کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - گفتگوی معمولی و آزاردهنده

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to blurt [فعل]
اجرا کردن

از دهان پراندن

Ex: During the argument , she blurted something hurtful she later regretted .

در طول بحث، او چیزی زننده به زبان آورد که بعداً پشیمان شد.

to bandy [فعل]
اجرا کردن

بگومگو کردن

Ex: His name was bandied around as a possible candidate .

نام او به عنوان یک نامزد احتمالی مطرح شد.

to clamor [فعل]
اجرا کردن

قشقرق به پا کردن

Ex: The audience had clamored for a refund after the disappointing show .

تماشاگران پس از نمایش ناامیدکننده فریاد برای بازپرداخت زده بودند.

to grouse [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: During the meeting , team members started to grouse about the lack of communication from the leadership .

در طول جلسه، اعضای تیم شروع به شکایت از کمبود ارتباط از سوی رهبری کردند.

to prate [فعل]
اجرا کردن

بیهوده سخن گفتن

Ex: As the interviewee continued to prate about unrelated topics , the journalist struggled to redirect the conversation .

در حالی که مصاحبه‌شونده به وراجی درباره موضوعات نامربوط ادامه می‌داد، روزنامه‌نگار برای تغییر مسیر گفتگو تلاش می‌کرد.

to repine [فعل]
اجرا کردن

ناراضی بودن

Ex: The team repined about the lack of progress in their project .

تیم شکایت کرد از کمبود پیشرفت در پروژه‌شان.

to vaunt [فعل]
اجرا کردن

to speak or behave in a boastful or showy way

Ex: The chef vaunted the restaurant 's new menu to customers .

آشپز فخر فروشی می‌کرد از منوی جدید رستوران به مشتریان.

to yammer [فعل]
اجرا کردن

غر زدن

Ex: Stop yammering and do something about it .

ناله کردن را متوقف کن و در مورد آن کاری انجام بده.

to declaim [فعل]
اجرا کردن

سخنرانی پرشور کردن

Ex: The preacher declaimed against moral decay in society .

واعظ علیه انحطاط اخلاقی در جامعه سخنرانی کرد.

اجرا کردن

لابه‌لای (چیزی) گذاشتن

Ex: He interjected a sarcastic remark that broke the tension .

او یک اظهار نظر طعنه‌آمیز در میان آورد که تنش را شکست.

filibuster [اسم]
اجرا کردن

فیلیباستر

Ex: The party used a filibuster to force changes to the legislation .

حزب از یک فیلباستر برای وادار کردن تغییرات در قانون استفاده کرد.

to quip [فعل]
اجرا کردن

شوخی کردن

Ex: He quipped that the coffee was strong enough to wake the dead .

او شوخی کرد که قهوه به اندازه‌ای قوی بود که مردگان را بیدار کند.

to lionize [فعل]
اجرا کردن

کسی را زیادی بالا بردن

Ex: Critics lionized the director after his latest film won multiple awards at international film festivals .

منتقدان پس از آنکه آخرین فیلم کارگردان در جشنواره‌های فیلم بین‌المللی چندین جایزه برد، او را ستایش کردند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت