کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - فرم، بافت و ساختار

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
amorphous [صفت]
اجرا کردن

بی‌شکل

Ex: The blob of clay remained amorphous until shaped by the sculptor .
aquiline [صفت]
اجرا کردن

عقابی (مدل بینی)

Ex: She had sharp cheekbones and an aquiline nose that added to her striking appearance .

او استخوان‌های گونه تیز و بینی قلاب‌مانند داشت که به ظاهر جذابش می‌افزود.

asunder [قید]
اجرا کردن

از هم جدا

Ex: The strong wind ripped the flag asunder , leaving only fragments fluttering in the air .

باد شدید پرچم را تکه تکه کرد، و تنها تکه‌هایی از آن در هوا به پرواز درآمد.

brittle [صفت]
اجرا کردن

شکننده

Ex: The stale bread had become brittle , losing its softness and freshness .

نان بیات شکننده شده بود، نرمی و تازگی خود را از دست داده بود.

concave [صفت]
اجرا کردن

مقعر

Ex:

رامپ اسکیتبرد طراحی مقعر داشت که کنترل بهتری در حین انجام حرکات فراهم می‌کرد.

convex [صفت]
اجرا کردن

محدب

Ex:

شکل محدب تپه مکانی عالی برای غلتیدن بچه‌ها به پایین فراهم کرد.

malleable [صفت]
اجرا کردن

چکش‌خور

Ex: Playdough is a malleable material that children can shape and mold into imaginative creations .

خمیر بازی یک ماده قابل انعطاف است که کودکان می‌توانند آن را به شکل‌های خلاقانه درآورند و قالب بگیرند.

pellucid [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex:

سطح شفاف دریاچه کوه‌های اطراف را با وضوح کامل منعکس می‌کرد.

striated [صفت]
اجرا کردن

خط دار

Ex: The designer chose a striated fabric to add visual interest to the garment .

طراح یک پارچه خط‌دار را برای افزودن جذابیت بصری به لباس انتخاب کرد.

stratified [صفت]
اجرا کردن

طبقه‌بندی شده

Ex: The archaeologists uncovered stratified remains of past civilizations .

لایه‌ای

tumid [صفت]
اجرا کردن

متورم

Ex: Her eyes were tumid from crying all night .

چشم‌هایش از گریه کردن تمام شب متورم شده بود.

viscous [صفت]
اجرا کردن

چسبناک

Ex: The viscous syrup clung to the sides of the bottle .

شربت چسبناک به دیواره‌های بطری چسبیده بود.

crumbly [صفت]
اجرا کردن

شکننده

Ex:

پنیر به طور خوشمزه‌ای خردشدنی بود، با طعم تیزی که در دهان آب می‌شد.

flimsy [صفت]
اجرا کردن

ضعیف و ناپایدار

Ex: The flimsy construction of the tent could n't withstand the strong winds .

ساختار شکننده چادر نتوانست در برابر بادهای شدید مقاومت کند.

malformed [صفت]
اجرا کردن

بدشکل

Ex: The tree had a malformed trunk , twisted unnaturally by years of wind .

درخت یک تنه بدشکل داشت، که به طور غیرطبیعی توسط سال‌های باد پیچ خورده بود.

soggy [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex: The picnic had to be canceled because the lawn was too soggy for anyone to sit on .

پیکنیک مجبور به لغو شد زیرا چمن بیش از حد خیس بود که کسی روی آن بنشیند.

pliable [صفت]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیر

Ex: Rubber bands are pliable and can be stretched to fit around objects of different sizes .

نوارهای لاستیکی انعطاف‌پذیر هستند و می‌توان آنها را کشید تا به دور اشیاء با اندازه‌های مختلف قرار گیرند.

corrugated [صفت]
اجرا کردن

شیاردار

Ex:

تخت‌های باغ با فلز موجدار خط‌کشی شده بودند تا یک حاشیه بادوام و جذاب بصری ایجاد شود.

rustic [صفت]
اجرا کردن

بی‌تکلف

Ex:

هنرمند از مواد روستایی — ریسمان، خاک رس و چوب شناور — برای مجسمه‌هایش استفاده کرد.

unwieldy [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: They opted for a smaller , more maneuverable vehicle to replace their unwieldy SUV .

آنها یک وسیله نقلیه کوچکتر و قابل مانور بیشتر را برای جایگزینی SUV حجیم خود انتخاب کردند.

اجرا کردن

دوشاخه کردن

Ex: The decision to expand the business led to a plan to bifurcate the company into two divisions .

تصمیم به گسترش کسب‌وکار منجر به برنامه‌ای برای تقسیم شرکت به دو بخش شد.

bicameral [صفت]
اجرا کردن

دارای دو مجلس مقننه

Ex: Debates in a bicameral parliament often require approval from both chambers .

بحث‌ها در یک پارلمان دو مجلسی اغلب نیاز به تأیید از هر دو مجلس دارد.

bifurcated [صفت]
اجرا کردن

دو شاخه شده

Ex: The road became bifurcated , forcing travelers to choose between two directions .

جاده دو شاخه شد، مسافران را مجبور کرد بین دو جهت انتخاب کنند.

kernel [اسم]
اجرا کردن

هسته

Ex: The book 's kernel is the struggle for personal freedom .

هسته کتاب مبارزه برای آزادی شخصی است.

acute [صفت]
اجرا کردن

تیز

Ex: The thorn 's acute end pierced through the fabric .

انتهای تیز خار از پارچه عبور کرد.

sodden [صفت]
اجرا کردن

مرطوب

Ex: She wrung out the sodden towel , watching as water dripped onto the bathroom floor .

او حوله خیس را فشرد، در حالی که تماشا می‌کرد آب روی کف حمام می‌چکید.

tortuous [صفت]
اجرا کردن

پرپیچ‌وخم

Ex: The tortuous coastline stretched for miles , with many sharp turns .

خط ساحلی پیچ‌وخم‌دار برای مایل‌ها امتداد داشت، با بسیاری از پیچ‌های تند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت