Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - بخش 3 (3)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 3 - خواندن - بخش 3 (3) در کتاب دورهای Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a standard or expectation that guides behavior within a group or society

هنجار, قائده، استاندارد
کار از خانه در بسیاری از صنایع به هنجار تبدیل شده است.
to cause something to remain in its original state without any significant change

حفظ کردن
تیم در حال حاضر در حال حفظ اسناد تاریخی در یک محیط کنترل شده است.
a way of behaving or of doing something that is widely accepted in a society or among a specific group of people

سنت, رسمورسوم
دست دادن هنگام ملاقات با کسی یک عرف رایج در بسیاری از کشورها است.
something that you regularly do almost without thinking about it, particularly one that is hard to give up or stop doing

عادت
او عادت بدی دارد که ناخنهایش را میجود.
to make a connection between someone or something and another in the mind

ربط دادن, مربوط کردن
برند مشتاق ایجاد تبلیغاتی است که به مصرفکنندگان کمک میکند تا احساسات مثبت را با محصولات خود مرتبط کنند.
the state of being willing and prepared to act promptly

آمادگی, تمایل
او آمادگی خود را برای پذیرفتن چالشهای جدید در کار نشان داد.
the programs that a computer uses to perform specific tasks

نرمافزار
شرکت یک نرمافزار سفارشی برای مدیریت موجودی خود توسعه داد.
to reach full potential through careful consideration, planning, or time

بالغ شدن, بالغ کردن
طرح طی چند ماه بالغ شد قبل از اینکه در نهایت به اجرا درآید.
without any interruptions, mistakes, or visible imperfections

بی درز, روان
سازماندهی رویداد بینقص بود، همه چیز به موقع و بدون مشکل پیش رفت.
seeming to exist or appear everywhere

همه جا حاضر, متداول
بوی قهوه تازه در کافهها همهجا است و رهگذران را به داخل میکشاند.
to direct or participate in the management, organization, or execution of something

اداره کردن, اجرا کردن
محققان آزمایشهایی را برای آزمایش اثربخشی داروی جدید انجام خواهند داد.
the everyday experiences and activities of a person who is married and has children

زندگی خانوادگی, حیات خانواده
زندگی خانوادگی در روستا برای آنها جذابتر از زندگی شهری بود.
to have or express uncertainty about something

زیر سؤال بردن, شک کردن، موردتردید قرار دادن
دانشآموزان در مورد صحت اطلاعات کتاب درسی سوال کردند و به دنبال منابع اضافی برای تأیید بودند.
deserving of attention due to importance, excellence, or notable qualities

قابل توجه
تعهد شرکت به پایداری در دنیای کسبوکار امروز قابل توجه است.
possibility refers to the state or condition of being able to happen or exist, or a potential likelihood of something happening or being true

امکان, احتمال
a difficulty emerging from the fact that people cannot communicate because they do not have a common language

مانع زبانی
to begin to exist or become noticeable

پدید آمدن, به وجود آمدن
هنگامی که شرکت از مهلت قریبالوقوع برای راهاندازی محصول آگاه شد، احساس فوریت پدید آمد.
a group of people belonging to a particular age group or time period partaking in a certain activity

نسل
نسل جدیدی از دانشمندان بیوقفه در حال کار برای مقابله با چالشهای فشرده جهانی، مانند تغییرات آبوهوایی و پیشگیری از بیماریها هستند.
the act of moving to another place or country

مهاجرت
مهاجرت شهری منجر به شهرهای شلوغ و کارگران روستایی کمتر شده است.
available to or involving all parties

مشترک, اشتراکی
منابع مشترک بین اعضای تیم به اشتراک گذاشته شد.
used to introduce a statement that makes the previous one less strong and somewhat surprising

اگرچه
او مسابقه را نبرد، اما عملکردی استثنایی داشت، اگرچه.
taking place at precisely the same time

همزمان
خدمات ترجمه همزمان برای شرکتکنندگان از کشورهای مختلف ارائه شد.
someone who works in the government or a law-making organization

سیاستمدار
او در کنفرانس با یک سیاستمدار معروف ملاقات کرد.
used to express a preference or choice between two alternatives

به جای, به نسبت
آنها به جای رفتن به رستوران، شام آرامی را در خانه انتخاب کردند.
each of the parts into which a place or object is divided

بخش, قسمت
لطفاً به بخش ورزشی روزنامه مراجعه کنید تا آخرین امتیازات و بهروزرسانیها را بررسی کنید.
to make someone do something because it is required by law, duty, etc.

ملزم کردن, مجبور کردن
دعوت او را مجبور کرد تا در مراسم رسمی شرکت کند.
something that is said that shows one's opinion of something

نظر
اظهار نظر اتفاقی او بحثی پر جنب و جوش در میان گروه برانگیخت.
to think about a problem or an issue and start to deal with it

رسیدگی کردن, پرداختن
زمان آن رسیده است که به نگرانیهای فزاینده درباره آلودگی محیط زیست رسیدگی کنیم.
a feeling of fear or worry that something bad might happen in the future

دلواپسی, نگرانی
او با نگرانی به امتحان نزدیک شد.
to collect an increasing amount of something over time

انباشتن, اندوختن، جمع کردن
در طول ترم، دانشآموزان دانش و مهارتها را در کلاسهای خود جمعآوری میکنند.
a network of remote servers used to store, manage, and process data over the internet instead of on a local computer

ابر, کلود
عکسها پس از گرفته شدن به صورت خودکار به ابر آپلود میشوند.
a computer that gives other computers access to files and information in a network

سرور (کامپیوتر)
وقتی سرور از کار افتاد، هیچکس نتوانست به وبسایت دسترسی پیدا کند.
in a way that is related to society, its structure, or classification

از لحاظ اجتماعی
فناوری روشی که مردم اجتماعی متصل و ارتباط برقرار میکنند را دگرگون کرده است.
having an understanding or perception of something, often through careful thought or sensitivity

آگاه
شرکت کارمندان را از طریق اعلانهای ایمیل از سیاستهای جدید آگاه کرد.
to refer to someone by a specific name or title when speaking to them.

خطاب کردن به, صدا زدن
معلم از دانشآموزان خواست که در کلاس به او خطاب کنند "خانم تیلور".
involving a society's customs, traditions, beliefs, and other related matters

فرهنگی
زبان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی است که ارزشها و سنتهای مشترک را منعکس میکند.
an established way of thinking or doing something among a specific group of people

سنت, رسمورسوم
سنّت داستانگویی قرنهاست که منتقل شده است.
to require or need something for a particular action or item

طلب کردن
شغل نیازمند تسلط به چندین زبان برنامهنویسی است.
reflecting deep sincerity or a lack of humor

جدی, مصمم، موقر
او با لحنی رسمی صحبت کرد، بر اهمیت این مناسبت تأکید کرد.
someone or something's professional or social position relative to that of others

موقعیت اجتماعی
بسیاری از مردم موقعیت اجتماعی بالای او در جامعه را تحسین میکنند.
a set of conventional rules or formal manners, usually in the form of ethical code

آداب, اتیکت
او هنگام ملاقات با مهمانها آداب معاشرت مناسب را رعایت کرد.
to lessen or mitigate the intensity or burden of a situation

تسکین دادن, کاهش دادن
باز کردن احساساتش در درمان، وزن افسردگی که حمل میکرد را تسکین داد.
to get goods or services from an external supplier or assign specific tasks to an outside entity rather than handling them internally

برونسپاری کردن
شرکتها ممکن است انتخاب کنند که فرآیندهای تولید را برونسپاری کنند تا هزینههای تولید را کاهش دهند.
