کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
practice [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex:

تیم فوتبال جلسات تمرین فشرده‌ای قبل از بازی بزرگ داشت.

run [اسم]
اجرا کردن

امتحان‌کردن

Ex: They conducted a run to ensure the process worked .

آن‌ها یک آزمایش انجام دادند تا مطمئن شوند که فرآیند کار می‌کند.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

injury [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: The car crash caused multiple injuries .

تصادف ماشین باعث چندین آسیب شد.

unsuitable [صفت]
اجرا کردن

نامناسب

Ex: The movie contained scenes unsuitable for young children .

فیلم شامل صحنه‌هایی نامناسب برای کودکان خردسال بود.

individual [صفت]
اجرا کردن

فردی

Ex: The trainer provides individual feedback to all the participants .

مربی به همه شرکت‌کنندگان بازخورد فردی ارائه می‌دهد.

dislike [اسم]
اجرا کردن

بی‌علاقگی

Ex: His dislike of loud music made the concert unpleasant for him .

ناخوشایندی او از موسیقی بلند، کنسرت را برایش ناخوشایند کرد.

ambition [اسم]
اجرا کردن

آرزو

Ex: Their shared ambition was to open a small café in the countryside .

آرزوی مشترک آنها باز کردن یک کافه کوچک در روستا بود.

nearly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: The project was nearly complete , lacking only a final review before submission .

پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.

to miss [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن

Ex: She missed the movie because she was running late .

او فیلم را از دست داد چون دیر کرده بود.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

demanding [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex:

تعادل بین تکالیف مدرسه و فعالیت‌های فوق‌برنامه می‌تواند برای دانش‌آموزان سخت باشد و نیاز به مدیریت زمان و سازماندهی دارد.

to commit [فعل]
اجرا کردن

متعهد بودن

Ex: The activists committed themselves to advocating for social justice and equality .

فعالان متعهد شدند به حمایت از عدالت اجتماعی و برابری.

schedule [اسم]
اجرا کردن

جدول زمان‌بندی

Ex: Students received their class schedules for the upcoming semester .

دانشجویان برنامه کلاسی خود را برای ترم آینده دریافت کردند.

اجرا کردن

کاری را برای بار اول امتحان کردن

Ex: I 've never tried rock climbing before , but I 'll give it a go .
اجرا کردن

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن

Ex: They are looking forward to the family reunion .

آن‌ها بی‌صبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.

typical [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: It 's typical for toddlers to start walking between the ages of 9 and 15 months .

معمول است که کودکان نوپا بین سنین 9 تا 15 ماهگی شروع به راه رفتن کنند.

to consider [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They consider it a tradition to celebrate Thanksgiving together .

آنها آن را یک سنت می‌دانند که شکرگزاری را با هم جشن بگیرند.

sporty [صفت]
اجرا کردن

ورزشی

Ex: He is n’t the sporty type but enjoys walking outdoors .

او از نوع ورزشی نیست اما از پیاده‌روی در فضای باز لذت می‌برد.

courage [اسم]
اجرا کردن

شهامت

Ex: He lacked the courage to confront his problems head-on .

او شجاعت روبرو شدن با مشکلاتش را نداشت.

to contact [فعل]
اجرا کردن

تماس گرفتن

Ex: If you have any questions , feel free to contact me via email .

اگر سوالی دارید، از طریق ایمیل با من تماس بگیرید.

only just [قید]
اجرا کردن

تازه

Ex: We only just made it to the airport before the flight departed .

ما فقط همین الان به فرودگاه رسیدیم قبل از اینکه پرواز حرکت کند.

journey [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: She is on a personal journey to improve her health .

او در یک سفر شخصی برای بهبود سلامتی خود است.

to manage [فعل]
اجرا کردن

کار سختی را انجام دادن

Ex: She managed a polite laugh even though the joke was awkward .

او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.

halfway [قید]
اجرا کردن

در وسط

Ex: We 'll meet you halfway ; just tell us where .

ما شما را در نیمه راه ملاقات خواهیم کرد؛ فقط به ما بگویید کجا.

spectator [اسم]
اجرا کردن

تماشاگر

Ex: A true sports fan , she never missed a chance to be a spectator at live events , soaking in the atmosphere and excitement .

یک طرفدار واقعی ورزش، او هرگز فرصت بودن به عنوان تماشاگر در رویدادهای زنده را از دست نداد، در حالی که از جو و هیجان لذت می‌برد.

to [keep] going [عبارت]
اجرا کردن

(بی‌وقفه) ادامه دادن

Ex: The runner 's injuries made it hard to keep going , but she refused to quit .
to sign up [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: The employees collectively signed up for the wellness program offered by the company .

کارمندان به صورت جمعی برای برنامه سلامتی ارائه شده توسط شرکت ثبت نام کردند.

motivating [صفت]
اجرا کردن

انگیزه‌بخش

Ex:

کلمات انگیزه‌بخش مربی به بازیکنان کمک کرد تا اعصاب خود را کنترل کنند و روی بازی تمرکز کنند.

اجرا کردن

برای رسیدن به چیزی تلاش کردن

Ex: She is working toward her dream of becoming a successful entrepreneur .

او به سمت رویای خود برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق کار می‌کند.

achievement [اسم]
اجرا کردن

دستاورد

Ex: Completing her Ph.D. dissertation was a major academic achievement for the researcher .

تکمیل پایان‌نامه دکترای او یک دستاورد بزرگ علمی برای محقق بود.

necessarily [قید]
اجرا کردن

لزوما

Ex: If it rains , it does n't necessarily mean the event will be canceled ; there might be an indoor alternative .

اگر باران ببارد، این لزوماً به این معنی نیست که رویداد لغو خواهد شد؛ ممکن است یک گزینه در فضای داخلی وجود داشته باشد.

to put down [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: The automated system put down participants for the webinar upon completing the registration process .

سیستم خودکار پس از تکمیل فرآیند ثبت‌نام، شرکت‌کنندگان را برای وبینار ثبت کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)