کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - شنیداری - بخش 3 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
sensor [اسم]
اجرا کردن

حسگر

Ex: In healthcare , sensors can monitor a patient ’s heart rate and other vital signs .

در مراقبت‌های بهداشتی، حسگرها می‌توانند ضربان قلب بیمار و سایر علائم حیاتی را نظارت کنند.

label [اسم]
اجرا کردن

برچسب

Ex: The label on the medicine bottle warned about potential side effects .

برچسب روی بطری دارو در مورد عوارض جانبی احتمالی هشدار می‌داد.

package [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: The care package sent to the soldiers was filled with letters and supplies .

بسته ارسال شده به سربازان پر از نامه‌ها و لوازم بود.

bump [اسم]
اجرا کردن

برآمدگی

Ex: I noticed a small bump on the tire , so I took it to the mechanic .

متوجه یک برآمدگی کوچک روی لاستیک شدم، بنابراین آن را به مکانیک بردم.

to [go] bad [عبارت]
اجرا کردن

فاسد شدن

Ex: The fruit started to go bad due to improper storage .
اجرا کردن

شروع کردن به عنوان

Ex: The movie starts off as a comedy , but turns into a thriller .

فیلم به عنوان یک کمدی شروع می‌شود، اما به یک تریلر تبدیل می‌شود.

visually impaired [عبارت]
اجرا کردن

نابینا یا کم‌بینا

Ex: The visually impaired student uses a screen reader to access digital content .
whether [حرف ربط]
اجرا کردن

که

Ex: Jane asked her friend whether he wanted to join her for lunch or eat separately .

جین از دوستش پرسید که آیا می‌خواهد برای ناهار به او ملحق شود یا جداگانه غذا بخورد.

fit [صفت]
اجرا کردن

کافی

Ex: The clothes are not fit for cold weather .

لباس‌ها برای هوای سرد مناسب نیستند.

solid [صفت]
اجرا کردن

جامد

Ex: The chef used solid blocks of chocolate to create decadent desserts for the restaurant 's menu .

سرآشپز از بلوک‌های جامد شکلات برای ایجاد دسرهای مجلل برای منوی رستوران استفاده کرد.

اجرا کردن

بازگشتن

Ex: I need to come back to the issue later in the meeting .

من باید بعداً در جلسه به این موضوع بازگردم.

drug [اسم]
اجرا کردن

دارو

Ex: Over-the-counter drugs , like aspirin or cough syrup , are readily available without a prescription and are used to alleviate common ailments such as headaches or cold symptoms .

داروهای بدون نسخه، مانند آسپرین یا شربت سرفه، به راحتی بدون نسخه در دسترس هستند و برای تسکین بیماری‌های شایع مانند سردرد یا علائم سرماخوردگی استفاده می‌شوند.

storage [اسم]
اجرا کردن

ذخیره‌سازی

Ex: Proper storage of food can help prevent it from spoiling .

ذخیره‌سازی مناسب مواد غذایی می‌تواند به جلوگیری از فاسد شدن آن کمک کند.

pharmacy [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex: The pharmacy was well-stocked with both prescription drugs and health supplements .

داروخانه هم با داروهای تجویزی و هم با مکمل‌های سلامت به خوبی مجهز بود.

besides [قید]
اجرا کردن

به‌علاوه

Ex:

او در خوانندگی با استعداد است و علاوه بر آن در رقصیدن نیز.

freshness [اسم]
اجرا کردن

تازگی

Ex: Despite the challenges they faced , their friendship retained a sense of freshness , always evolving and strengthening over time .

علیرغم چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو شدند، دوستی آن‌ها حس تازگی را حفظ کرد، همیشه در حال تکامل و تقویت با گذشت زمان.

joint [اسم]
اجرا کردن

گوشت مفصل

Ex:

قصاب یک مفصل شانه را برای کباب کردن آهسته توصیه کرد، زیرا معمولاً نرم و خوشمزه است.

possibility [اسم]
اجرا کردن

احتمال

Ex: The realm of possibilities is vast , offering endless opportunities for growth and exploration .
article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

trend [اسم]
اجرا کردن

روند

Ex: Educational trends are shifting towards online learning .

روندهای آموزشی به سمت یادگیری آنلاین در حال تغییر هستند.

اجرا کردن

عادت غذایی

Ex: She changed her eating habits after learning about nutrition .

او عادت‌های غذایی خود را پس از یادگیری درباره تغذیه تغییر داد.

focus [اسم]
اجرا کردن

تمرکز

Ex: She brought the focus back to the main topic .

او تمرکز را به موضوع اصلی بازگرداند.

product [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: Consumers are increasingly demanding eco-friendly products .

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای محصولات دوستدار محیط زیست را تقاضا می‌کنند.

vegan [صفت]
اجرا کردن

وگان

Ex:

فروشگاه بخشی برای تنقلات وگان دارد.

alternative [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company is exploring alternatives to traditional marketing strategies .

شرکت در حال بررسی جایگزین‌هایی برای استراتژی‌های بازاریابی سنتی است.

اجرا کردن

محصول حیوانی

Ex: Wool is an animal product often used in clothing .

پشم یک محصول حیوانی است که اغلب در لباس استفاده می‌شود.

chickpea [اسم]
اجرا کردن

نخود

Ex: She mashed chickpeas with garlic , lemon juice , and olive oil , creating a creamy and delicious homemade hummus .

او نخود را با سیر، آب لیمو و روغن زیتون له کرد و هوموس خانگی خامه‌ای و خوشمزه درست کرد.

advantage [اسم]
اجرا کردن

امتیاز

Ex: The new software update offers several advantages , including improved security and faster performance .
right [حرف ندا]
اجرا کردن

درست

Ex: You told her about the change , right ?

تو به او در مورد تغییر گفتي، درست؟

waste [صفت]
اجرا کردن

ضایعات

Ex:

آنها کاغذ ضایعاتی را بازیافت می‌کنند تا تأثیر زیست‌محیطی را کاهش دهند.

quite [قید]
اجرا کردن

نسبتا

Ex: She is quite talented at painting , and her work has been featured in several local galleries .

او در نقاشی کاملاً بااستعداد است و آثارش در چند گالری محلی به نمایش درآمده است.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

stale [صفت]
اجرا کردن

بیات

Ex: The pastry had gone stale in the display case , losing its flakiness and becoming dry .

شیرینی در ویترین بیات شده بود، پوسته پوسته بودن خود را از دست داده و خشک شده بود.

اجرا کردن

تجزیه کردن

Ex: The chemical reaction will break down the pollutant into safer components .

واکنش شیمیایی آلاینده را به اجزای ایمن‌تر تجزیه خواهد کرد.

paste [اسم]
اجرا کردن

خمیر

Ex: The cleaning paste removed the stains easily .

خمیر تمیزکننده لکه‌ها را به راحتی پاک کرد.

to reform [فعل]
اجرا کردن

با بهبود چیزی آن را تغییر دادن

Ex: The government is working to reform the education system to enhance student learning .

دولت در حال کار برای اصلاح سیستم آموزشی برای بهبود یادگیری دانش آموزان است.

3D printing [اسم]
اجرا کردن

چاپ سه بعدی

Ex:

چاپ سه بعدی به طراحان اجازه می‌دهد تا به سرعت مدل‌ها را ایجاد کنند.

اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: The team played around different software solutions to improve efficiency .

تیم با راه‌حل‌های نرم‌افزاری مختلف آزمایش کرد تا کارایی را بهبود بخشد.

pattern [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The intricate pattern on the rug depicted scenes from ancient mythology .

الگو پیچیده روی فرش صحنه‌هایی از اساطیر باستانی را به تصویر می‌کشید.

appetizing [صفت]
اجرا کردن

اشتهاآور

Ex: He prepared an appetizing salad with fresh greens , tomatoes , and tangy vinaigrette .

او یک سالاد اشتهابرانگیز با سبزیجات تازه، گوجه‌فرنگی و سرکه تند آماده کرد.

pleased [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was pleased by the warm welcome he received .

او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.

to manage [فعل]
اجرا کردن

کار سختی را انجام دادن

Ex: She managed a polite laugh even though the joke was awkward .

او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.

otherwise [قید]
اجرا کردن

در غیر این صورت

Ex: She needs to leave now , otherwise she will miss her train .

او باید الان برود، در غیر این صورت قطارش را از دست خواهد داد.

sample [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: The company offers a sample pack of their snacks for new customers .

شرکت یک بسته نمونه از تنقلات خود را به مشتریان جدید ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

to interest [فعل]
اجرا کردن

جالب توجه بودن

Ex:

مستند جذاب بینندگان را به یادگیری بیشتر در مورد موضوع علاقه‌مند کرد.

اجرا کردن

حساس به لمس

Ex: The touch-sensitive faucet only turns on when you tap it .

شیر آب حساس به لمس فقط زمانی روشن می‌شود که آن را لمس کنید.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)