Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the act of repeatedly doing something to become better at doing it

تمرین
عضویت در یک باشگاه مناظره فرصتهای زیادی برای تمرین سخنرانی عمومی فراهم میکند.
an act of trying out, testing, or evaluating something

امتحانکردن
او یک آزمایش از نمونه اولیه انجام داد تا عملکرد آن را بررسی کند.
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
او تا دقیقه آخر از مهمانی حرفی نزد، ما را غافلگیر کرد.
any physical damage to a part of the body caused by an accident or attack

آسیب, جراحت
دیروز هنگام فوتبال بازی کردن مصدومیت پیدا کرد.
not appropriate or fitting for a particular purpose or situation

نامناسب
خاک سنگی برای کاشت گلهای ظریف مناسب نبود.
given to or related to one single person or thing

فردی, شخصی
اقدامات فردی ما به موفقیت کلی تیم کمک میکند.
the feeling of not liking something or someone

بیعلاقگی, بیزاری
ناخوشایندی فزایندهای نسبت به آلودگی در جامعه وجود دارد.
something that is greatly desired

آرزو, خواسته
او آرزوی یادگیری ده زبان را داشت، حتی اگر هرگز به آن نرسید.
to a degree that is close to being complete

تقریباً
او تقریباً تکالیفش را تمام کرده بود که برق قطع شد.
to not go to or be present at an event or activity

از دست دادن, نرسیدن
آنها کنسرت را از دست دادند زیرا نتوانستند بلیطها را به موقع تهیه کنند.
used to show that something happened or is true, even though there was a difficulty or obstacle that might have prevented it

علیرغم, با وجود
علیرغم باران شدید، آنها تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند.
(of a task) needing great effort, skill, etc.

دشوار, چالشبرانگیز
مراقبت از کودکان کوچک میتواند پرزحمت باشد، نیاز به توجه مداوم و صبر دارد.
to be dedicated to a person, cause, policy, etc.

متعهد بودن, مقید بودن
او حرفهاش را به تحقیقات علمی اختصاص داد، با هدف انجام کشفیات انقلابی در زمینه پزشکی.
a plan or timetable outlining the sequence of events or activities

جدول زمانبندی
مدیر پروژه یک برنامه دقیق ایجاد کرد تا مطمئن شود همه وظایف به موقع تکمیل شدهاند.
to make an attempt at doing or trying something, often with the intent of testing one's abilities or exploring a new experience

کاری را برای بار اول امتحان کردن
to wait with satisfaction for something to happen

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن, مشتاق چیزی بودن
او بیصبرانه منتظر تعطیلات سالانهاش در بهشت گرمسیری است.
having or showing the usual qualities of a particular group of people or things

معمولی
یک روز معمولی در ساحل شامل شنا و استراحت در آفتاب میشود.
to regard someone or something in a certain way

فرض کردن, در نظر گرفتن
او خود را خوشبخت میداند که چنین خانوادهی حمایتگری دارد.
active in or enthusiastic about sports and physical activities

ورزشی, فعال
نگرش ورزشی او دیگران را به فعال ماندن ترغیب میکند.
the quality to face danger or hardship without giving in to fear

شهامت, جرات
او شجاعت درخواست کمک را زمانی که بیشتر به آن نیاز داشت پیدا کرد.
to communicate with someone by calling or writing to them

تماس گرفتن
پس از ارسال درخواست، آنها برای مراحل بعدی در فرآیند استخدام با شما تماس خواهند گرفت.
used to convey that something has occurred or happened very recently or narrowly

تازه, به زحمت
او فقط از برخورد با ماشین در حالی که از کنارش میگذشت اجتناب کرد.
a process of change or development that happens over time

سفر, مسیر
سفر بهبودی برای هر کس متفاوت است.
to do something difficult successfully

کار سختی را انجام دادن
او توانست پروژه را دقیقاً قبل از مهلت تمام کند.
at or to a midpoint between two locations

در وسط, در بین
او در میانه راه پلهها ایستاد تا نفَسش را بگیرد.
a person who watches sport competitions closely

تماشاگر, ناظر
به عنوان یک تماشاگر با تجربه، او تمام قوانین بازی را میدانست و اغلب میتوانست حرکات بعدی بازیکنان را پیشبینی کند.
to continue moving or making progress without stopping

(بیوقفه) ادامه دادن
to formally register for a specific group, event, or undertaking

ثبت نام کردن, نام نویسی کردن
اعضای جامعه با اشتیاق برای ابتکار نگهبانی محله ثبت نام کردند.
encouraging action or effort by providing energy, drive, or enthusiasm

انگیزهبخش
عملکرد انگیزهبخش تیم در نیمه اول، جمعیت را تشویق کرد تا حتی بلندتر تشویق کنند.
to make an effort to achieve a particular goal

برای رسیدن به چیزی تلاش کردن
سازمان به سمت کاهش ردپای کربن خود با اجرای روشهای پایدار و استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر کار میکند.
something that has been successfully done, particularly through hard work

دستاورد, موفقیت
یادگیری روان یک زبان جدید یک دستاورد قابل توجه است که درهایی به سوی فرهنگهای جدید میگشاید.
in a highly probable or inevitable manner

لزوما, حتما
داشتن مدرک دانشگاهی لزوماً موفقیت شغلی را تضمین نمیکند، اما میتواند فرصتها را بهبود بخشد.
to register someone for a particular purpose, such as an event, task, appointment, or opportunity

ثبت نام کردن, ثبت کردن
کارمندان از اینکه برای مرخصی شرکت ثبت نام شده بودند بدون نیاز به ثبت نام هیجان زده بودند.
