد دارد.

previously [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I had previously attended a similar workshop , so I was familiar with the content .

من پیش از این در یک کارگاه مشابه شرکت کرده بودم، بنابراین با محتوا آشنا بودم.

elsewhere [قید]
اجرا کردن

در جای دیگر

Ex: After the store closed , he searched elsewhere for the same product .

پس از بسته شدن فروشگاه، او در جای دیگری همان محصول را جستجو کرد.

nearby [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: The nearby cafe serves delicious coffee and pastries .

کافه نزدیک قهوه و شیرینی‌های خوشمزه سرو می‌کند.

as [قید]
اجرا کردن

مثل

Ex: He 's not as tall as his father .

او به اندازه پدرش بلند نیست.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: In some cultures , canoes have been traditionally crafted from wood or bark for centuries .

در برخی فرهنگ‌ها، قایق‌های باریک به طور سنتی از چوب یا پوست درخت برای قرن‌ها ساخته شده‌اند.

thus [قید]
اجرا کردن

بنابراین

Ex: The market demand for renewable energy sources is increasing ; thus , more companies are investing in sustainable technologies .

تقاضای بازار برای منابع انرژی تجدیدپذیر در حال افزایش است؛ بنابراین، شرکت‌های بیشتری در فناوری‌های پایدار سرمایه‌گذاری می‌کنند.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

connection [اسم]
اجرا کردن

پرواز، اتوبوس یا قطار اتصالی

neighboring [صفت]
اجرا کردن

مجاور

Ex:

آنها از یک رابطه صلح‌آمیز با جوامع همسایه خود لذت بردند، که احترام متقابل و همکاری را تقویت می‌کرد.

layer [اسم]
اجرا کردن

لایه

Ex: Trust is built in layers , not overnight .

اعتماد در لایه‌ها ساخته می‌شود، نه یک شبه.

record [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The audio recording was a valuable record of the concert performance .

ضبط صدا یک سند ارزشمند از اجرای کنسرت بود.

اجرا کردن

متعلق به گذشته بودن

Ex: The manuscript discovered in the library archives dates back to the medieval period .

دستنوشته کشف شده در آرشیو کتابخانه به دوره قرون وسطی برمی‌گردد.

اجرا کردن

نفوذ ناپذیر

Ex: The security measures in place were designed to create an impenetrable barrier against unauthorized access .

اقدامات امنیتی موجود برای ایجاد یک مانع نفوذناپذیر در برابر دسترسی غیرمجاز طراحی شده بودند.

اجرا کردن

بسیار وسیع

Ex:

پروژه تحقیقاتی با هدف ارائه یک تحلیل جامع از عوامل محیطی مؤثر بر تنوع زیستی، با در نظر گرفتن تأثیرات محلی و جهانی انجام شد.

recent [صفت]
اجرا کردن

اخیر

Ex: In recent months , the city has seen a significant increase in tourism due to new attractions .

در ماه‌های اخیر، شهر به دلیل جاذبه‌های جدید شاهد افزایش قابل توجهی در گردشگری بوده است.

ice age [اسم]
اجرا کردن

عصر یخ‌بندان

Ex: Human populations during the ice age had to adapt to extremely cold temperatures and harsh environments .

جمعیت‌های انسانی در طول عصر یخبندان مجبور بودند با دماهای بسیار سرد و محیط‌های خشن سازگار شوند.

اجرا کردن

به طور قابل توجهی

Ex: Significantly , the law was passed without a single vote of opposition .

به طور قابل توجهی، قانون بدون یک رای مخالف تصویب شد.

no doubt [قید]
اجرا کردن

بدون‌ شک

Ex: The company 's success is no doubt attributed to its innovative strategies .

موفقیت شرکت بی‌شک به استراتژی‌های نوآورانه آن نسبت داده می‌شود.

thick [صفت]
اجرا کردن

ضخیم

Ex: The hillside was covered in thick underbrush , teeming with wildlife .

دامنه کوه پوشیده از بوته‌های انبوه بود، که پر از حیات وحش بود.

according to [حرف اضافه]
اجرا کردن

طبق

Ex: According to John 's email , the meeting has been rescheduled to Friday .

بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.

coincidence [اسم]
اجرا کردن

هم‌زمانی

Ex: Running into her old friend at the mall was an unexpected coincidence .

برخورد با دوست قدیمی اش در مرکز خرید یک اتفاق غیرمنتظره بود.

to craft [فعل]
اجرا کردن

ساختن

Ex: Artisans craft intricate wooden furniture using traditional woodworking techniques .

صنعتگران با استفاده از تکنیک‌های سنتی نجاری، مبلمان چوبی پیچیده می‌سازند.

rather than [حرف اضافه]
اجرا کردن

به جای

Ex: Let 's go for a walk in the park rather than staying indoors .

بیایید به جای ماندن در خانه، در پارک قدم بزنیم.

in response to [حرف اضافه]
اجرا کردن

در پاسخ به

Ex: The government implemented new policies in response to the public outcry .

دولت در پاسخ به اعتراض عمومی سیاست‌های جدیدی را اجرا کرد.

heavy-duty [صفت]
اجرا کردن

مقاوم

Ex: Her heavy-duty work boots provided excellent protection and support during long hours on the job site .

چکمه‌های کاری مقاوم او محافظت و پشتیبانی عالی در طول ساعت‌های طولانی در محل کار فراهم کرد.

اجرا کردن

تغییر

Ex: A slight modification in the recipe made it taste even better .

یک تغییر جزئی در دستور غذا باعث شد طعم آن حتی بهتر شود.

اجرا کردن

به‌طور فزاینده

Ex: The use of renewable energy sources is becoming increasingly popular .

استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شود.

while [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: While the weather was unfavorable , they went ahead with the outdoor event .

در حالی که هوا نامساعد بود، آنها با رویداد فضای باز ادامه دادند.

to unearth [فعل]
اجرا کردن

از زیر خاک درآوردن

Ex: During construction , workers unearthed fossils that shed light on prehistoric life .

در طول ساخت و ساز، کارگران فسیل‌هایی را کشف کردند که نور بر زندگی پیش از تاریخ می‌افکنند.

mainly [قید]
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The conversation mainly revolved around future business strategies and goals .

گفتگو عمدتاً حول استراتژی‌ها و اهداف تجاری آینده می‌چرخید.

creature [اسم]
اجرا کردن

جانور

Ex: Biologists study the behavior and ecology of creatures in their natural habitats to better understand their roles in ecosystems and inform conservation efforts .

زیست‌شناسان رفتار و بوم‌شناسی موجودات را در زیستگاه‌های طبیعی‌شان مطالعه می‌کنند تا نقش آن‌ها در اکوسیستم‌ها را بهتر درک کنند و تلاش‌های حفاظتی را آگاه سازند.

to clear [فعل]
اجرا کردن

راه باز کردن

Ex: They worked together to clear a path in the forest for the new trail .

آنها با هم همکاری کردند تا مسیری را در جنگل برای مسیر جدید پاکسازی کنند.

to grind [فعل]
اجرا کردن

آسیاب کردن

Ex: The pottery artist used a pottery wheel to grind and shape the clay into a beautiful vase .

هنرمند سفالگر از چرخ سفالگری برای ساییدن و شکل دادن به خاک رس به یک گلدان زیبا استفاده کرد.

اجرا کردن

کوسکوس روتشیلد

Ex:

کوسکوس راتشیلد از دم بلند خود برای چسبیدن به شاخه های درخت استفاده می کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)