از دهان پراندن
در طول بحث، او چیزی زننده به زبان آورد که بعداً پشیمان شد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
از دهان پراندن
در طول بحث، او چیزی زننده به زبان آورد که بعداً پشیمان شد.
بگومگو کردن
نام او به عنوان یک نامزد احتمالی مطرح شد.
قشقرق به پا کردن
تماشاگران پس از نمایش ناامیدکننده فریاد برای بازپرداخت زده بودند.
گله کردن
در طول جلسه، اعضای تیم شروع به شکایت از کمبود ارتباط از سوی رهبری کردند.
بیهوده سخن گفتن
در حالی که مصاحبهشونده به وراجی درباره موضوعات نامربوط ادامه میداد، روزنامهنگار برای تغییر مسیر گفتگو تلاش میکرد.
ناراضی بودن
تیم شکایت کرد از کمبود پیشرفت در پروژهشان.
to speak or behave in a boastful or showy way
آشپز فخر فروشی میکرد از منوی جدید رستوران به مشتریان.
غر زدن
ناله کردن را متوقف کن و در مورد آن کاری انجام بده.
سخنرانی پرشور کردن
واعظ علیه انحطاط اخلاقی در جامعه سخنرانی کرد.
لابهلای (چیزی) گذاشتن
او یک اظهار نظر طعنهآمیز در میان آورد که تنش را شکست.
فیلیباستر
حزب از یک فیلباستر برای وادار کردن تغییرات در قانون استفاده کرد.
شوخی کردن
او شوخی کرد که قهوه به اندازهای قوی بود که مردگان را بیدار کند.
کسی را زیادی بالا بردن
منتقدان پس از آنکه آخرین فیلم کارگردان در جشنوارههای فیلم بینالمللی چندین جایزه برد، او را ستایش کردند.