کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 (2) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
اجرا کردن

تجزیه‌پذیر

Ex: Organic matter , such as leaves and grass clippings , is biodegradable and can enrich the soil as it decomposes .

مواد آلی، مانند برگ‌ها و خرده‌های چمن، قابل تجزیه زیستی هستند و می‌توانند خاک را غنی کنند در حالی که تجزیه می‌شوند.

اجرا کردن

متعارف

Ex: It 's conventional for employees to dress formally for job interviews .

مرسوم است که کارمندان برای مصاحبه‌های شغلی به صورت رسمی لباس بپوشند.

to ingest [فعل]
اجرا کردن

بلعیدن

Ex: Birds use their beaks to capture and ingest small insects as a primary source of protein .

پرندگان از منقار خود برای شکار و بلعیدن حشرات کوچک به عنوان منبع اصلی پروتئین استفاده می‌کنند.

to [lose] weight [عبارت]
اجرا کردن

وزن کم کردن

Ex: Some individuals struggle to lose weight and seek professional guidance from dietitians or trainers .
rapidly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: Advances in medicine are occurring rapidly .

پیشرفت‌ها در پزشکی به سرعت در حال وقوع است.

seed [اسم]
اجرا کردن

بذر

Ex: Farmers select high-quality seeds to ensure a bountiful harvest and healthy crops .

کشاورزان بذرهای باکیفیت را انتخاب می‌کنند تا برداشت فراوان و محصولات سالم را تضمین کنند.

اجرا کردن

جوانه زدن

Ex: With the arrival of spring , the trees started to germinate , displaying their fresh buds .

با رسیدن بهار، درختان شروع به جوانه زدن کردند و جوانه های تازه خود را نشان دادند.

to conclude [فعل]
اجرا کردن

نتیجه گرفتن

Ex: By analyzing the results of the experiment , the scientists concluded that their hypothesis was correct .

با تحلیل نتایج آزمایش، دانشمندان نتیجه گرفتند که فرضیه‌شان درست بوده است.

unable [صفت]
اجرا کردن

ناتوان

Ex: The company was unable to meet its financial targets for the quarter .

شرکت نتوانست به اهداف مالی خود برای این فصل دست یابد.

اجرا کردن

به چیزی نسبت دادن

Ex: Experts attribute the economic downturn to poor policy decisions .

کارشناسان رکود اقتصادی را به تصمیمات ضعیف سیاسی نسبت می‌دهند.

mainly [قید]
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The conversation mainly revolved around future business strategies and goals .

گفتگو عمدتاً حول استراتژی‌ها و اهداف تجاری آینده می‌چرخید.

conclusion [اسم]
اجرا کردن

نتیجه‌گیری

Ex: He drew a conclusion from the results of the experiment .

او از نتایج آزمایش یک نتیجه‌گیری کرد.

to make for [فعل]
اجرا کردن

انجامیدن

Ex: The company 's poor management made for a hostile work environment .

مدیریت ضعیف شرکت منجر به یک محیط کار خصمانه شد.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The reference is located on the top shelf .

منبع در قفسه بالا قرار دارد.

session [اسم]
اجرا کردن

جلسه

Ex: The session concluded with a brief recap of the day 's lesson and an assignment for homework .

جلسه با خلاصه‌ای کوتاه از درس روز و تکلیف خانه به پایان رسید.

اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The teacher asked the students to summarize the chapter they had just read in their textbooks .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا فصل‌هایی را که تازه در کتاب‌های درسی خود خوانده‌اند خلاصه کنند.

to propose [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: The city council proposed a new ordinance to address traffic congestion , seeking input from residents on potential solutions .

شورای شهر یک مصوبه جدید برای مقابله با ترافیک پیشنهاد داد و از ساکنان در مورد راه‌حل‌های احتمالی نظرخواهی کرد.

to regard [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: The teacher regards hard work and dedication as essential factors for success .

معلم سخت‌کوشی و فداکاری را به عنوان عوامل اساسی برای موفقیت در نظر می‌گیرد.

process [اسم]
اجرا کردن

a natural extension or projection from a part of an animal or plant organism

Ex:
implication [اسم]
اجرا کردن

پیامد

Ex: The implications of the new law could affect many small businesses .

پیامدهای قانون جدید می‌تواند بر بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک تأثیر بگذارد.

to decay [فعل]
اجرا کردن

پوسیده شدن

Ex: Over the years , the ancient ruins decayed into partial structures .

در طول سال‌ها، ویرانه‌های باستانی به سازه‌های جزئی فاسد شدند.

اجرا کردن

از جایی به جای دیگر رفتن

Ex: Migratory birds pass through this region every spring .

پرندگان مهاجر هر بهار از این منطقه عبور می‌کنند.

اجرا کردن

فقیر

Ex: Overfishing in the region led to an impoverished marine ecosystem , with a decline in the number and variety of fish species .

صید بی‌رویه در منطقه منجر به یک اکوسیستم دریایی فقیر شد، با کاهش تعداد و تنوع گونه‌های ماهی.

ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

fiber [اسم]
اجرا کردن

تک‌رشته

Ex:

الیاف مصنوعی مانند نایلون اغلب به دلیل مقاومت در برابر سایش و پارگی در تجهیزات فضای باز استفاده می‌شوند.

washing [اسم]
اجرا کردن

شست‌وشو

Ex:

او از آب سرد برای شستن پارچه‌های ظریف استفاده می‌کند.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

تجزیه

Ex: The breakdown of muscle tissue after injury triggers an inflammatory response .

تجزیه بافت عضلانی پس از آسیب، یک پاسخ التهابی را تحریک می‌کند.

industry [اسم]
اجرا کردن

صنعت

Ex:

صنعت مد روندهایی را تعیین می‌کند که ترجیحات مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

injury [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: The car crash caused multiple injuries .

تصادف ماشین باعث چندین آسیب شد.

اجرا کردن

انجام دادن

Ex: The technician will carry out routine maintenance on the machinery to prevent any potential issues .

تکنسین انجام خواهد داد تعمیرات معمول روی ماشین‌آلات برای جلوگیری از هرگونه مشکل احتمالی.

essential [صفت]
اجرا کردن

لازم

Ex: Communication is essential for building strong relationships .

ارتباط برای ساختن روابط قوی ضروری است.

component [اسم]
اجرا کردن

جزء

Ex: You can replace individual components of the device if they break .

شما می‌توانید اجزاء جداگانه دستگاه را در صورت خرابی جایگزین کنید.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: During rapid vegetative growth , a plant 's uptake of water-soluble nutrients like calcium and magnesium can outpace what the soil naturally provides .

در طول رشد رویشی سریع، جذب مواد مغذی محلول در آب مانند کلسیم و منیزیم توسط یک گیاه می‌تواند از آنچه خاک به طور طبیعی فراهم می‌کند فراتر رود.

thereby [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The new policy streamlined the process , thereby increasing efficiency in the workplace .

سیاست جدید فرآیند را ساده‌تر کرد، بدین ترتیب کارایی در محل کار افزایش یافت.

fertile [صفت]
اجرا کردن

حاصلخیز (زمین)

Ex: Fertile regions attract settlers and agricultural development due to their potential for high crop yields and sustainable farming practices .

مناطق حاصلخیز به دلیل پتانسیل بالای برداشت محصول و شیوه‌های کشاورزی پایدار، مهاجران و توسعه کشاورزی را جذب می‌کنند.

to set out [فعل]
اجرا کردن

اولین قدم برای رسیدن به هدف را برداشتن

Ex:

دانش‌آموزان برآن شدند تا یک پروژه خدمات اجتماعی برای محله محلی ایجاد کنند.

subsequent [صفت]
اجرا کردن

متعاقب

Ex: Subsequent research confirmed the initial findings of the study .

تحقیقات بعدی یافته‌های اولیه مطالعه را تأیید کرد.

to place [فعل]
اجرا کردن

قرار دادن

Ex: The principal placed the school on lockdown as a safety precaution during the security threat .

مدیر به عنوان یک اقدام احتیاطی امنیتی در طول تهدید امنیتی مدرسه را در وضعیت قفل قرار داد.

perennial [صفت]
اجرا کردن

چند ساله

Ex: Perennial herbs like rosemary can thrive for years with proper care .

گیاهان چندساله مانند رزماری با مراقبت مناسب می‌توانند سال‌ها رشد کنند.

اجرا کردن

اسید پلی لاکتیک

Ex: Polylactic acid is used in many 3D printers .

اسید پلی لاکتیک در بسیاری از چاپگرهای سه بعدی استفاده می‌شود.

اجرا کردن

پلی اتیلن با چگالی بالا

Ex: High-density polyethylene is used for making water pipes .

پلی اتیلن با چگالی بالا برای ساخت لوله‌های آب استفاده می‌شود.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)