کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - خواندن - بخش 3 (3) در کتاب دوره‌ای Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
norm [اسم]
اجرا کردن

هنجار

Ex: The teacher expected students to adhere to the academic norm of respectful behavior .

معلم انتظار داشت دانش‌آموزان به هنجار آکادمیک رفتار محترمانه پایبند باشند.

to preserve [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Conservation efforts work to preserve natural ecosystems and biodiversity .

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ اکوسیستم‌های طبیعی و تنوع زیستی کار می‌کنند.

custom [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: In their culture , it is a custom to bow as a sign of respect .
habit [اسم]
اجرا کردن

عادت

Ex: My brother has the annoying habit of interrupting others .

برادرم عادت آزاردهنده‌ای در قطع کردن حرف دیگران دارد.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

readiness [اسم]
اجرا کردن

آمادگی

Ex: The soldiers demonstrated readiness for deployment .

سربازان آمادگی را برای استقرار نشان دادند.

software [اسم]
اجرا کردن

نرم‌افزار

Ex: The software allows users to edit videos with professional-level tools .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا ویدیوها را با ابزارهای سطح حرفه‌ای ویرایش کنند.

to mature [فعل]
اجرا کردن

بالغ شدن

Ex: They matured the project by considering every detail , ensuring everything was perfect .

آنها پروژه را با در نظر گرفتن هر جزئیات به بلوغ رساندند، مطمئن شدند که همه چیز بی‌نقص است.

seamless [صفت]
اجرا کردن

بی درز

Ex: Their teamwork was seamless , leading to the successful completion of the project ahead of schedule .

کار تیمی آنها بی‌نقص بود، که منجر به تکمیل موفقیت‌آمیز پروژه زودتر از برنامه شد.

ubiquitous [صفت]
اجرا کردن

همه جا حاضر

Ex: In urban areas , street vendors selling snacks are ubiquitous , catering to busy commuters .

در مناطق شهری، فروشندگان خیابانی که تنقلات می‌فروشند همه‌جا حاضر هستند و به مسافران پر مشغله خدمات می‌دهند.

to conduct [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: The captain is responsible for conducting the team 's training sessions to improve performance .

کاپیتان مسئول اجرای جلسات تمرین تیم برای بهبود عملکرد است.

family life [اسم]
اجرا کردن

زندگی خانوادگی

Ex: Their family life involves frequent gatherings and holiday celebrations .

زندگی خانوادگی آنها شامل گردهمایی‌های مکرر و جشن‌های تعطیلات می‌شود.

to question [فعل]
اجرا کردن

زیر سؤال بردن

Ex: They questioned the motives behind the sudden change in policy , suspecting hidden agendas .

آن‌ها به پرسش کشیدند انگیزه‌های پشت تغییر ناگهانی سیاست را، با شک به برنامه‌های پنهانی.

noteworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: His contributions to the community were noteworthy and greatly appreciated .

مشارکت‌های او در جامعه قابل توجه بود و بسیار مورد تقدیر قرار گرفت.

to arise [فعل]
اجرا کردن

پدید آمدن

Ex: It was only when the sun set that the need for additional lighting arose in the outdoor event .

فقط زمانی که خورشید غروب کرد، نیاز به روشنایی اضافی در رویداد فضای باز به وجود آمد.

generation [اسم]
اجرا کردن

نسل

Ex: This restaurant is run by a new generation of chefs who are passionate about incorporating sustainable practices into their culinary creations .

این رستوران توسط یک نسل جدید از سرآشپزها اداره می‌شود که مشتاق گنجاندن شیوه‌های پایدار در خلق‌های آشپزی خود هستند.

migration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: During the Gold Rush , mass migration to California transformed the region .

در طول تب طلا، مهاجرت انبوه به کالیفرنیا منطقه را دگرگون کرد.

shared [صفت]
اجرا کردن

مشترک

Ex: They had a shared responsibility for maintaining the house .

آنها مسئولیت مشترکی برای نگهداری از خانه داشتند.

though [قید]
اجرا کردن

اگرچه

Ex:

او کمی محفوظ است، اگرچه وقتی او را بشناسید می‌تواند بسیار دوستانه باشد.

اجرا کردن

هم‌زمان

Ex: The orchestra and choir performed simultaneous pieces , showcasing their synchronization and skill .

ارکستر و گروه کر قطعات همزمان را اجرا کردند، که هماهنگی و مهارت آنها را به نمایش گذاشت.

politician [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌مدار

Ex: The politician gave a speech in the park .

سیاستمدار در پارک سخنرانی کرد.

rather than [حرف ربط]
اجرا کردن

به جای

Ex: He chose to study at home rather than go to the library .

او تصمیم گرفت در خانه درس بخواند به جای اینکه به کتابخانه برود.

section [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The museum 's art gallery is divided into sections dedicated to different art movements and periods .

گالری هنری موزه به بخش‌هایی تقسیم شده است که به جنبش‌ها و دوره‌های مختلف هنری اختصاص دارد.

to oblige [فعل]
اجرا کردن

ملزم کردن

Ex: The law obliges citizens to pay taxes on their income .

قانون شهروندان را ملزم می‌کند که از درآمد خود مالیات بپردازند.

remark [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: His offhand remark was taken more seriously than he intended .

اظهار نظر بی‌پروای او جدی‌تر از آنچه که قصد داشت گرفته شد.

to address [فعل]
اجرا کردن

رسیدگی کردن

Ex: The first step to improvement is to address the root causes of the problem .

اولین قدم برای بهبود، رسیدگی به دلایل ریشه‌ای مشکل است.

اجرا کردن

انباشتن

Ex: He has been working hard to accumulate enough miles to redeem for a dream vacation .

او سخت کار کرده است تا مایل کافی برای تعویض با یک تعطیلات رویایی جمع آوری کند.

cloud [اسم]
اجرا کردن

ابر

Ex: The cloud makes collaboration simple , as everyone can access the same files .

ابر همکاری را ساده می‌کند، زیرا همه می‌توانند به همان فایل‌ها دسترسی داشته باشند.

server [اسم]
اجرا کردن

سرور (کامپیوتر)

Ex: Cloud servers let you back up photos from your phone .

سرورهای ابری به شما امکان می‌دهند از عکس‌های تلفن خود پشتیبان تهیه کنید.

socially [قید]
اجرا کردن

از لحاظ اجتماعی

Ex: Cultural norms influence how individuals interact socially within a society .

هنجارهای فرهنگی بر نحوه تعامل افراد اجتماعی در درون جامعه تأثیر می‌گذارند.

aware [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The students were not aware of the upcoming test until the teacher reminded them .

دانش‌آموزان از آزمون پیش‌رو مطلع نبودند تا اینکه معلم به آنها یادآوری کرد.

to address [فعل]
اجرا کردن

خطاب کردن به

Ex: It 's customary to address the judge as " Your Honor " in the courtroom .

مرسوم است که در دادگاه به قاضی با عنوان "جناب قاضی" خطاب شود.

cultural [صفت]
اجرا کردن

فرهنگی

Ex: Cultural differences can lead to misunderstandings , but they also offer opportunities for learning and growth .

تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند به سوءتفاهم منجر شوند، اما آنها همچنین فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد ارائه می‌دهند.

tradition [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: The tradition of making homemade pies for Thanksgiving is important to them .
to demand [فعل]
اجرا کردن

طلب کردن

Ex: His illness demands constant monitoring and medical care .

بیماری او نیاز دارد به نظارت مداوم و مراقبت پزشکی.

solemn [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: His solemn expression conveyed the weight of the news he had to share .

چهره جدی او وزن خبری را که باید به اشتراک می‌گذاشت، منتقل می‌کرد.

status [اسم]
اجرا کردن

موقعیت اجتماعی

Ex: Status symbols like luxury cars are often seen in wealthy neighborhoods .

نمادهای موقعیت مانند ماشین‌های لوکس اغلب در محله‌های ثروتمند دیده می‌شوند.

etiquette [اسم]
اجرا کردن

آداب

Ex: He was praised for his etiquette at the wedding reception .

او به خاطر آداب معاشرت در مراسم عروسی مورد تحسین قرار گرفت.

to relieve [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: Delegating tasks to others can help relieve the workload and prevent burnout .

واگذاری وظایف به دیگران می‌تواند به کاهش حجم کار و جلوگیری از فرسودگی کمک کند.

اجرا کردن

برون‌سپاری کردن

Ex: The organization has recently outsourced marketing services for a targeted approach .

سازمان اخیراً خدمات بازاریابی را برای یک رویکرد هدفمند برون‌سپاری کرده است.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)