وابستگی
او وابستگی سیاسی خود را پس از انتخابات تغییر داد.
وابستگی
او وابستگی سیاسی خود را پس از انتخابات تغییر داد.
حس نزدیکی
هنرمند علاقهای به رنگهای پرجنبوجوش داشت، که در نقاشیهای جسورانه و پراحساس او آشکار بود.
جاذبه
جذابیت شهرت و ثروت بسیاری از بازیگران مشتاق را به هالیوود کشاند.
ترکیب
رمانی که رمز و راز، عاشقانه و علمی تخیلی را ترکیب میکند، این اثر یک ترکیب از ژانرها است.
ترکیب کردن
مدیر پروژه قصد داشت مهارتهای اعضای تیم را ترکیب کند تا به اهداف پروژه به طور کارآمد دست یابد.
ضمیمه کردن
گزارش یک نقشه دقیق را برای تصویرسازی بهتر ضمیمه خواهد کرد.
متصل کردن
او روبان را برای تزئین به جعبه هدیه الحاق کرد.
یکپارچه کردن
معلم ایدههای دانشآموزان را در یک پروژه گروهی محکم منسجم کرد.
مرتب کردن
او اسلایدها را برای ارائهاش به ترتیب صحیح مرتب کرد.
مرتبسازی
سیستم مقایسه دادهها را قبل از تولید گزارشها انجام میدهد.
مسلسل کردن
مسیر چندین بنای تاریخی را در یک تور به هم متصل میکند.
مشترک
در پاسخ به همهگیری، یک تلاش هماهنگ جهانی برای توسعه و توزیع واکسنها وجود داشت.
جمع شدن
سرمایهگذاران در اطراف استارتآپهای فناوری امیدوارکننده گرد هم آمدند.
تجمع
اینترنت اساساً یک انبوه وسیع از منابع اطلاعاتی است.
فراخواندن
کمیته برای بررسی پیشنهاد یک جلسه فراخوانی خواهد کرد.
گروه متحد
نکسوس عوامل مؤثر در رکود اقتصادی شامل سیاستهای دولت، روندهای بازار جهانی و رفتار مصرفکننده بود.
شامل کردن
در روانشناسی، رفتارگرایی شامل نظریههای مختلفی میشود که بر رفتارهای قابل مشاهده و تعیینکنندههای آنها تمرکز دارند.
محکم گرفتن
در حالی که از جنگل تاریک میگذشتند، برای اطمینان دستهای یکدیگر را محکم گرفتند.
همبستگی
موفقیت او هیچ همبستگی با تحصیلات رسمی نشان نداد.
ملموس شدن
با گذشت زمان، برنامه تیم به یک استراتژی واضح منجمد شد.