کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
unselfish [صفت]
اجرا کردن

از‌خود‌گذشته

Ex: His unselfish nature made him beloved by all his friends .

طبیعت بی‌غرض او باعث شد که توسط همه دوستانش دوست داشته شود.

اجرا کردن

خودمحور

Ex: The CEO 's decisions seemed self-centred rather than company-focused .

تصمیمات مدیرعامل به جای متمرکز بر شرکت، خودمحور به نظر می‌رسید.

assumption [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: It ’s a common assumption that older cars are less reliable .

این یک فرض رایج است که ماشین‌های قدیمی کمتر قابل اعتماد هستند.

apparently [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: She apparently forgot about our meeting , as she did n't show up on time .

ظاهراً او جلسه ما را فراموش کرده بود، چون سر وقت نیامد.

ruthless [صفت]
اجرا کردن

بی‌رحم

Ex: He showed his ruthless nature by betraying his closest friends to get ahead .

او با خیانت به نزدیکترین دوستانش برای پیشرفت، طبیعت بی‌رحم خود را نشان داد.

impulse [اسم]
اجرا کردن

وسوسه

Ex: His impulse was to speak up , but he held back to avoid conflict .

انگیزه او صحبت کردن بود، اما برای جلوگیری از درگیری خودداری کرد.

to compete [فعل]
اجرا کردن

رقابت کردن

Ex: Businesses compete to provide the best customer service .

کسب‌وکارها برای ارائه بهترین خدمات به مشتری رقابت می‌کنند.

اجرا کردن

انباشتن

Ex: He has been working hard to accumulate enough miles to redeem for a dream vacation .

او سخت کار کرده است تا مایل کافی برای تعویض با یک تعطیلات رویایی جمع آوری کند.

power [اسم]
اجرا کردن

قدرت

Ex: The power to change the system lies with the people .

قدرت تغییر سیستم در دست مردم است.

possession [اسم]
اجرا کردن

دارایی

Ex: His possessions included a vintage record player , a collection of antique books , and a cherished family heirloom .
one another [ضمیر]
اجرا کردن

یکدیگر

Ex: The guests at the party introduced themselves and mingled with one another .

مهمانان در مهمانی خود را معرفی کردند و با یکدیگر معاشرت کردند.

ulterior [صفت]
اجرا کردن

نهان

Ex: The company 's seemingly generous donation to the charity raised eyebrows , with some suspecting they had ulterior reasons for their philanthropy .

اهدای به ظاهر سخاوتمندانه شرکت به خیریه ابروها را بالا برد، با این که برخی گمان می‌کردند آنها دلایل پنهانی برای بشردوستی خود دارند.

motive [اسم]
اجرا کردن

انگیزه

Ex: Money was the main motive for his involvement in the scheme .

پول انگیزه اصلی مشارکت او در طرح بود.

اجرا کردن

از انتظارات یا استانداردها بهتر بودن

Ex: Few authors have managed to transcend the influence of literary greats like Shakespeare .

تعداد کمی از نویسندگان توانسته‌اند فراتر از تأثیر بزرگان ادبیات مانند شکسپیر بروند.

bleak [صفت]
اجرا کردن

مأیوس‌کننده

Ex: His financial situation was bleak , with mounting debts and few options .

وضعیت مالی او تاریک بود، با بدهی‌های فزاینده و گزینه‌های محدود.

closely [قید]
اجرا کردن

صمیمانه

Ex: He feels closely tied to his extended family .

او احساس می‌کند که نزدیک به خانواده گسترده‌اش وابسته است.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

to justify [فعل]
اجرا کردن

توجیه کردن

Ex: The lawyer needed to justify her client 's actions in court by presenting evidence that supported the claim of self-defense .

وکیل باید اقدامات موکل خود را در دادگاه با ارائه مدارکی که از ادعای دفاع از خود حمایت می‌کرد، توجیه می‌کرد.

ethos [اسم]
اجرا کردن

اتوس

Ex: The community ’s ethos is built on mutual support and cooperation .

اتوس جامعه بر پایه حمایت متقابل و همکاری ساخته شده است.

prevalent [صفت]
اجرا کردن

متداول ترین

Ex: In this region , malaria is prevalent during the rainy season .

در این منطقه، مالاریا در فصل بارانی شایع است.

with reference to [حرف اضافه]
اجرا کردن

با اشاره به

Ex: The report provides detailed analysis with reference to market trends and consumer behavior .

این گزارش تحلیل دقیقی با اشاره به روندهای بازار و رفتار مصرف‌کننده ارائه می‌دهد.

field [اسم]
اجرا کردن

زمینه (کاری، تحصیلی و...)

Ex: The conference brought together professionals from various fields of research .

کنفرانس حرفه‌ای‌ها را از زمینه‌های مختلف تحقیقاتی گرد هم آورد.

اجرا کردن

تکاملی

Ex: Evolutionary biologists study genetic variations to understand the mechanisms driving evolutionary change .

زیست‌شناسان تکاملی تغییرات ژنتیکی را مطالعه می‌کنند تا مکانیسم‌های محرک تغییر تکاملی را درک کنند.

to theorize [فعل]
اجرا کردن

نظریه‌پردازی کردن

Ex: Economists are theorizing that higher interest rates may help slow inflation without damaging growth .

اقتصاددانان نظریه پردازی می‌کنند که نرخ‌های بهره بالاتر ممکن است به کاهش تورم بدون آسیب به رشد کمک کنند.

present-day [صفت]
اجرا کردن

معاصر

Ex: The novel explores themes that are still relevant to present-day society .

رمان به بررسی موضوعاتی می‌پردازد که هنوز هم برای جامعه امروزی مرتبط هستند.

trait [اسم]
اجرا کردن

خصلت

Ex: Honesty is one of her most admirable traits .

صداقت یکی از قابل تحسین‌ترین ویژگی‌های او است.

prehistoric [صفت]
اجرا کردن

ماقبل‌تاریخ

Ex: Historians study prehistoric civilizations through artifacts and cave paintings .

تاریخ‌دانان تمدن‌های پیش از تاریخ را از طریق آثار باستانی و نقاشی‌های غار مطالعه می‌کنند.

times [اسم]
اجرا کردن

دوران

Ex: The times we are living in demand adaptability .

زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم نیازمند انعطاف‌پذیری است.

to term [فعل]
اجرا کردن

نامیدن

Ex:

زبان‌شناسان این ساختار دستوری را می‌نامند مجهول.

to see [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: I see this project as an opportunity to learn new skills .

من این پروژه را به عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید می‌بینم.

intense [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She felt intense excitement as she approached the finish line .

او هنگام نزدیک شدن به خط پایان، هیجان شدیدی را احساس کرد.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: Local farmers face tough competition from large-scale agricultural corporations .
brutal [صفت]
اجرا کردن

بی رحم

Ex: The brutal honesty of his words left her speechless .

صداقت وحشیانه کلامش او را مبهوت کرد.

bound [صفت]
اجرا کردن

به‌احتمال زیاد

Ex:

با توجه به فداکاری و کار سخت او، او محکوم به موفقیت در نقش جدید خود است.

conflict [اسم]
اجرا کردن

an open clash or struggle between opposing groups or individuals

Ex:
gene [اسم]
اجرا کردن

ژن

Ex: His athletic abilities might be related to a specific gene he inherited .

توانایی‌های ورزشی او ممکن است به یک ژن خاص که به ارث برده مربوط باشد.

adaptedness [اسم]
اجرا کردن

توانایی انطباق

Ex:

توانایی انطباق او با فرهنگ‌های جدید به او کمک کرد تا در خارج از کشور پیشرفت کند.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)