کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 2 (1) در کتاب Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
all over [قید]
اجرا کردن

همه جا

Ex:

پوسترهای کنسرت اخیراً همه جا نصب شده‌اند.

workshop [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The workshop on climate policy drew many experts .

کارگاه درباره سیاست آب و هوا بسیاری از متخصصان را جذب کرد.

اجرا کردن

اول از همه

Ex: First of all , I ’d like to address the concerns raised in yesterday ’s discussion .

اول از همه، می‌خواهم به نگرانی‌های مطرح شده در بحث دیروز بپردازم.

to share [فعل]
اجرا کردن

به اشتراک گذاشتن (افکار، نظرات، احساسات)

Ex: She finally decided to share her long-held secret with her best friend .

او بالاخره تصمیم گرفت راز طولانی مدت خود را با بهترین دوستش به اشتراک بگذارد.

author [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: During the book signing event , fans eagerly lined up to meet their favorite author and get their copies autographed .

در طول مراسم امضای کتاب، طرفداران با اشتیاق در صف ایستادند تا با نویسنده مورد علاقه خود ملاقات کنند و نسخه‌های خود را امضا شده دریافت کنند.

اجرا کردن

ناشنوا

Ex: The hearing impaired employee uses email and instant messaging for communication in the workplace .

کارمند ناشنوا از ایمیل و پیام‌رسانی فوری برای ارتباط در محل کار استفاده می‌کند.

practical [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: His practical knowledge of the industry helped him navigate challenges effectively .

دانش عملی او از صنعت به او کمک کرد تا چالش‌ها را به طور مؤثر پشت سر بگذارد.

participant [اسم]
اجرا کردن

شرکت‌کننده

Ex: The study included 50 participants .

مطالعه شامل 50 شرکت کننده بود.

magical [صفت]
اجرا کردن

جادویی

Ex: The magical colors of the sunset painted the sky in hues of pink , orange , and gold .

رنگ‌های جادویی غروب خورشید آسمان را به رنگ‌های صورتی، نارنجی و طلایی نقاشی کرد.

aspiring [صفت]
اجرا کردن

مشتاق (برای رسیدن به موفقیت)

اجرا کردن

نقش کسی را بازی کردن

Ex:

گروه در شبیه‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری نقش بازی کرد.

to count on [فعل]
اجرا کردن

روی کسی یا چیزی حساب کردن

Ex: Clients need to count on the quality of our services for long-term satisfaction .

مشتریان باید بتوانند روی کیفیت خدمات ما برای رضایت بلندمدت حساب کنند.

inspiring [صفت]
اجرا کردن

الهام‌بخش

Ex: Her journey of resilience and determination was truly inspiring to everyone who knew her .

سفر او از انعطاف‌پذیری و عزم واقعاً الهام‌بخش بود برای همه کسانی که او را می‌شناختند.

to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

to speak up [فعل]
اجرا کردن

صحبت کردن

Ex: The professor encouraged students to speak up in class .

استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در کلاس آزادانه و با اعتماد به نفس صحبت کنند.

series [اسم]
اجرا کردن

سلسله

Ex: The museum is hosting a series of lectures on art history throughout the month .

موزه در طول ماه یک سری سخنرانی در مورد تاریخ هنر برگزار می‌کند.

subject [اسم]
اجرا کردن

موضوع

Ex:

اعضای کتابخانه در مورد مزایای موضوع رمان بحث کردند.

loneliness [اسم]
اجرا کردن

تنهایی

Ex: Mark 's prolonged isolation during the lockdown led to a growing sense of loneliness and despondency .

انزوای طولانی مدت مارک در طول قرنطینه منجر به احساس فزاینده تنهایی و ناامیدی شد.

survey [اسم]
اجرا کردن

ارزیابی

Ex: A survey of voters indicated shifting political attitudes .

یک نظرسنجی از رأی‌دهندگان نشان‌دهنده تغییر نگرش‌های سیاسی بود.

to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

lonely [صفت]
اجرا کردن

تنها

Ex: The lonely boy sat quietly in the corner of the playground .

پسر تنها آرام در گوشه زمین بازی نشسته بود.

اجرا کردن

دلگرم‌کننده

Ex:

سخنرانی دلگرم کننده او اشک را به چشمانم آورد.

اجرا کردن

پرفروش‌ترین

Ex: He launched a best-selling video game that broke sales records .

او یک بازی ویدیویی پرفروش را راه‌اندازی کرد که رکوردهای فروش را شکست.

relative [اسم]
اجرا کردن

خویشاوند

Ex: In times of need , relatives often come together to support one another .

در زمان نیاز، خویشاوندان اغلب برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند.

recently [قید]
اجرا کردن

اخیراً

Ex: He took up a new hobby recently .

او اخیراً یک سرگرمی جدید را شروع کرده است.

to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: She was happy to receive a surprise gift on her birthday .

او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.

gold medal [اسم]
اجرا کردن

مدال طلا

Ex: The swimmer took home three gold medals .

شناگر سه مدال طلا به خانه برد.

اجرا کردن

گرامی داشتن (با برگذاری مراسم)

Ex: The community celebrates volunteers who selflessly dedicate their time to helping others .

جامعه جشن می‌گیرد از داوطلبانی که بی‌چشمداشت وقت خود را به کمک به دیگران اختصاص می‌دهند.

joy [اسم]
اجرا کردن

شادمانی

Ex: Watching the sunrise from the mountaintop filled him with a deep sense of joy and wonder .

تماشای طلوع آفتاب از فراز کوه او را از احساس عمیق شادی و شگفتی پر کرد.

poem [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: Reading the poem , you could feel the sorrow and longing in every line .
beautifully [قید]
اجرا کردن

به زیبایی

Ex: The sunset was beautifully reflected on the lake .

غروب خورشید به زیبایی روی دریاچه منعکس شده بود.

reader [اسم]
اجرا کردن

فرد علاقمند به مطالعه

Ex: The author 's note addressed the reader directly , giving insight into the story .

یادداشت نویسنده مستقیماً به خواننده خطاب کرد، بینشی به داستان داد.

to organize [فعل]
اجرا کردن

ترتیب دادن

Ex: We are organizing a surprise party for her birthday .

ما در حال برگزاری یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد او هستیم.

اجرا کردن

آفرو-کارائیبی

Ex:

او از گوش دادن به موسیقی آفرو-کارائیبی لذت می‌برد، به ویژه رگه.

roots [اسم]
اجرا کردن

ریشه‌ها

Ex: Traveling made her appreciate the roots of her upbringing even more .

مسافرت کردن باعث شد او ریشه‌های تربیت خود را حتی بیشتر تقدیر کند.

to come up [فعل]
اجرا کردن

نزدیک بودن

Ex: With the conference coming up , everyone is busy preparing their presentations .

با نزدیک شدن کنفرانس، همه مشغول آماده کردن ارائه‌های خود هستند.

اجرا کردن

پر از اکشن

Ex: We watched an action-packed football match last night .

دیشب یک مسابقه فوتبال پر از اکشن تماشا کردیم.

on offer [عبارت]
اجرا کردن

available for people to choose, use, or take

Ex: Let me explain what is on offer during the trip .
اجرا کردن

نوشتن خلاقانه

Ex: Many students enjoy creative writing because it lets them be free with their ideas .

بسیاری از دانش‌آموزان از نوشتن خلاقانه لذت می‌برند زیرا به آنها اجازه می‌دهد با ایده‌هایشان آزاد باشند.

Jamaican [صفت]
اجرا کردن

جامائیکایی

Ex: The Jamaican food at the restaurant was delicious .

غذای جامائیکایی در رستوران خوشمزه بود.

journey [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: The family embarked on a road trip , making stops at various landmarks and attractions during their journey .

خانواده به یک سفر جاده‌ای رفتند و در طول سفر خود در نقاط دیدنی و جاذبه‌های مختلف توقف کردند.

illustrated [صفت]
اجرا کردن

مصور

Ex: The illustrated dictionary is easy to understand for children .

فرهنگ لغت مصور برای کودکان قابل درک است.

award [اسم]
اجرا کردن

جایزه

Ex: The film director received an award at the international film festival .

کارگردان فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم یک جایزه دریافت کرد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)